Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 248 (36 milliseconds)
English
Persian
septuple
هفت برابر کردن
Search result with all words
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
parallel
موازی کردن برابر کردن
parallel
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled
موازی کردن برابر کردن
paralleled
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling
موازی کردن برابر کردن
paralleling
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled
موازی کردن برابر کردن
parallelled
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling
موازی کردن برابر کردن
parallelling
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels
موازی کردن برابر کردن
parallels
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
treble
سه برابر کردن
trebled
سه برابر کردن
trebles
سه برابر کردن
trebling
سه برابر کردن
par
برابر کردن
withstand
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
triplicate
سه برابر سه برابر کردن
equalization
برابر کردن
double
دو برابر کردن
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
دو برابر کردن
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
دو برابر کردن
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
eualize
برابر کردن
level out
برابر کردن
octuple
هشت چندان هشت برابر کردن
parallelize
برابر کردن
prallelize
برابر کردن
quintuplicate
پنج برابر کردن
reduplicate
دو برابر کردن
sextuple
شش برابر کردن
sextuplicate
شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
to set off
انداختن برابر کردن
triplex
سه برابر کردن
to keep pace with something
<idiom>
با چیزی برابر راه رفتن
[یاد گرفتن]
[تغییر کردن]
[اصطلاح]
to safeguard
[against]
تامین کردن
[علیه]
[در برابر]
to safeguard
[against]
حفظ کردن
[علیه]
[در برابر]
to safeguard
[against]
نگهداری کردن
[علیه]
[در برابر]
Other Matches
howitzer
توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sensitive to corrosion
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
equipollent
برابر
versus
در برابر
two fold
دو برابر
homological
برابر
abreast
برابر
one fold
یک برابر
equaled
برابر
equalling
برابر
opposite
برابر
doubled up
دو برابر
paripassu
برابر
level with each other
برابر
as much a
دو برابر
eq
برابر با
vs
در برابر
opposites
برابر
one hundred times as many
صد برابر
even
<adj.>
برابر
symmetric
برابر
identical
برابر
equals
برابر
tenfold
ده برابر
threefold
سه برابر
three fold
سه برابر
tantamount
برابر
decuple
ده برابر
he is twice the man he was
دو برابر
breasts
برابر
breast
برابر
equal
برابر
equaling
برابر
squares
برابر
tripling
سه برابر
squared
برابر
double
دو برابر
sixfold
شش برابر
sextuple
شش برابر
triples
سه برابر
bracketed
برابر
doubled
دو برابر
square
برابر
tripled
سه برابر
equalled
برابر
for
در برابر
euqal
برابر
ninefold
نه برابر
triple
سه برابر
squaring
برابر
levels
سطح برابر
counterbalances
نیروی برابر
counterbalance
نیروی برابر
fivefold
پنج برابر
counterbalanced
نیروی برابر
deuce
برابر درامتیاز 04
tie
برابر شدن
multiple
چند برابر
equalizers
برابر کننده
counterweights
وزنه برابر
equalizer
برابر کننده
leveller
برابر کننده
money worth
برابر پول
counterweight
وزنه برابر
equilateral
دو پهلو برابر
plainest
صاف برابر
fair play
شرایط برابر
plainer
صاف برابر
mustn't
برابر است با not must
leveler
برابر کننده
EC
پیشوند برابر با ex-
plain
صاف برابر
sevenfold
هفت برابر
lifelong
برابر یک عمر
quintuple
پنج برابر
quadraple
چهار برابر
peer to each other
برابر با یکدیگر
life long
برابر با یک عمر
ties
برابر شدن
level
سطح برابر
equality gate
برابر سازی
equalze
برابر کننده
manifold
چند برابر
equivalents
برابر مشابه
levelled
سطح برابر
millionfold
یک میلون برابر
ge
بزرگتر از یا برابر با
peering
برابر بودن با
peered
برابر بودن با
peer
برابر بودن با
leveled
سطح برابر
plains
صاف برابر
humbled to the dust
باخاک برابر
doubled
دو برابر بزرگتر
equaled
برابر مساوی
paralleled
برابر خط موازی
parallel
برابر خط موازی
against payment
در برابر پول
senary
شش برابر ششگانه
triply
بطور سه برابر
doubled
: دو برابر دوتا
septuple
هفت برابر
double
اندازه دو برابر
doubled up
اندازه دو برابر
paralleling
برابر خط موازی
doubled up
دو برابر بزرگتر
parallelling
برابر خط موازی
doubled up
: دو برابر دوتا
parallels
برابر خط موازی
equalled
برابر مساوی
octuple
هشت برابر
nip and tuck
تقریبا برابر
equaling
برابر مساوی
parallelled
برابر خط موازی
doubled
اندازه دو برابر
equalling
برابر مساوی
equals
برابر مساوی
double
دو برابر بزرگتر
water resistant
مقاوم در برابر اب
triple precision
دقت سه برابر
equivalent
برابر مشابه
antithesis
برابر نهاده
anti thesis
برابر نهاد
antitheses
برابر نهاده
under the same conditions
شرایطی برابر
treble our casualties
سه برابر تلفات ما
trebly
بطور سه برابر
doubler
دو برابر کننده
identical
کاملا" برابر
double
: دو برابر دوتا
dead even
دقیقا برابر
eight fold
هشت برابر
triple precision
با دقت سه برابر
equal
برابر مساوی
attenuation equalizer
برابر کننده میرایی
triples
سه برابر چیزی بودن
septuple
هفت برابر شدن
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
tripling
سه برابر چیزی بودن
phase equalizer
برابر کننده فاز
fourfold
چهار برابر چهارگانه
multifold
چند برابر چندگانه
multiple precision
دقت چند برابر
triple
سه برابر چیزی بودن
premunition
مقاومت در برابر مرض
keep up with some one
با کسی برابر شدن
hydrotaxis
ایجاد واکنش در برابر اب
to pay one out
با کسی برابر شدن
pull up to
با چیزی برابر شدن
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
pull up with
با چیزی برابر شدن
reliability
ایمنی در برابر خرابی
isopodan
برابر پای جورپای
acid resistance
مقاومت در برابر اسید
principle of equal advantage
اصل مزیت برابر
le
to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
slip proof
مقام در برابر لغزش
isopod
برابر پای جورپای
keep up with some one
با کسی برابر بودن
payment against documents
پرداخت در برابر اسناد
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
lightfast
مقاوم در برابر نور
equalizing force
نیروی برابر کننده
One plus one is
[equal]
two.
یک بعلاوه یک برابر
[است با]
دو.
resistance to tempering
مقاوم در برابر بازپخت
resistant to heat
مقاوم در برابر گرما
equal cost lines
خطوط هزینه برابر
equilateral triangle
سه پهلو برابر
[ریاضی]
equiangular triangle
سه پهلو برابر
[ریاضی]
manifolding
چند برابر سازی
torsion resistant
مقاوم در برابر پیچش
creep resistant
مقاوم در برابر خزش
overkill
کشتار چند برابر
resistance to failure
مقاوم در برابر ترک
delay equalizer
برابر کننده تاخیر
liability for damages
مسئولیت در برابر خسارت
voltage doubler
دو برابر کننده ولتاژ
libra
برابر با61 اونس
quadruple fission
انشقاق چهار برابر
tripled
سه برابر چیزی بودن
tear strength
مقاومت
[در برابر پارگی]
iso cost curve
منحنی هزینه برابر
resistance to cracking
مقاوم در برابر شکستگی
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
pattern offense
موضعگیری در برابر حریف
equipotent
دارای اثرات برابر
proportion
اندازه چیزی در برابر با دیگران
isopod
وابسته بجاوران برابر پای
greatuncle
زمانی برابر 00852 سال
to safeguard
[against]
امن نگهداشتن
[علیه]
[در برابر]
fracture proof
مقاوم در برابر شکستگی نشکن
gallon
پیمانهای برابر با57/3 لیتر
carats
قیرات برابر 002میلی گرم
tons
واحد وزنی برابر با 0001کیلوگرم
isopodan
وابسته بجاوران برابر پای
to rise in somebody's esteem
افزایش اعتبار در برابر کسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com