English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 248 (13 milliseconds)
English Persian
associate هم پیوند
associated هم پیوند
associates هم پیوند
associating هم پیوند
Search result with all words
slur پیوند
slurred پیوند
slurring پیوند
slurs پیوند
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
link دانه زنجیر پیوند
link پیوند
link پیوند دادن
connection پیوند
connexions پیوند
syntheses پیوند
synthesis پیوند
relation پیوند
ligament پیوند
ligaments پیوند
union پیوند وصلت
union پیوند اتحادیه اتصالی
unions پیوند وصلت
unions پیوند اتحادیه اتصالی
merging پیوند
bonding پیوند
bonding تشکیل پیوند
graft پیوند
graft پیوند گیاه
graft پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
graft پیوند زدن بهم پیوستن
graft جفت کردن پیوند
grafted پیوند
grafted پیوند گیاه
grafted پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafted پیوند زدن بهم پیوستن
grafted جفت کردن پیوند
grafts پیوند
grafts پیوند گیاه
grafts پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts پیوند زدن بهم پیوستن
grafts جفت کردن پیوند
association پیوند ارتباط
associations پیوند ارتباط
hyphen پیوند
hyphen خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
hyphens پیوند
hyphens خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
splice پیوند کردن
splice پیوند زدن
spliced پیوند کردن
spliced پیوند زدن
splices پیوند کردن
splices پیوند زدن
splicing پیوند کردن
splicing پیوند زدن
flange پیوند لوله
flanges پیوند لوله
unrelated بی پیوند
juncture پیوند گاه درز
bucket منحنی پیوند
bucket قوس پیوند قوس پیوندی
buckets منحنی پیوند
buckets قوس پیوند قوس پیوندی
transplant عضو پیوند شده فراکاشتن
transplanted عضو پیوند شده فراکاشتن
transplanting عضو پیوند شده فراکاشتن
transplants عضو پیوند شده فراکاشتن
imp پیوند زدن قلمه زدن
imps پیوند زدن قلمه زدن
hybridization پیوند زنی
linked پیوند یافته
bond پیوند
nexus پیوند
linkage پیوند
linkages پیوند
strapping پیوند
additive پیوند کد مخابراتی
additives پیوند کد مخابراتی
confederacies اتحاد پیوند
confederacy اتحاد پیوند
grafting عمل پیوند زدن
grafting پیوند
protocol پیوند نامه
protocols پیوند نامه
ablosung پیوند گسلی
acetylene bond پیوند استیلنی
acetylene link پیوند استیلنی
acetylene linkage پیوند استیلنی
acetylenic bond پیوند استیلنی
acetylenic link پیوند استیلنی
acetylenic linkage پیوند استیلنی
acyl oxygen fission گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
anaplasty پیوند کاری
anastomosis پیوند
atomic bond پیوند اتمی
autoplasty پیوند از خود بخود
axial bond پیوند محوری
back bonding تشکیل پیوند برگشتی
back bonding تشکیل پیوند از پشت
back splice پیوند معکوس
back splice پیوند وارون
basic linkage پیوند اساسی
bent bond پیوند خمیده
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
imping پیوند
grafter پیوند زن
graftage پیوند
consociation پیوند
ligature خط پیوند
inosculation رگ پیوند
inosculation پیوند رگ ها
connexion پیوند
zonule پیوند
colligation پیوند
transplantation پیوند
chemical bond پیوند شیمیایی
ionic bond پیوند یونی
chink grafting پیوند اسکنهای
chink grafting پیوند غلافی
hyphenate با خط پیوند نوشتن
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
heat affected zone ناحیه پیوند
dative bond پیوند داتیو
communication link پیوند ارتباطی
data link پیوند داده
data link پیوند دادهای
cut splice پیوند میانی
communications link پیوند مخابراتی
crossbreed پیوند زدن
cross breeding پیوند دوجنس
covalent bond پیوند کووالانسی
defragmentation پیوند تکه ها
double bond پیوند دوگانه
engraft پیوند زدن
graftage پیوند زنی
cold link پیوند سرد
eye splice پیوند چشمی
equatorial bond پیوند استوایی
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
dynamic link پیوند پویا
doubly linked با پیوند مضاعف
cold link پیوند دستی
radio link پیوند رادیویی
syntropy پیوند سالم
syndesmosis پیوند رباطی
synchondrosis پیوند غضروفی
splicer پیوند دهنده
single bond پیوند ساده
single bond پیوند یگانه
short splice پیوند کوتاه
sailmaker splice پیوند چادردوز
three center bonding پیوند سه مرکزی
tie bar اهن پیوند
warm link پیوند گرم
underpass approach نشیب پیوند
underpass approach سرازیری پیوند
triple bond پیوند سه گانه
transplantable پیوند شدنی
root graft پیوند ریشهای
polar bond پیوند قطبی
mismarriage پیوند نامناسب
metallic bond پیوند فلزی
mesalliance پیوند ناجور
long splice پیوند بلند
localized bond پیوند مستقر
linker پیوند دهنده
linkage time زمان پیوند
link register ثبات پیوند
multiple bond پیوند چندگانه
multivincular بسیار پیوند
peptide linkage پیوند پپتیدی
peptide bond پیوند پپتیدی
outer connection پیوند برونی
outcrossing پیوند دو نژاد
osteoplasty پیوند استخوانی
organ transplantation پیوند عضو
ogee منحنی پیوند
neural bond پیوند عصبی
chain splice پیوند زنجیری
bond length طول پیوند
bond angle زاویه پیوند
bond order مرتبه پیوند
bond distance طول پیوند
bond polarity قطبیت پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
bond strength قدرت پیوند
bond moment گشتاور پیوند
bond energy انرژی پیوند
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
multicenter binding پیوند چند مرکزی
cross fertilize باهم پیوند زدن
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
bond formation energy انرژی تشکیل پیوند
bond cleavage گسسته شدن پیوند
tie bar بست جوش پیوند
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
bond dissociation energy انرژی تفکیک پیوند
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
conjugated double bond پیوند دوگانه مزدوج
symmetry double bond پیوند دوگانه متقارن
coordinat covalent bond پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
micro to main frame پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
hyphenize باخط پیوند چسبانیدن
hyphenate باخط پیوند چسبانیدن
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
interwed باهم پیوند کردن
homopolar bond پیوند جور قطبی
homograft پیوند از جنس خود
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
electron pair bond پیوند زوج الکترون
file defragmentation پیوند تکههای فایل
exocyclic double bond پیوند دوگانه اگزوسیکلی
imping عمل پیوند زدن
isolated double bond پیوند دوگانه مجزا
endocyclic double bond پیوند دوگانه اندوسیکلی
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
valence bond theory نظریه پیوند والانس
intergraft متقابلا پیوند شدن
intercage bond پیوند بین قفسی
xenogamy دو جنس مخالف را با هم پیوند زدن
equipotential bonding conductor connection ارتباط رسانای پیوند هم پتانسیل
synchronous data link control کنترل پیوند دادهای همگام
post-insulated connection پس از پیوند عایق دار شده
hybridize پیوند زدن از دوجنس ناجورباهم
intermolecular hydrogen bond پیوند هیدروژنی بین مولکولی
intramolecular hydrogen bond پیوند هیدروژنی درون مولکولی
interbreed نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
high level data link control کنترل پیوند دادههای سطح بالا
zooplasty فن پیوند زدن گوشت جانور به انسان
mesogaster پردهای که معده رابدیوارعقبی شکم می پیوند د
topwork پیوند از جنس دیگری بدرخت زدن
collission پیوند چند حرف بدون صدا
skin graft پوست به بدن پیوند زدن پیوندپوست
zygosity کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
projection of a point خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
hybridism جفت سازی یا پیوند زنی دوجنس ناجور با هم
parathesis پیوند دو واژه بی انکه تغییری درانهاروی دهد
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
homograft پیوند زنی از بافت وجودی مشابه باخود
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
disjunctive حرف عطفی که بظاهر پیوند میدهدو در معنی جدا میسازد
chemisorption پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
reunionism دلبستگی به پیوند کلیسای کاتولیک با کلیسای انگلیس
dipole dipole bond پیوند دو قطبی- دو قطبی
lap half پیوند نیم نیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com