Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
air metering force
نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
Other Matches
auto lean
مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
combustion starter
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
fule injection
تزریق سوخت
fuel injection system
سیستم تزریق سوخت
injector pump
پمپ تزریق سوخت
injector
وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
central refueling provisions
سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
bipropellant
سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
fuel supply line
لوله سوخت رسانی
charge
جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
atomizers
سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizer
سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
charges
جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
atomisers
سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
flexible fuel tubing
لوله سوخت رسانی قابل انعطاف
throttles
دستگاه کنترل سوخت
throttling
دستگاه کنترل سوخت
fuel control unit
واحد کنترل سوخت
throttled
دستگاه کنترل سوخت
throttle
دستگاه کنترل سوخت
pipeline assets
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
brake specific fuel consumption
مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
torch pot
[محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
cruise control
کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
joule kelvin effect
انبساط گاز با فشار زیاد ازمجرای کنترل سوخت یا پلاک منفذدار که با کاهش دماهمراه است
turbofan
موتوری با میزان سوخت معین که تراست بیشتری نسبت توربوجت ایجاد میکند
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
tips
باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
auto rich
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
cable drum
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
burner frame
سوخت
propellant
سوخت
stoker
سوخت
gasoline
سوخت
propellants
سوخت
firing
سوخت
combustion
سوخت
power fuel
سوخت
fuel
سوخت
fuelling
سوخت
fuelled
سوخت
fuels
سوخت
catabolism
سوخت
dissimilation
سوخت
fueled
سوخت
fuel consumption
مصرف سوخت
burner
سوخت پاش
fuel air pump
بوستر سوخت
liquid propellant
سوخت مایع
fueling
سوخت گیری
fossil fuels
سوخت سنگوارهای
burners
سوخت پاش
fossil fuel
سوخت سنگوارهای
The house burned down .
خانه سوخت
domestic fuel
سوخت خانگی
fuel engineering
مهندسی سوخت
jet
سوخت پاش
raw fuel
سوخت خام
feed tank
مخزن سوخت
motor fule
سوخت موتوری
firemen
سوخت گیر
firemen
سوخت انداز
stoking
سوخت ریختن در
fireman
سوخت گیر
fireman
سوخت انداز
liquid fuel
سوخت مایع
jets
سوخت پاش
stokes
سوخت ریختن در
fuel economy
اقتصاد سوخت
stoked
سوخت ریختن در
jetted
سوخت پاش
stoke
سوخت ریختن در
jetting
سوخت پاش
fuel filter
صافی سوخت
fule pump
پمپ سوخت
feeders
سوخت رسان
metabolical
سوخت وسازی
metabolic
سوخت و سازی
fuel
سوخت موتور
tankers
مخزن سوخت
tanker
مخزن سوخت
fuel tap
شیر سوخت
fuel tank
مخزن سوخت
fuel
سوخت دادن
rocket fuel
سوخت موشک
fueled
سوخت دادن
fule pump
تلمبه سوخت
it excited my pity
دلم سوخت
fueled
سوخت موتور
fuelled
سوخت دادن
ion burn
یون سوخت
fuelled
سوخت موتور
solid propellant
سوخت جامد
gas fuel
سوخت گازی
fuelling
سوخت دادن
fuelling
سوخت موتور
fuels
سوخت دادن
fuels
سوخت موتور
rocket fuel
سوخت راکت
fuel storage
انبار سوخت
fire teazer
سوخت انداز
metabolisms
سوخت وساز
metabolisms
سوخت و ساز
thickened fuel
سوخت جامد
fuel injection
سوخت رسانی
bulk petroleum
سوخت مخزنی
fuel grade
درجه سوخت
atomisers
سوخت افشان
atomisers
سوخت پاش
atomizer
سوخت افشان
fuel pump
پمپ سوخت
fuel meter
سوخت سنج
fuel manifold
چندراهی سوخت
firer
سوخت انداز
atomizers
سوخت پاش
atomizers
سوخت افشان
atomizer
سوخت پاش
metabolism
سوخت وساز
metabolism
سوخت و ساز
fuel gas
سوخت گازی
octane
سوخت ماشینی
solid fuel
سوخت جامد
tank
ماشین سوخت
colloidal propeller
سوخت کلوئیدی
chokes
دریچه سوخت
refuel
سوخت گیری
refueled
سوخت گیری
avgas
سوخت طیاره
choke
دریچه سوخت
stoker
سوخت انداز
refuelled
سوخت گیری
oil firing
سوخت روغنی
refuelling
سوخت گیری
refuels
سوخت گیری
chemical fuel
سوخت شیمیایی
aviation fuel
سوخت هواپیما
carburator
سوخت رسان
feeder
سوخت رسان
choked
دریچه سوخت
refueling
سوخت گیری
injection timing
تنظیم مقدار تزریق
unusable fuel
سوخت غیرقابل استفاده
gasoline gels
سوخت تغلیظ شده
diergolic
سوخت مایع ثابت
fuels
سوخت گیری کردن
liquid rocket
راکت سوخت مایع
natural gas firing
سوخت گاز طبیعی
feed pump
پمپ سوخت رسانی
refuelled
سوخت گیری کردن
stoker
متصدی سوخت کوره
refueled
تجدید سوخت کردن
refuelled
تجدید سوخت کردن
thickened fuel
سوخت تغلیظ شده
refueling
سوخت گیری کردن
stokehold
محل سوخت ریزی
refuelling
تجدید سوخت کردن
fuel endurance
میزان تکافوی سوخت
fuel supply pump
پمپ سوخت رسانی
regenerative gas firing
سوخت گازی رژنراتیو
bunker adjustment factor
ضریب تعدیل سوخت
metabolic reaction
واکنش سوخت و سازی
Her face was sun-burnt.
صورتش درآفتاب سوخت
to mend the fire
سوخت به اتش رساندن
fuel
سوخت گیری کردن
fuel endurance
قدرت پایداری سوخت
feeder vessel
کشتی سوخت رسان
powdered coal firing
سوخت خاک ذغال
refuels
سوخت گیری کردن
refuels
تجدید سوخت کردن
fuelled
سوخت گیری کردن
i fell pity for him
دلم برایش سوخت
air/fuel ratio
نسبت هوا به سوخت
refuelling
سوخت گیری کردن
refueling
تجدید سوخت کردن
injector nozzle
نازل سوخت پاش
burner nozzle
نازل سوخت پاش
fuel tank vent
هواکش تانک سوخت
fuelling
سوخت گیری کردن
oilking
متصدی سوخت و اب کشتی
specific fuel consumption
مصرف سوخت ویژه
peptized fuel
سوخت تغلیظ شده
basal metabolism
سوخت و ساز پایه
spray carburetor
کاربراتور سوخت پاش
fuel reserve tank
مخزن ذخیره سوخت
One must suffer in silence.
باید سوخت وساخت
overfeed
زیاد سوخت رساندن به
i felt sorry for him
دلم برایش سوخت
hypergolic fuel
سوخت فوق حساس
fuel oil mixture
مخلوط روغن و سوخت
refueled
سوخت گیری کردن
liquid propellant
سوخت مایع موشک
bunkering
دخیره سوخت در کشتی
fueled
سوخت گیری کردن
What can't be cured must be endured.
<idiom>
باید سوخت و ساخت.
breeder rocket
راکت سوخت ساز
baf
ضریب تعدیل سوخت
firing
عمل سوخت دادن
refuel
سوخت گیری کردن
refuel
تجدید سوخت کردن
jetting tube
لوله تزریق در حفاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com