Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English
Persian
he sold the good ones
هرچه خوب داشت فروخت
Other Matches
All his belongings were stolen .
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
with all speed
باشتابی هرچه بیشتر باسرعتی هرچه تمامتر
i ran as quick as i could
هرچه میتوانستم تند دویدم به تندی هرچه بیشتر دویدم
he sold the good ones
خوبهای انرا فروخت
he sold the shirt off his back
پیراهن تنش راهم فروخت
You cannot sell the cow and drink the milk .
<proverb>
نمى توان هم گاو را فروخت هم شیرش را نوشید .
minute book
دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
so far forth as
هرچه
whatsoever
هرچه
whatever
هرچه
come what may!
هرچه میخواهیدبشود
bethatari may
هرچه باداباد
the sooner the better
هرچه زودتربهتر
kalon
هرچه زیباست
early as possible
هرچه زودتر
as much as possible
هرچه میتوان
cypres
هرچه نزدیکتر
what
هرچه انچه
come what may!
هرچه بادا باد
However much he tried .
هرچه سعی کرد
full drive
باشتاب هرچه بیشتر
at all hazard
هرچه بادا باد
full drive
بسرعت هرچه تمامتر
as soon as possible
بزودی هرچه بیشتر
to a hair
بادقتی هرچه تمامتر
to ride hell for leather
باتندی هرچه بیشترتاختن
at all adventures
هرچه پیش اید
At the top of ones voice .
با صدای هرچه بلند تر
pay the piper
هرچه پول میدهی اش میخوری
With utmost care.
با دقت تمام (هرچه تمامتر )
pot luck
هرچه دردیگ پیدا شود
full pelt
با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
let him do his worst
هرچه ازدستش برمیاید بکند
whatsoever he doeth shall p
هرچه میکند نیک انجام خواهد شد
After all, she is your mother.
هرچه باشد بالاخره مادرت است.
i lent him what money i had
هرچه پول داشتم به او وام دادم
come and take p luck with us
بفرمایدبرویم منزل هرچه پیداشدباهم می خوریم
soon ripe soon rotten
هرچه زود براید دیر نپاید
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
ventre a terre
سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
anticlimaxes
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
anticlimax
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
gibus
کلاه نرمی که دراپرابرسرمیگذارندبرای اینکه هرچه بران مشت بزنند
conservation
داشت
article had two notes
داشت
talented
درون داشت
dwelt
منزل داشت
note book
دفتریاد داشت
talent
درون داشت
talents
درون داشت
expectation
چشم داشت
expectations
چشم داشت
expectantly
با چشم داشت
factum
یاد داشت
when will women have the vote?
خواهند داشت
apanage
اختصاص داشت
he loved her dear
اوبسیاردوست داشت
durst
زهره داشت
without letted
باز داشت
he adored that woman
ان زن رابسیاردوست می داشت
writing pad
دسته یاد داشت
prospectiveness
چشم داشت به اینده
He looked well groomed . He had a tidy appearance .
سرووضع مرتبی داشت
i will note it down
یاد داشت میکنم
He was looking for you.
داشت دنبالت می گشت
the dog wasled
سگ بند در گردن داشت
to take notes of
یاد داشت برداشتن از
to make a minute of
یاد داشت کردن
to take down
یاد داشت کردن
to set down
یاد داشت کردن
to make a note of
یاد داشت کردن
to minute down
یاد داشت کردن
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
he kept me waiting
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
ephebe
شهری که از 81 تا 02 سال داشت
he complained with reason
داشت که گله میکرد
outlook
منظره چشم داشت
disposure
نمایش عرضه داشت
it had a europeanlook
نمود اروپایی داشت
annotator
یاد داشت کننده
block note paper
دسته کاغذیاد داشت
he would be sure to like it
یقینا انرادوست خواهد داشت
he was in purpose to do it
در نظر داشت که ان کار رابکند
it weighed kilogrammes
بود سه کیلوگرم وزن داشت
that point was of p interest
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
durst
جرات داشت جسارت کرد
no song no supper
تانخوانی شام نخواهیم داشت
prospect of success
چشم داشت یا امید کامیابی
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
fusilier
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
fusileer
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
She was talking to (with ) a friend .
داشت با دوستش صحبت می کرد
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
The girl was penciling her eyebrows .
دخترک داشت ابروهایش را می کشید
He was running like a madman.
عین دیوانه ها داشت می دوید
He wanted to incite the people.
قصد داشت مردم راتحریک کند
to preach from notes
از روی یاد داشت وضع کردن
he made me wait
مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
His request was in the nature of a command.
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
u.sings
[ and+]
با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
count palatine
قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
notate
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
marshalsea
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
og
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
on old woman past sixty
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
pistole
سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
life is not worth an hour's p
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
quinquereme
یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
He tried to conceal the facts.
سعی داشت حقیقت را پنهان کند
no paternosterŠno p
تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
She married a man old eonugh to be her father.
با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
of livery
ایانوکر جامه ویژه داشت یاجامه ساده
lostlabour
کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
on shall from a quo rum
جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
to serve a notice on some one
اخطار یا یاد داشت برای کسی فرستادن
She was crying over her misfortunes.
ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
groschen
سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
people who live in glass houses should not throw stones
<idiom>
هرچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم ب"سند
The judge will have the final say on the matter.
قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
He had the air of a frightened(scared)child.
حالت بچه ای را داشت که وحشت زده شده بود
complete transaction
معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
kreutzer
نام سکه مس وسیم که پیشتردرالمان واطریش رواج داشت
nestorianism
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
record prices
بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
parnassian
نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
that book will immortalize him
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
critical engine
موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
paphian
وابسته PAPHOS شهرباستانی جزیره قبرس که اختصاص برب النوع عشق داشت
He was killed when his parachute malfunctioned.
بخاطر اینکه چترش کار نکرد
[عیب فنی داشت]
او
[مرد]
کشته شد.
dead
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
mum's the word
این سخن فاش کردنی نیست این حرف را باید پنهان داشت
she smiled sweetly
لبخند یا تبسم شیرینی داشت شیرین لبخند میزد
it will make against us
برای مازیان خواهد داشت بزیان ما تمام خواهد شد
fasces
[نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
accelerator winding
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
it pleased him to go
خوش داشت که برود خوشش می امدکه برود
sans recours
عبارتی که فهرنویس وقتی به نمایندگی ازجانب دیگری فهر نویسی میکند قبل ار امضا می نویسد وبنابراین شخصا" مسئوولیتی در قبال نکول نخواهد داشت
league of nations
تاسیس جهانی مشهور که بین دو جنگ جهانی فعالیت داشت و درواقع مقدمهای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد
hopes
امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hoped
امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hoping
امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hope
امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
Whatsoever
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
trojan horse
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
saddle cover
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
Safavid period
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com