English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
windmill هر چیزی شبیه اسیاب بادی
windmills هر چیزی شبیه اسیاب بادی
Other Matches
windmills اسیاب بادی
windmill اسیاب بادی
sail arm پره اسیاب بادی
vane of windmill پره اسیاب بادی
aeolian harp آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
air bedding لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
waterish هر چیزی شبیه اب
creams هر چیزی شبیه سرشیر
cream هر چیزی شبیه سرشیر
creaming هر چیزی شبیه سرشیر
pencilling هر چیزی شبیه مداد
pencils هر چیزی شبیه مداد
k هر چیزی شبیه K کیلو
pencil هر چیزی شبیه مداد
staff of life نان یا چیزی شبیه ان
creamed هر چیزی شبیه سرشیر
asterism هر چیزی شبیه ستاره
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
skewered هر چیزی شبیه سیخ کباب
skewering هر چیزی شبیه سیخ کباب
stalked پایه چیزی شبیه ساقه
stalking پایه چیزی شبیه ساقه
skewers هر چیزی شبیه سیخ کباب
stalk پایه چیزی شبیه ساقه
skewer هر چیزی شبیه سیخ کباب
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
stalks پایه چیزی شبیه ساقه
lobular شبیه قطعه کوچکی از چیزی
pes پای جانور هر عضو یا چیزی شبیه پا
rowel حلقه دهانه اسب هر چیزی شبیه مهمیز وسیخک
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
stalking horse اسب یا چیزی شبیه به ان که شکارچی در پشت ان پنهان است
t بیستمین حرف الفبای انگلیسی هر چیزی شبیه حرف T
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
mill race اب اسیاب
millrace اب اسیاب
mill اسیاب
milldam سر اسیاب
mills اسیاب
water mill اسیاب
milling اسیاب
mill race جوی اسیاب
molar tooth دندان اسیاب
flyers پره اسیاب
millwright اسیاب ساز
flyer پره اسیاب
fliers پره اسیاب
mill dam بند اسیاب
millstone سنگ اسیاب
grindstone سنگ اسیاب
milldam بند اسیاب
millstones سنگ اسیاب
millrace جوی اسیاب
grinders دندان اسیاب
mill اسیاب کردن
mealmen کارگر اسیاب
grinder دندان اسیاب
mills اسیاب کردن
flier پره اسیاب
to grind into flour اسیاب کردن
hand mill اسیاب دستی
ball mill اسیاب ساچمهای
gristmill اسیاب غلات
cheek tooth اسیاب کننده
mill wright اسیاب ساز
quern اسیاب دستی
water mill اسیاب ابی
sectorial دندان اسیاب
molar دندان اسیاب
headrace تنوره اسیاب
head race تنوره اسیاب
grindstones سنگ اسیاب
edge mill اسیاب غلطکی
jaw tooth دندان اسیاب
triturator اسیاب کننده
mill wheel چرخ یا پره اسیاب
mill کارخانه اسیاب کردن
premolar دندان اسیاب کوچک
gritting اسیاب کردن ازردن
paddy برنج اسیاب نکرده
flume ناودان جوی اسیاب
mill circle چرخ اسیاب ژیمناستیک
tubercle برامدگی دندان اسیاب
stamping mill اسیاب سنگ کوبی
grit اسیاب کردن ازردن
grinder سنگ رویی اسیاب
milling عمل اسیاب کردن
gritted اسیاب کردن ازردن
grinds اسیاب کردن خردکردن
grist عمل اسیاب کردن
mills کارخانه اسیاب کردن
grinders سنگ رویی اسیاب
nether millstone سنگ زیرین اسیاب
paddies برنج اسیاب نکرده
grind اسیاب کردن خردکردن
stamp mill اسیاب سنگ کوبی
grind اسیاب شدن سخت کارکردن
premolar مربوط بدندانهای اسیاب کوچک
grinds اسیاب شدن سخت کارکردن
flatuous بادی
blowy بادی
pneumatic بادی
body shirt بادی
crazing mill اسیاب یا کارخانهای که قلع معدنی رادران خرد میکنند
wheat germ گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
airguns تفنگ بادی
airguns سلاح بادی
dune sand ماسه بادی
air rifles تفنگ بادی
wind corrosion ساییدگی بادی
airgun سلاح بادی
quicksand ماسه بادی
airgun تفنگ بادی
air rifle تفنگ بادی
marine sand ماسه بادی
wind generator مولد بادی
air blast transformer مبدل بادی
air gun تفنگ بادی
air operated horn شیپور بادی
air pump تلمبهء بادی
wind erosion فرسایش بادی
at first blush در بادی امر
blow pipe تفنگ بادی
blowgun تفنگ بادی
blowtube تفنگ بادی
air bed تشک بادی
air hammer چکش بادی
fly ash خاکستر بادی
blow gun تفنگ بادی
wind current جریان بادی
aeromotor موتور بادی
lanterns چراغ بادی
sailboats قایق بادی
sailboat قایق بادی
pneumatic hammer چکش بادی
pneumatic press پرس بادی
pneumatic riveting پرچکاری بادی
hurricane lamps چراغ بادی
pneumatic tire لاستیک بادی
pop gun تفنگ بادی
hurricane lamp چراغ بادی
lantern چراغ بادی
pneumatic tools اسبابهای بادی
air brake ترمز بادی
pneumatic لاستیک بادی
running sand ماسه بادی
air brakes ترمز بادی
pneumatic fender دفرای بادی
reed الت موسیقی بادی
sail شراع کشتی بادی
sailing قایقرانی با قایق بادی
wind instruments الات موسیقی بادی
square rigger نوعی کشتی بادی
popgun تفنگ بادی بچگانه
fresh breeze بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
chipping hammer چکش بادی اهن بر
schooner نوعی قایق بادی
schooners نوعی قایق بادی
riveting hammer چکش بادی پرچ
air operated pendulum type screen wiper بادامک پاندولی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
sailings شراع کشتی بادی
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
eolation سنگ فرسایی بادی
chipping hammer چکش بادی اهنبر
auxiliary sailing vessel کشتی بادی موتوردار
sailed شراع کشتی بادی
sail مسافرت با قایق بادی
sailings مسافرت با قایق بادی
sailed مسافرت با قایق بادی
self moved دارای حرکت بادی
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
saxophone نوعی الت موسیقی بادی
saxophones نوعی الت موسیقی بادی
fugue نوعی الت بادی موسیقی
primafacie در بادی امر قابل قبول
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
balloon tire لاستیک بادی عاج دار
fugues نوعی الت بادی موسیقی
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
peabody picture vocabulary test ازمون واژگان مصور پی بادی
to go for a sail با کشتی بادی سفریاگردش کردن
an off shore wind بادی که از سوی دریا بوزد
ophicleide یکجور ساز بادی برنجین
quartering بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
to sail [for] با کشتی بادی آغاز به سفر کردن [به]
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
yachts کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
yacht کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
woodwind موسیقی برای سازهای بادی چوبی
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
zinjanthropus شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
fresh gale بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
chutes سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
english horn نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com