English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (4 milliseconds)
English Persian
tow هر دوتا
tows هر دوتا
Search result with all words
twin دوتا
twinned دوتا
double : دو برابر دوتا
doubled : دو برابر دوتا
doubled up : دو برابر دوتا
tow دونوع دوتا
tows دونوع دوتا
couple دوتا
coupled دوتا
couples دوتا
geminate دوتا
the last two اخرین دوتا
twain دوتا
two and two دوتا دوتا
We have two books extra. دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
He contradicted himself. چند جور حرف زد ( حرفش دوتا شد )
He planted both his feet firmly in the ground . دوتا پایش را محکم کاشت روی زمین
put two and two together <idiom> حساب کتاب کردن ،دو دوتا کردن
go places in pairs دوتا دوتا گردش رفتن
plaiting [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com