English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
affinities نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
affinity نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
Other Matches
free air anomaly اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
gravitational force نیروی جاذبه
attractive force نیروی جاذبه
attraction force نیروی جاذبه
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
intermolecular attractive force نیروی جاذبه بین مولکولی
cohesion نیروی جاذبه بین ذرات همگن
neap tide دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
excited atom density چگالی اتمهای تحریک شده
molecule ملکول
molecules ملکول
trimolecular دارای سه ملکول
gram molecule ملکول گرم
scape of molecules فرار ملکول ها
atomicity تعداد اتم در ملکول
chromophore گروه رنگی ملکول
chromophore عامل رنگی ملکول
trihydrate ترکیب شیمیایی دارای سه ملکول اب
monomolecular دارای صخامت بقدر یک ملکول یک ملکولی
tetrahydroxy دارای چهار هیدروکسیل درهر ملکول
hemihydrate هیدرات جسمی که دارای نیم ملکول اب است
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
blue water school انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
e.m.f force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernauts نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernaut نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
electromotive force نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
appeals جاذبه
gravitation جاذبه
law of gravity جاذبه
appeal جاذبه
appealed جاذبه
attraction جاذبه
attractions جاذبه
gravity جاذبه
valence جاذبه
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy نیروی بالابر نیروی شناوری
attack force نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
attractive field میدان جاذبه
attration جاذبه کشندگی
gravitation جاذبه گرانشی
gravitational attraction جاذبه گرانشی
gravitation کشش جاذبه
electrostatic attraction جاذبه الکترواستاتیکی
sexiness جاذبه جنسی
attraction of current جاذبه میدان
adhesion جاذبه سطحی
electron capture جاذبه الکترونی
electric attraction جاذبه الکتریکی
gravitational waves امواج جاذبه
gravitation جاذبه ثقلی
gravitation قوه جاذبه
electromagnetic attraction جاذبه الکترومغناطیسی
magnetic attraction جاذبه مغناطیسی
cohesion جاذبه مولکولی
coulomb attraction جاذبه کولنی
capillary attraction جاذبه شعریه
counter attraction جاذبه متقابله
gravitational constant ثابت جاذبه
sex appeal جاذبه جنسی
absorpthiveness قوه جاذبه
law of universal gravitation قانون جاذبه عمومی
law of electrostatic attraction قانون جاذبه الکترواستاتیکی
ablatitious کاهنده قوه جاذبه
geomagnetic وابسته به جاذبه زمین
intermolecular attraction جاذبه بین مولکولی
interionic attraction جاذبه بین یونی
centripetal force قوه جاذبه مرکز
intensity of gravity گرانی یا جاذبه زیاد
intensity of gravity شدت با زیادی جاذبه
magnetic dip میدان جاذبه مغناطیسی
scenic attractions جاذبه های دیدنی
magnetic dip قوه جاذبه مغناطیسی
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
gravity جاذبه زمین کشش انحراف
cohesion التصاق یا قوه جاذبه ذرات
gravity جاذبه زمین درجه کشش
gravitated بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
centriole ذره کوچکی در مرکز جاذبه میان دانه
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
geotropism رشدو نمو گیاه تحت تاثیر قوه جاذبه زمین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
electrostatics بخشی از علم فیزیک که درباره پدیدههای قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگومینماید
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
eagle flight نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
attached strength استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
jetting نیروی جت
total force نیروی کل
jet propulsion نیروی جت
jets نیروی جت
jet نیروی جت
jetted نیروی جت
burst force نیروی ناگهانی
he acted from impluse نیروی ناگهانی یا
capillarity نیروی موئینهای
cathexis نیروی عاطفی
osmotic force نیروی اسمزی
attraction force نیروی ربایش
hoisting power نیروی صعودی
cohesive force نیروی همدوسی
cohesive force نیروی همچسبی
holding force نیروی بازدارنده
cohesive force نیروی چسبندگی
hydro نیروی محرکه اب
burst force نیروی انفجاری
buoyant force نیروی شناورسازی
gravitational force نیروی گرانشی
army of occupation نیروی اشغالگر
auxiliary forces نیروی کمکی
assault force نیروی هجومی
assault force نیروی هجوم
atomic energy نیروی اتمی
ground forces نیروی زمینی
blocking force نیروی سد کننده
body force نیروی حجمی
brake horsepower نیروی ترمز
eccentric force نیروی برونگرا
brake pressure نیروی ترمز
ground force نیروی زمینی
by military force با نیروی نظامی
electromotive force نیروی برقرانی
economic potential نیروی اقتصادی
explosive force نیروی انفجار
external force نیروی بیرونی
external force نیروی خارجی
field force نیروی میدانی
joint force نیروی مشترک
fire power نیروی اتش
effective force نیروی موثر
exchange force نیروی تبادلی
electromotive force نیروی الکتروموتوری
electric force نیروی الکتریکی
elastic force نیروی ارتجاع
electrostatic force نیروی الکتروستاتیکی
emf نیروی برقرانی
equilibrant نیروی متعادل
elanvital نیروی حیاتی
e. power نیروی اجرایی
dymanic نیروی جنباننده
driving force نیروی محرک
counterpoise نیروی مقاوم
coulombic force نیروی کولنی
coulomb force نیروی کولنی
coriolis force نیروی کوریولیس
contractile force نیروی انقباضی
conservation force نیروی باقی
concurrent force نیروی همرس
compressive force نیروی تراکمی
countervailing power نیروی همسنگ
covering force نیروی پوششی
cutting thrust نیروی برش
driving force نیروی محرکه
drifting force نیروی رانش
drifting force نیروی وزش
drag force نیروی کششی
dissipative force نیروی اتلافی
dispersion force نیروی پاشیدگی
destrudo نیروی ویرانگری
damping force نیروی میران
hydroelectric power نیروی برقابی
screening force نیروی پوشاننده
to gauge wind نیروی بادراسنجیدن
tonicity نیروی ارتجاعی
torsional force نیروی پیچشی
total labor force کل نیروی کار
tractive effort نیروی کشنده
uniaxial force نیروی تک محوری
vertical force نیروی عمودی
vertical force نیروی قائم
vertical force نیروی شاغولی
virile strength نیروی مردانه
vital energy نیروی زندگی
vital force نیروی حیاتی
waterpower نیروی ابی
work force نیروی کار
tide rising force نیروی کشنداور
thews نیروی عضلانی
security force نیروی تامینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com