Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
cost of distribution
هزینه توزیع
Search result with all words
appropriation
بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
distribution cost
هزینه توزیع کالا
Other Matches
functional distribution
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
lighterage
هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost contract
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
distribution
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distribution
توزیع
marketing
توزیع
issues
توزیع
issued
توزیع
issue
توزیع
repartition
توزیع
distributions
توزیع
t distribution
توزیع تی
dispensation
توزیع
dispensations
توزیع
dissemination
توزیع
allotment
توزیع
allotments
توزیع
reinforcement distribution
توزیع ارماتورها
population distribution
توزیع جمعیت
angular distribution
توزیع زاویهای
normal distribution
توزیع نرمال
basic of issue
مبنای توزیع
Excess Distribution
توزیع فراوانی
rectangular distribution
توزیع مستطیلی
random distribution
توزیع تصادفی
the two o'clock d.
توزیع ساعت دو
arrengement of the reonforcement
توزیع اماتور
probability distribution
توزیع احتمال
qualitative distribution
توزیع کیفی
random distribution
توزیع بی نظم
stresses distribution
توزیع تنشها
administers
توزیع کردن
administering
توزیع کردن
administered
توزیع کردن
administer
توزیع کردن
symmetrical distribution
توزیع متقارن
table of distribution
جدول توزیع
trade channel
مجرای توزیع
truncated distribution
توزیع ناقص
unfair distribution
توزیع ناعادلانه
uniform distribution
توزیع یکنواخت
unit of issue
واحد توزیع
unit of issue
مبنای توزیع
dealt
توزیع کردن
dispensing
توزیع کردن
dispenses
توزیع کردن
stress distribution
توزیع تنش
distributors
توزیع کننده
distributor
توزیع کننده
distributed
توزیع شده
reseller
توزیع کننده
revolving top
استوانه توزیع
rotation system
توزیع تناوبی
sample distribution
توزیع نمونه
spatial distribution
توزیع فضائی
dispensed
توزیع کردن
bernoulli distribution
توزیع برنولی
equalizing basin
حوضچه توزیع اب
distributing point
نقطه توزیع
distributable
قابل توزیع
dispensator
توزیع کننده
exponential distribution
توزیع نمایی
demotic distribution
توزیع جمعیت
fire distribution
توزیع اتش
fixed system
توزیع ثابت اب
decile
توزیع دهگانه
dealing arrangments
نحوه توزیع
frequency distribution
توزیع فراوانی
cumulative distribution
توزیع تجمعی
frequency distribution
توزیع بسامد
distribution factor
ضریب توزیع
distribution free
نابسته به توزیع
distributivity
توزیع پذیری
distributively
بشکل توزیع
distribution time
زمان توزیع
distribution system
سیستم توزیع
distribution system
شبکه توزیع
distribution ratio
نسبت توزیع
distribution panel
تابلوی توزیع
wealth distribution
توزیع ثروت
distribution of wealth
توزیع ثروت
income distribution
توزیع درامد
distribution of income
توزیع درامد
distribution law
قانون توزیع
distribution function
تابع توزیع
functional distribution
توزیع اساسی
gauaaian distribution
توزیع گوسی
optimal distribution
توزیع بهینه
optimal distribution
توزیع ایده ال
canonical distribution
توزیع بندادی
pareto distribution
توزیع پاراتو
bose distribution
توزیع بوز
distribution curve
منحنی توزیع
planck distribution
توزیع پلانک
boltzmann distribution
توزیع بولتزمن
poissan distribution
توزیع پواسن
binomial distribution
توزیع دو جملهای
poisson distribution
توزیع پواسون
normalized distribution
توزیع بهنجار
normal plane
توزیع نرمال
gaussian distribution
توزیع نرمال
hypergeometric distribution
توزیع فراهندسی
indistributable
غیرقابل توزیع
issue commissary
مسئول توزیع
land distribution
توزیع اراضی
load distribution
توزیع بار
energy distribution
توزیع انرژی
continuous distributions
توزیع پیوسته
market channels
مجاری توزیع
marketing channel
مجرای توزیع
distribution factors
ضرایب توزیع
chi square distribution
توزیع مربع خی
normal distribution
توزیع بهنجار
distribute
توزیع کردن
issued
توزیع کردن
issue
توزیع کردن
deal
توزیع کردن
deals
توزیع کردن
redistribution
توزیع مجدد
Distribution
توزیع
[ریاضی]
marketing
بازاریابی و توزیع
allotment
تخصیص توزیع
allotments
تخصیص توزیع
issues
توزیع کردن
unissued
<adj.>
توزیع نشده
distributes
توزیع کردن
distributing
توزیع کردن
dispatched
توزیع امکانات
despatched
توزیع امکانات
despatching
توزیع امکانات
despatches
توزیع امکانات
dispatch
توزیع امکانات
dispense
توزیع کردن
generalized function
توزیع
[ریاضی]
dispatching
توزیع امکانات
dispatches
توزیع امکانات
distributing tee
سه راهی توزیع کننده
distributed profits
سود توزیع شده
distribution area
منطقه توزیع اماد
dividend
سود قابل توزیع
sole distributor contract
قرارداد توزیع انحصاری
radial probability distribution
توزیع احتمال شعاعی
sampling distribution
توزیع نمونه گیری
five fundamental economic questions
و چگونه توزیع شود
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
outlets
رانش ابگیر توزیع
distributed profit
سود توزیع شده
distributed network
شبکه توزیع شده
dispatcher
توزیع کننده امکانات
redistribution of income
توزیع دوباره درامد
redistribution effect
اثر توزیع مجدد
distributed lag
توزیع فاصله زمانی
dispend
توزیع کردن دادن
rectilinear distribution
توزیع خطی هم ارز
angular probability distribution
توزیع زاویهای احتمال
boltzmann distribution function
تابع توزیع بولتزمن
distribution
جدول توزیع اماد
bose einstein distribution
توزیع بوز- اینشتین
personal distribution
توزیع درامد فردی
fermi distribution function
تابع توزیع فرمی
distributions
جدول توزیع اماد
distributed fire
اتش توزیع شده
mark-ups
سود توزیع کننده
mark-up
سود توزیع کننده
redistribution of wealth
توزیع دوباره ثروت
indisributable
غیر قابل توزیع
undistributed earnings
منافع توزیع نشده
turnout area
ابخور یک ابگیر توزیع
distribution
پخش
[توزیع]
[اقتصاد]
normal distribution
توزیع گوسی
[ریاضی]
trade channel
کانال توزیع کالا
distribution point
نقطه توزیع اماد
normal distribution
توزیع نرمال
[ریاضی]
unequal distribution of income
توزیع نابرابر درامد
uneven distribution of income
توزیع نابرابر درامد
issue commissary
کارپردازی یادفتر توزیع
issue priority
تقدم توزیع اماد
issue priority
ترتیب تقدم توزیع
distributor duct
کانال توزیع کننده
distribution system
شبکه توزیع کالا
countercurrent distribution
توزیع جریان مخالف
unit distribution
روش توزیع به یکان
cumulative frequency distribution
توزیع فراوانی تراکمی
moment distribution method
روش توزیع لنگر
normal bivariate distribution
توزیع دو متغیری نرمال
normal distribution curve
منحنی توزیع بهنجار
normal distribution curve
منحنی توزیع نرمال
outlet
رانش ابگیر توزیع
log normal distribution
لگاریتم توزیع عادی
dividends
سود قابل توزیع
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
data distribution system
سیستم توزیع داده ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com