Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
fictitious force
نیروی خیالی
[فیزیک]
Other Matches
romanticised
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticising
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizing
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark
سر زمین خیالی داستان خیالی
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
fantasmal
خیالی
phantasy
خیالی
abandoning
بی خیالی
phantasmic
خیالی
chimerical
خیالی
phantasmal
خیالی
abandons
بی خیالی
abandon
بی خیالی
fantastic
خیالی
romantic
خیالی
romantics
خیالی
vagariously
خیالی
visional
خیالی
fanciful
خیالی
fictitious
خیالی
romantically
خیالی
insubstantial
خیالی
fantastical
خیالی
viewy
خیالی
poetic
خیالی
imaginary
خیالی
brainchild
خیالی
visionary
خیالی
illusional
خیالی
laputan
خیالی
dreamier
خیالی
dreamiest
خیالی
metaphsical
خیالی
dreamy
خیالی
visionaries
خیالی
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
images
تصور خیالی
eidolon
تصویر خیالی
ideational
خیالی اندیشهای
dreamful
غیرواقعی خیالی
suppositious
فرضی خیالی
imaginativeness
خیالی بودن
spectral
خیالی طیفی
soubriquet
لقب خیالی
shangri
بهشت خیالی
imagnarily
بطور خیالی
humoresque
تصنیف خیالی
ideative
خیالی اندیشهای
Utopias
خیالی و تصوری
kinephantom
حرکت خیالی
fancy picture
عکس خیالی
f.claims
دعاوی خیالی
phantom limb
اندام خیالی
false stereo
تصویر خیالی
fancifully
بطور خیالی
babel
طرح خیالی
fine spun
دقیق خیالی
fantasia
اهنگ خیالی
soubriquets
لقب خیالی
sobriquets
لقب خیالی
phantom
خیالی روح
phantoms
خیالی روح
unrealistic
خیالی تصوری
notional income
درامد خیالی
unrealistically
خیالی تصوری
bizarre
خیالی وهمی
Utopia
خیالی و تصوری
sobriquet
لقب خیالی
fantast
ادم خیالی
accidencental color
رنگ خیالی
abstracting
مطلق خیالی
abstract
مطلق خیالی
fantasie
اهنگ خیالی
abstracts
مطلق خیالی
image
تصور خیالی
delusory
وهمی یا خیالی
undreamed of
خیالی رویایی
vagarious
خیالی وهمی
fantastically
بطور خیالی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
utopian
خیالی و غیر عملی
pipe dreams
نقشه خیالی و موهوم
wonderland
کشور زیبای خیالی
wonderlands
کشور زیبای خیالی
false stereo
تصویربرجسته بین خیالی
pipe dream
نقشه خیالی و موهوم
pruriently
از روی هرزه خیالی
unreal
غیر واقعی خیالی
idealism
سبک هنری خیالی
imaginary friends
دوستان خیالی
[روانشناسی]
A castle in the air. Wishful thinking.
آرزوی واهی ( خیالی)
visionist
ادم خیالی یاغیرعملی
extravaganza
ازیک شخصیت خیالی
to chuck up the sponge
از خیالی دست کشیدن
fantasy
هوس نقشه خیالی
extravaganzas
ازیک شخصیت خیالی
simulacrum
صورت خیالی خیال
fantasies
هوس نقشه خیالی
mirages
نقش بر اب امر خیالی
mirage
نقش بر اب امر خیالی
shadows
بحریف خیالی مشت زدن
shadow
بحریف خیالی مشت زدن
fantasticality
طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
fantastico
ادم خیالی و خنده اور
shadowing
بحریف خیالی مشت زدن
shadowed
بحریف خیالی مشت زدن
surrealism
سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
liliputian
وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
She has a twisted mind .
آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
phantasmagoria
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
whim wham
شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
phantasmagorias
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
To live in a fools paradise .
گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
to be on a guilt trip
<idiom>
احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند
[اصطلاح روزمره]
idealising
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
paranoia or noea
دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
adventure game
بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
fools paradise
خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
virtual
حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
jet
نیروی جت
jetting
نیروی جت
jetted
نیروی جت
jet propulsion
نیروی جت
jets
نیروی جت
total force
نیروی کل
attraction force
نیروی جاذبه
army of occupation
نیروی اشغالگر
assault force
نیروی هجومی
driving force
نیروی محرک
assault force
نیروی هجوم
atomic energy
نیروی اتمی
dymanic
نیروی جنباننده
vital energy
نیروی زندگی
covering force
نیروی پوششی
countervailing power
نیروی همسنگ
economic potential
نیروی اقتصادی
e. power
نیروی اجرایی
counterpoise
نیروی مقاوم
coulombic force
نیروی کولنی
coulomb force
نیروی کولنی
eccentric force
نیروی برونگرا
effective force
نیروی موثر
gravitational force
نیروی جاذبه
dispersion force
نیروی پاشیدگی
gravitational force
نیروی گرانشی
dissipative force
نیروی اتلافی
drag force
نیروی کششی
destrudo
نیروی ویرانگری
drifting force
نیروی وزش
hydroelectric power
نیروی برقابی
hydro
نیروی محرکه اب
drifting force
نیروی رانش
holding force
نیروی بازدارنده
hoisting power
نیروی صعودی
law of gravity
نیروی گرانشی
damping force
نیروی میران
cutting thrust
نیروی برش
driving force
نیروی محرکه
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
ground forces
نیروی زمینی
ground force
نیروی زمینی
coriolis force
نیروی کوریولیس
attraction force
نیروی ربایش
electromotive force
نیروی الکتروموتوری
electrostatic force
نیروی الکتروستاتیکی
emf
نیروی برقرانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com