English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
English Persian
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
Other Matches
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
subkingdom سلطنت تابع سلطنت دیگری
viceroyship نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
successive ارثی
hereditary ارثی
coparcenery هم ارثی
heritable ارثی
patrimonial ارثی
genetic ارثی
congenital ارثی
inherited ارثی
geneticists ارثی نگر
genetic endowment موهبت ارثی
geneticism ارثی نگری
hereditarianism ارثی نگری
be in one's blood <idiom> ارثی بودن
geneticist ارثی نگر
genotype سنخ ارثی
genomotives انگیزههای ارثی
adherent هواخواه
adherents هواخواه
enthusiasts هواخواه
enthusiast هواخواه
protagonist هواخواه
philhellenic هواخواه
philhellene هواخواه
aficionado هواخواه
protagonists هواخواه
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
diathesis بیماری پذیری ارثی
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
bequest ارثی که بنابوصیت رسیده
genetic endowment ساز و برگ ارثی
bequests ارثی که بنابوصیت رسیده
stand for هواخواه بودن
phihellenic هواخواه یونانیان
zealous باغیرت هواخواه
francophile هواخواه فرانسه
francophil هواخواه فرانسه
partizan etc هواخواه حامی
disciple پیرو هواخواه
disciples پیرو هواخواه
parliamentary هواخواه مجلس
devotees زاهد هواخواه
devotee زاهد هواخواه
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
amphiploid دارای حداقل کرموسوم ارثی
sex linked واقع در کروموزم جنسی ارثی
compatriot هم وطن هم میهن هواخواه
unionist هواخواه اتحاد و یگانگی
unionists هواخواه اتحاد و یگانگی
compatriots هم وطن هم میهن هواخواه
notionalist هواخواه استدلال نظری
dysgenic مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
adhering وفادار ماندن هواخواه بودن
collectivist هواخواه سیستم اقتصادی مشترک
adequateness وفادار ماندن هواخواه بودن
pentecostal [pentecostalist] هواخواه عید پنجاهه [دین]
collectivist هواخواه اصول اجتماعی درزندگی
country party حزب هواخواه پیشرفت فلاحتی
adheres وفادار ماندن هواخواه بودن
adhered وفادار ماندن هواخواه بودن
adhere وفادار ماندن هواخواه بودن
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
suffragist هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
fusionist هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
culturist فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
herodian یهودی ای که هواخواه هیرودیس وطرفدارسلطنت اودریهودیه
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
militarist ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarists ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
reunionist کسیکه که هواخواه پیوندکلیسای کاتولیک باکلیسای انگلیس میباشد
reigns سلطنت
raj سلطنت
queenhood سلطنت
dominion سلطنت
kingdom سلطنت
kinghood سلطنت
king ship سلطنت
king dom سلطنت
reign سلطنت
realm سلطنت
reigned سلطنت
sultanate سلطنت
Majesty سلطنت
sultanates سلطنت
the u states سلطنت
realms سلطنت
the u kingdom سلطنت
antimonaechical ضد سلطنت
reigin سلطنت
Majesties سلطنت
the united kingdom سلطنت متحده
monarchist سلطنت طلب
monarchize تبدیل به سلطنت
royalist طرفدار سلطنت
monarchize سلطنت کردن
regality سلطنت قلمرو
monarchical سلطنت طلبی
royalism سلطنت طلبی
rights of throne حقوق سلطنت
monarchists سلطنت طلب
royalists سلطنت طلب
regnant سلطنت کننده
royalist سلطنت طلب
monarchic سلطنت خواه
decrown خلع از سلطنت
reigns سلطنت کردن
reigned سلطنت کردن
antimonaechical مخالف سلطنت
regencies نیابت سلطنت
absolute monarchy سلطنت مطلقه
royalists طرفدار سلطنت
kingship مقام سلطنت
regency نیابت سلطنت
reign سلطنت کردن
constitutional monarchy سلطنت مشروطه
constitutional monarchies سلطنت مشروطه
vice regent وابسته به نیابت سلطنت
absolutism سیستم سلطنت استبدادی
viceroyal مربوط به نیابت سلطنت
reigin جکومت سلطنت کردن
dethroned از سلطنت خلع کردن
viceregal مربوط به نیابت سلطنت
dethrone از سلطنت خلع کردن
regina ملکه سلطنت کننده
monarchism اصول سلطنت مستقل
reign سلطنت یاحکمرانی کردن
reigned سلطنت یاحکمرانی کردن
dethroning از سلطنت خلع کردن
Achaemenid دوره سلطنت هخامنشیان
reigns سلطنت یاحکمرانی کردن
dethrones از سلطنت خلع کردن
monarchic مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
enthrones برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchies سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchy سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthrone برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroning برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
lese majeste خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
monarch پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
monarchs پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
Jacobean مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
sovereignty پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
princess regent شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
lese majesty خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
to stand for نامزد بودن هواخواه بودن
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com