English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (1 milliseconds)
English Persian
also همینطور بعلاوه
Other Matches
as such همینطور
me too ! من هم همینطور !
at that همینطور
and so on همینطور
in like manner همینطور
like wise همینطور هم
that is about the size of it همینطور است
You too ? شماهم همینطور ؟
so چندان همینطور
as previously agreed upon <adv.> همینطور که قبلا موافقت شد
I thought so. منم همینطور فکر کردم.
She said it would rain and sure enough it did . گفت باران خواهد آمد و همینطور هم شد
Their eyes met. آنها به هم زل زدند. [همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
withal بعلاوه
in a. to بعلاوه
on top of <idiom> بعلاوه
on top of that <adv.> بعلاوه
additionally <adv.> بعلاوه
on to <adv.> بعلاوه
beyond that <adv.> بعلاوه
what is more <adv.> بعلاوه
over and above <adv.> بعلاوه
on top of this <adv.> بعلاوه
in addition <adv.> بعلاوه
further [moreover] <adv.> بعلاوه
besides <adv.> بعلاوه
aside from that <adv.> بعلاوه
also [moreover] <adv.> بعلاوه
plus بعلاوه
likewise هم بعلاوه
further بعلاوه
furthered بعلاوه
furthering بعلاوه
as well as بعلاوه
as well بعلاوه
furthers بعلاوه
adside from بعلاوه
furthermore <adv.> بعلاوه
moreover <adv.> بعلاوه
far بعلاوه
supra بعلاوه
forby <adv.> بعلاوه
forbye بعلاوه
into the bargain بعلاوه
therewithal بعلاوه
again بعلاوه
therewith بعلاوه
thereto بعلاوه
too بعلاوه نیز
plus sign علامت بعلاوه
besides بعلاوه نزدیک
farther بعلاوه قدری
plus signs علامت بعلاوه
beside دریک طرف بعلاوه
One plus one is [equal] two. یک بعلاوه یک برابر [است با] دو.
with costs بعلاوه هزینه دادرسی
cost plus بعلاوه سود معینی
cost plus a fixed fee هزینه بعلاوه حق الزحمه ثابت
kelvin درجه حرارت کلوین که برابردرجه سانتیگراد بعلاوه عدد372 است
I see. صحیح ( آها درست است. بله همینطور است )
ejectment باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
equitable estate در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
cross line بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com