Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (7 milliseconds)
English
Persian
ecological equivalent
هم ارزی بوم شناختی
Other Matches
swap agreement
موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
ecological equilibrum
همترازی بووم شناختی تعادل بوم شناختی
degenerates
هم ارزی
equivalents
هم ارزی
equivalent
هم ارزی
degenerated
هم ارزی
degenerate
هم ارزی
equivalence
هم ارزی
degenerating
هم ارزی
foreign bill
برات ارزی
bill of exchange
برات ارزی
bestowon
ارزی داشتن
agent de change
دلال ارزی
foreign exchange transaction
معاملات ارزی
foreign exchange transactions
معاملات ارزی
inequivalence
ناهم ارزی
exchange restriction
محدودیت ارزی
equivalence gate
دریچه هم ارزی
exchange restricition
ممنوعیت ارزی
coefficient of equivalence
ضریب هم ارزی
equivalence coefficient
ضریب هم ارزی
equivalence operation
عمل هم ارزی
equivalence point
نقطه هم ارزی
exchange restricition
محدودیت ارزی
exchange control
کنترل ارزی
equivalence relation
رابطه هم ارزی
magnetic equivalence
هم ارزی مغناطیسی
stimulus equivalence
هم ارزی محرک
monetary convention
اتحاد ارزی
response equivalence
هم ارزی پاسخ
post equivalence point
پس از نقطه هم ارزی
mass energy equivalence
هم ارزی جرم و انرژی
preequivalence point
پیش از نقطه هم ارزی
valuta
ارزش ارزی پول
European Currency Unit
سبد ارزی اروپا
devisee
ذینفع حواله ارزی
technological
فن شناختی
technologically
فن شناختی
cognitive
شناختی
exchanged
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanging
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
philologically
زبان شناختی
methodological
روش شناختی
ecological factor
همگربوم شناختی
epistemological
معرفت شناختی
phenomenological
پدیدار شناختی
morphological
ریخت شناختی
esthetic
زیبایی شناختی
petrological
سنگ شناختی
ecological change
تغییربوم شناختی
cognitive consonance
هماهنگی شناختی
mythological
اسطوره شناختی
aesthetically
زیبایی شناختی
aesthetic
زیبایی شناختی
sociological
جامعه شناختی
geological
زمین شناختی
phonetic
اوا شناختی
ecologically
بوم شناختی
ecological
بوم شناختی
biologically
زیست شناختی
pathological
اسیب شناختی
neurological
عصب شناختی
cognitive dissonance
ناهماهنگی شناختی
cognitive map
نقشه شناختی
criminological
جرم شناختی
cognitive style
سبک شناختی
acoustic
صوت شناختی
cognitive system
نظام شناختی
biological
زیست شناختی
cognitive schema
طرحواره شناختی
ecological backlash
وازنش بوم شناختی
preferred cognitive mode
شیوه شناختی مرجح
ecological nich
زیستخوان بوم شناختی
psychobiology
روانشناسی زیست شناختی
ecological factor
سازه بوم شناختی
ecological change
دگرگونی بوم شناختی
cosmological principal
اصل کیهان شناختی
ecological distance
فاصله بوم شناختی
genetic engineering
مهندسی زاد شناختی
ecological architecture
معماری بوم شناختی
ecological constallation
برج بوم شناختی
neuropsychology
روانشناسی عصب شناختی
ecological process
فرایند بوم شناختی
ethnopsychology
روانشناسی قوم شناختی
biologism
زیست شناختی نگری
biological control
کنترل زیست شناختی
acoustic investigation
جستار صوت شناختی
graphopathology
اسیب شناسی خط شناختی
cosmological constant
ثابت کیهان شناختی
cosmological model
مدل کیهان شناختی
ecological realized natality
زه و زاد بوم شناختی
ecological unit
یگان بوم شناختی
kinesiological principle
اصول حرکت شناختی بدن
kinesiological analysis
تحلیل حرکت شناختی بدن
ecological mortality
مرگ و میر بوم شناختی
Industrial Aesthetic
[سیستم زیبایی شناختی ساختمان های صنعتی]
biodegraability
قابلیت تجزیه بیولوژیکی پذیرندگی فروافت زیست شناختی
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
federal reserve system
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com