Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
legitimist
هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
Other Matches
legitimism
هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
collectivist
هواخواه اصول اجتماعی درزندگی
fusionist
هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
monarchism
اصول سلطنت مستقل
subkingdom
سلطنت تابع سلطنت دیگری
sanitize
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
antinomian
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
viceroyship
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
hereditary
ارثی
genetic
ارثی
congenital
ارثی
inherited
ارثی
heritable
ارثی
patrimonial
ارثی
successive
ارثی
coparcenery
هم ارثی
geneticist
ارثی نگر
be in one's blood
<idiom>
ارثی بودن
geneticists
ارثی نگر
genomotives
انگیزههای ارثی
geneticism
ارثی نگری
hereditarianism
ارثی نگری
genetic endowment
موهبت ارثی
genotype
سنخ ارثی
protagonist
هواخواه
adherent
هواخواه
protagonists
هواخواه
enthusiasts
هواخواه
philhellenic
هواخواه
aficionado
هواخواه
philhellene
هواخواه
enthusiast
هواخواه
adherents
هواخواه
diathesis
بیماری پذیری ارثی
prerogative
امتیاز مخصوص حق ارثی
prerogatives
امتیاز مخصوص حق ارثی
genetic endowment
ساز و برگ ارثی
bequests
ارثی که بنابوصیت رسیده
bequest
ارثی که بنابوصیت رسیده
devotee
زاهد هواخواه
francophil
هواخواه فرانسه
phihellenic
هواخواه یونانیان
francophile
هواخواه فرانسه
partizan etc
هواخواه حامی
devotees
زاهد هواخواه
disciple
پیرو هواخواه
disciples
پیرو هواخواه
zealous
باغیرت هواخواه
parliamentary
هواخواه مجلس
stand for
هواخواه بودن
amphiploid
دارای حداقل کرموسوم ارثی
principal
رئیس موسسه اثاثه ارثی
principals
رئیس موسسه اثاثه ارثی
sex linked
واقع در کروموزم جنسی ارثی
notionalist
هواخواه استدلال نظری
compatriot
هم وطن هم میهن هواخواه
compatriots
هم وطن هم میهن هواخواه
unionists
هواخواه اتحاد و یگانگی
unionist
هواخواه اتحاد و یگانگی
legitimates
مشروع
legitimated
مشروع
legitimate
مشروع
legitimating
مشروع
ill gotten
نا مشروع
legal
مشروع
licit
مشروع
loyal
مشروع
legitmate
مشروع
illegal
نا مشروع
lawful
مشروع
rightful
مشروع
dysgenic
مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
Generosity runs in the family.
سخاوت دراین خانواده ارثی است
pentecostal
[pentecostalist]
هواخواه عید پنجاهه
[دین]
country party
حزب هواخواه پیشرفت فلاحتی
collectivist
هواخواه سیستم اقتصادی مشترک
adequateness
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhering
وفادار ماندن هواخواه بودن
adheres
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhered
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhere
وفادار ماندن هواخواه بودن
lawfully
بطور مشروع
legitimises
مشروع کردن
legitimised
مشروع کردن
legit
حلال مشروع
self defence
دفاع مشروع
legal impediment
مانع مشروع
illegitimate
غیر مشروع
fair trade
تجارت مشروع
dejure
مشروع بطورقانونی
legal
مشروع حقوقی
legitimising
مشروع کردن
se defedendo
به عذردفاع مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimates
مانع مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimated
مانع مشروع
legitimate excuse
مانع مشروع
legitimate
دارای حق مشروع
legitimate defence
دفاع مشروع
legitimate
مانع مشروع
gravy
استفاده نا مشروع
lawful
مشروع شرعی
legitimating
مانع مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
legitimization
مشروع کردن
legitimize
مشروع کردن
legitimized
مشروع کردن
legitimate advantage
منفعت مشروع
legitimizes
مشروع کردن
right of self defence
حق دفاع مشروع
legitimizing
مشروع کردن
recapitulates
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recombinant
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
inviable
عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
culturist
فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
herodian
یهودی ای که هواخواه هیرودیس وطرفدارسلطنت اودریهودیه
suffragist
هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
genes
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
illicit
نا مشروع مخالف مقررات
legitimately
بطور مشروع یا قانونی
licitly
بطور مجاز یا مشروع
militarist
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarists
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
legitimately
به طور مشروع یا قانونی صحیح
u. claims
دعاوی غیر مشروع یا ناحق
reunionist
کسیکه که هواخواه پیوندکلیسای کاتولیک باکلیسای انگلیس میباشد
reigned
سلطنت
reign
سلطنت
kingdom
سلطنت
king ship
سلطنت
reigin
سلطنت
king dom
سلطنت
dominion
سلطنت
raj
سلطنت
queenhood
سلطنت
kinghood
سلطنت
antimonaechical
ضد سلطنت
realms
سلطنت
Majesty
سلطنت
the u kingdom
سلطنت
realm
سلطنت
reigns
سلطنت
the u states
سلطنت
sultanates
سلطنت
sultanate
سلطنت
Majesties
سلطنت
ill gotten
با وسایل غیر مشروع بدست امده
reigned
سلطنت کردن
reigns
سلطنت کردن
monarchic
سلطنت خواه
antimonaechical
مخالف سلطنت
reign
سلطنت کردن
kingship
مقام سلطنت
regency
نیابت سلطنت
absolute monarchy
سلطنت مطلقه
regencies
نیابت سلطنت
monarchize
سلطنت کردن
decrown
خلع از سلطنت
monarchize
تبدیل به سلطنت
royalist
طرفدار سلطنت
regality
سلطنت قلمرو
monarchists
سلطنت طلب
monarchical
سلطنت طلبی
royalists
طرفدار سلطنت
royalists
سلطنت طلب
regnant
سلطنت کننده
monarchist
سلطنت طلب
constitutional monarchy
سلطنت مشروطه
constitutional monarchies
سلطنت مشروطه
rights of throne
حقوق سلطنت
royalism
سلطنت طلبی
the united kingdom
سلطنت متحده
royalist
سلطنت طلب
viceregal
مربوط به نیابت سلطنت
dethrones
از سلطنت خلع کردن
Achaemenid
دوره سلطنت هخامنشیان
reigns
سلطنت یاحکمرانی کردن
dethroned
از سلطنت خلع کردن
reigned
سلطنت یاحکمرانی کردن
absolutism
سیستم سلطنت استبدادی
dethroning
از سلطنت خلع کردن
dethrone
از سلطنت خلع کردن
vice regent
وابسته به نیابت سلطنت
viceroyal
مربوط به نیابت سلطنت
reigin
جکومت سلطنت کردن
reign
سلطنت یاحکمرانی کردن
regina
ملکه سلطنت کننده
enthroned
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroning
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrones
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchic
مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
monarchies
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com