English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
standard costs هزینههای نرمال
Other Matches
tangible costs هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
differential cost analysis تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
business expenses هزینههای کار و کسب هزینههای شرکت
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
capital outlays هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
normal نرمال
ordering costs هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
normal stress تنش نرمال
regular section پروفیل نرمال
normal distribution توزیع نرمال
normal curve منحنی نرمال
angle ti the normal زاویه نرمال
gaussian distribution توزیع نرمال
normal hydrocarbon هیدروکربن نرمال
normal state حالت نرمال
normal plane توزیع نرمال
normal solution محلول نرمال
normal distribution curve منحنی توزیع نرمال
normal error curve منحنی خطای نرمال
normal opening گشایش نرمال یا فرانسوی
orthonormal functions توابع نرمال ارتو
normal distribution توزیع نرمال [ریاضی]
normalization فرآیند یا داده نرمال
normal bivariate distribution توزیع دو متغیری نرمال
normalised عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalises عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalising عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalize عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalizes عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
yellow arc محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
aggregate expenditures هزینههای کل
implicit costs هزینههای ضمنی
joint costs هزینههای مشترک
implicit costs هزینههای نامرئی
incidental expenses هزینههای واقعی
increasing cost هزینههای صعودی
material costs هزینههای مواد
national expenditures هزینههای ملی
increasing cost هزینههای فزاینده
on costs هزینههای غیرمستقیم
prime costs هزینههای اولیه
real costs هزینههای واقعی
selling costs هزینههای فروش
spillover costs هزینههای خارجی
storage costs هزینههای انبارداری
sunk cost هزینههای اضافی
supplementary costs هزینههای مکمل
supplementary costs هزینههای اضافی
preliminary expenses هزینههای ابتدائی
preliminary expenses هزینههای مقدماتی
operational costs هزینههای عملیاتی
personal outlays هزینههای شخصی
overhead costs هزینههای بالاسری
overhead costs هزینههای اضافی
overhead costs هزینههای حاشیهای
overhead costs هزینههای عمومی
pilot charges هزینههای راهنما
transaction costs هزینههای معاملاتی
fixed costs هزینههای ثابت
dock dues هزینههای لنگرگاه
capital expenditure هزینههای سرمایهای
deferred charges هزینههای انتقالی
capital expenditures هزینههای سرمایهای
design costs هزینههای طراحی
overheads هزینههای عمومی
comparative costs هزینههای نسبی
standard costs هزینههای استاندارد
competition cost هزینههای رقابتی
consumption expenditures هزینههای مصرفی
anchor dues هزینههای لنگر
building costs هزینههای ساختمان
capital charges هزینههای سرمایه
capital outlays هزینههای تاسیساتی
government expenditures هزینههای دولت
fixed costs هزینههای سرمایهای
freight charges هزینههای حمل
overheads هزینههای بالاسری
bank charge هزینههای بانکی
bank charges هزینههای بانکی
financial expenses هزینههای مالی
selling costs هزینههای فروش کالا
avoidable costs هزینههای قابل اجتناب
recurring costs هزینههای تکرار شونده
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
surcharge درصد هزینههای اضافی
surcharges درصد هزینههای اضافی
loading participation in profits هزینههای مشارکت در سود
handling charges هزینههای جابجایی کالا
outlays هزینههای سرمایهای مخارج
unliquidated obligation هزینههای پرداخت نشده
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
stevedoring charges هزینههای بارگیری وباراندازی
constant cost industry صنعت هزینههای ثابت
cost category هزینههای انجام شده
opportunity cost هزینههای کالای تولیدی
secondary costs هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
unforeseen expenses هزینههای پیش بینی نشده
average cost میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
analysis یات هزینههای محصول جدید
ordering costs هزینههای مربوط به سفارش کالا
life cycle costs هزینههای دوره عمر یک محصول
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
contango هزینههای دیرکرد خرید سهم
cost analysis تجزیه تحلیل هزینههای کار
discounted cash flow ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
dock charges هزینههای حوض dock-dues : syn
fixed costs هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
correlation جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
loading for contingencies کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
contingent fund اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
docl pass گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
direct materials costs هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
deferred expense هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
modes عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
mode عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
demurrage هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
engels law ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com