Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (7 milliseconds)
English
Persian
whatever
هر انچه
Search result with all words
finding
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
findings
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
what
هرچه انچه
bound
انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
whatever
انچه
as far as i can see
انچه من می فهمم
as far as in me lies
انچه از من بر می اید
as for as i know
انچه من میدانم
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
capful
انچه دریک کلاه جابگیرد
cartful
انچه دریک گاری جا بگیرد
do the necessary
انچه باید کرد بکنید
for a iknow
انچه من می دانم
for aught i know
انچه من میدانم
fortuist
کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
fortuitism
اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
halfpennyworth
انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
he did his level best
انچه از دستش برامدکرد
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
i lent him what money i had
انچه پول ...
i overpaid him for his work
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
i speak under correction
انچه می گویم ممکن است درست نباشد
it purports that
انچه از این فهمیده میشوداین که .....
lapful
به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
layered
انچه مربوط به لایه ها باشد
makefast
انچه قایق را به ان میبندند
more than needs
بیش از انچه بایسته
my recollectio of it is
انچه من بیادمی اورم اینست
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
nemo dat quod non habet
هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
oive such as you have
انچه که داریدبدهید
out of sight out of mind
از دل برود هر انچه از دیده برفت
penful
انچه در یک قلم جا گیرد
penny worth
انچه برابر یک پنی میتوان خرید
pitcherful
انچه دریک سبوجابگیرد
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
redefinable
انچه مجددا قابل تعریف است
so far as
تا ان اندازه که انچه
so far as i can guess
انچه من میتوانم حدس بزنم
that which
انچه
the document purports that
انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
the needful
انچه باید کرد
the requirements of the law
انچه درقانون قید شده
ties of friendship
انچه دوستی اقتضامیکند
what you see is what you get
انچه می بینید همان است که بدست می اورید
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
whatsoe'er
هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com