Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (9 milliseconds)
English
Persian
parsnip
هویج وحشی
parsnips
هویج وحشی
Search result with all words
wild parsley
انواع هویج وحشی
Other Matches
brutify
وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
carrots
هویج
carrot
هویج
styloipodium
ته خامه گیاهان خانواده هویج
wild fowl
مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae
وحشی ذاتا وحشی
sylvatic
وحشی
Gothic
وحشی
savaging
وحشی
feral
وحشی
boarish
وحشی
truculent
وحشی
hare brained
وحشی
ruttish
وحشی
rambunctious
وحشی
ruffians
وحشی
ruffian
وحشی
ferine
وحشی
anthropophagus
وحشی
barbaric
وحشی
undaunted
وحشی
ungovernable
وحشی
ferocious
وحشی
gris
وحشی
wildest
وحشی
wilds
وحشی
uncivilized
وحشی
savages
وحشی
barbarous
وحشی
savaged
وحشی
wild
وحشی
unmannerly
وحشی
unshaped
وحشی
unshapen
وحشی
savage
وحشی
barbarise
وحشی کردن
savaged
وحشی شدن
barbarize
وحشی کردن
mallard
اردک وحشی
savaged
وحشی کردن
savages
وحشی شدن
savages
وحشی کردن
savaging
وحشی کردن
savaging
وحشی شدن
savage
وحشی کردن
charlock
خردل وحشی
wild rice
برنج وحشی
wildling
حیوان وحشی
wildness
وحشی گری
Wild West
غرب وحشی
toadflax
کتان وحشی
tiger cat
گربه وحشی
semi barbarian
نیم وحشی
farouche
وحشی صفت
fellness
وحشی گری
feral child
کودک وحشی
gothicism
وحشی گری
horsemint
نعناع وحشی
imbrute
وحشی شدن
manlike
جنس نر وحشی
mustang
اسب وحشی
on the same p as the savages
درترازو وحشی ها
onion couch
یکجور جو وحشی
onion grass
یکجور جو وحشی
saracen
کافر وحشی
savage
وحشی شدن
grosses
وحشی توده
wildcats
گربه وحشی
grossest
وحشی توده
wildcat
گربه وحشی
grossing
وحشی توده
headache
خشخاش وحشی
headaches
خشخاش وحشی
wildlife
حیوانات وحشی
bestiality
وحشی گری
buffaloes
گاو وحشی
brutalising
وحشی شدن
bullocks
گوساله وحشی
brutalises
وحشی شدن
bullock
گوساله وحشی
grosser
وحشی توده
grossed
وحشی توده
uncivil
وحشی بی ادب
mallards
اردک وحشی
uncivilly
وحشی بی ادب
brutalized
وحشی شدن
brutalizing
وحشی شدن
cheetahs
یوزپلنگ وحشی
brutalizes
وحشی شدن
cheetah
یوزپلنگ وحشی
parsnips
زردک وحشی
parsnip
زردک وحشی
brutalize
وحشی شدن
buffalo
گاو وحشی
brutalised
وحشی شدن
wildfowl
اردک وحشی
gross
وحشی توده
perfection of savagery
کمال وحشی گری
sheldrake
اردک وحشی دریایی
styrax
بوته وحشی جاوی
ruffianly
گردن کلفت وحشی
brutal
حیوان صفت وحشی
perfection of savagery
نهایت وحشی گری
marijuana
تنباکوی وحشی بیابانی
wildfowler
شکارچی غاز وحشی
wild beasts
جانوران وحشی وحوش
buff
گاو وحشی زردنخودی
troglodyte
انسانهای غارنشین وحشی
buffs
گاو وحشی زردنخودی
the african savages
وحشی های آفریقا
marihuana
تنباکوی وحشی بیابانی
gooseberry bush
درخت انگور وحشی
barbarise
وحشی گری کردن
ferocity
وحشی گری سبعیت
barbarians
ادم وحشی یابربری
barbarize
بیگانه یا وحشی شدن
barbarian
ادم وحشی یابربری
brent
یکجورغاز وحشی کوچک
feral
حیوان شکاری وحشی
caprifig
درخت انجیر وحشی
greylag
غاز وحشی اروپایی
madcap
ادم بی پروا و وحشی
mallards
نوعی مرغابی وحشی
mallard
نوعی مرغابی وحشی
leopards
پلنگ گربه وحشی
leopard
پلنگ گربه وحشی
catamountain
ادم پس کوهی و وحشی صفت
catamount
ادم پس کوهی و وحشی صفت
wild eyed
دارای چشمان وحشی وخیره
wilding
گیاه یا میوه خودرو وحشی
warrens
محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalised
وحشی یا حیوان صفت کردن
warren
محل نگهداری حیوانات وحشی
polecat
موش خرمای وحشی اروپایی
polecats
موش خرمای وحشی اروپایی
charreada
سواری مکزیکی اسب وحشی
reclaim animal
حیوانات وحشی تربیت شده
brutalising
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalises
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes
وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort
سنبل ختایی جاوه وحشی
brutalize
وحشی یا حیوان صفت کردن
passenger pigeon
کبوتر وحشی امریکای شمالی
to have the wild stag's foot
<idiom>
در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
cougar
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougars
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
zootechnics
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
diana
الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
saddle bronc riding
سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
zootechny
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
kheda
کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
agriology
مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
passanger
شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
roughrider
سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
bareback riding
سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
razorback
خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
pandours or doors
امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
spooned
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
fetish
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
pigsticking
شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
safflower
گل رنگ
[این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
succory
کاسنی تلخ کاسنی وحشی
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
heathenize
کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com