English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (1 milliseconds)
English Persian
gangster همدست تبه کاران
gangsters همدست تبه کاران
Other Matches
neurone یاخته پی و کاران
neurones یاخته پی و کاران
felonry گروه تبه کاران
jockey club باشگاه سوار کاران
underworld دنیای تبه کاران واراذل
heresiarch رئیس بدعت کاران ومرتدین
haunt محل اجتماع تبه کاران
haunts محل اجتماع تبه کاران
i had best to leaveit بهترین کاران است که ان راول کنیم
vampire روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampires روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
accessary همدست
confederate همدست
cooperator همدست
confederates همدست
complice همدست
pals همدست
adjoint همدست
pal همدست
collaborator همدست
collaborators همدست
partners همدست
assistants همدست
partner همدست
assistant همدست
partnered همدست
partnering همدست
accomplice همدست
accomplices همدست
accessory همدست
black book دفتر ثبت نام تبه کاران ومجرمین یاکسانی که از انجام عملی ممنوع میشوند
helpmeet همدست زن زن یاور
aided همدست بردست
aiding همدست بردست
accessory to a riot همدست درفتنه
aid همدست بردست
consociate همدست کردن
fall in with <idiom> بابدکاران همدست شدن
one's accomplice همدست خودرا لودادن
complier قبول کننده همدست
associates شریک کردن همدست
associated شریک کردن همدست
conspirators همدست در توط ئه و فتنه
conspirator همدست در توط ئه و فتنه
associating شریک کردن همدست
associate شریک کردن همدست
one's accomplice چغلی همدست خود را کردن
whipper همدست شکارچی که تازی ها راباشلاق میراند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com