English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (6 milliseconds)
English Persian
messmate هم سفره
Search result with all words
napkin دستمال سفره
napkins دستمال سفره
tableware لوازم میز یا سفره
tableware فروف سفره
table سفره
tabled سفره
tables سفره
tabling سفره
table cloth سفره
tablecloth سفره
tablecloths سفره
pantries شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pantry شربت خانه مخصوص لوازم سفره
butler پیشخدمت سفره ابدارباشی
butlers پیشخدمت سفره ابدارباشی
canteen سفره خانه
canteens سفره خانه
serviette دستمال سفره
serviettes دستمال سفره
water table ابخوان سفره
water tables ابخوان سفره
aquifer سفره اب
confined equifer سفره محدود
confined water سفره اب با فشار
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
frater سفره خانه
free aqifer سفره ازاد
ground water table سفره ابخوان
ground water table سفره اب زیرزمینی
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
napery سفره و ملافههای خانه دستمال سفره و سفره و غیره
napkin ring حلقه دستمال پا سفره
nappe سفره
recharge rate میزان نفوذ اب به سفره درتغذیه مصنوعی
sheet of drift سفره روراندگی
substrate سفره
table ware لوازم میز یا سفره
table water سفره اب زیر زمینی
table waters ابهای معدنی سر سفره
table linen دستمال سفره
to lay the cloth سفره چیدن
uncomfined aquifer سفره غیرمحدود
To lay (set) the table . سفره انداختن ( چیدن )
To clear the dining table. میز ( سفره ) را جمع کردن
To lay (set,prepare)the table. سفره ؟( میز ) را چیدن
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
a napkin یک دستمال سفره
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com