English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
no one is here هیچکس اینجا نیست
Other Matches
No-one is above the law. هیچکس برتر از قانون نیست.
isn't he there ایا او اینجا نیست
None of that here. Nothing doing here. اینجا از این خبرها نیست
Dont ever come here again. دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار. [اینجا نیا.]
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
neer a man هیچکس
never a man هیچکس
never a one هیچکس
no person هیچکس
never so هیچکس
none but low people go there هیچکس
no one هیچکس
no-one هیچکس
none other than هیچکس دیگر جز
no one man هیچکس به تنهایی
his hat cover his fanily هیچکس را ندارد
no person other than yourself به غیر از شما هیچکس
Nobody has come yet . هیچکس هنوز نیامده
no one raised his voice صدای هیچکس درنیامد
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
it is a thankless task هیچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزیاد
nix هیچکس رای مخالف دادن
no one man can do it هیچکس به تنهایی نمیتوانداین کار را بکند
to be second to none <idiom> هیچکس حریف او نمی شود [اصطلاح]
to be second to no one <idiom> هیچکس حریف او نمی شود [اصطلاح]
But no one was ever talking about that! اما هیچکس در آن مورد حرفی نزد!
Nobody was late except me . هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
No one needed to know save herself / outside herself [American E] . به غیر از او [زن] هیچکس نباید از آن چیز آگاه باشد.
One cannot put back the clock. <proverb> هیچکس نمى تواند زمان را به عقب بر گرداند .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
I didn't tell anyone beforehand, as I didn't want to jinx it [anything] . من قبل از آن به هیچکس نگفتم چونکه نخواستم [هیچ چیزی] جادو بشود.
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
here اینجا
where اینجا
hither به اینجا
in this country <adv.> در اینجا
hither اینجا
hitherto تا اینجا
in these parts <adv.> در اینجا
here در اینجا
so far تا اینجا
thus far تا اینجا
i am a stranger here من اینجا غریبم
up and down اینجا وانجا
passim اینجا وانجا
We are short of space here . اینجا جا کم داریم
here and there اینجا انجا
He scorns and sneers at everyone. He is contemptuous of everyone. هیچکس راداخل آدم نمی داند (حساب نمی کند )
hereon در این مورد در اینجا
Come here tomorrow . فردا بیا اینجا
Out with them! بروند بیرون [از اینجا] !
I am just passing through. فقط از اینجا میگذرم.
here lies در اینجا دفن است
Let us get out of here! برویم از اینجا بیرون!
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
I wI'll get off here. اینجا پیاده می شوم
I am just passing through. از اینجا عبور میکنم.
i had hom there اینجا گیرش اوردم
Make some room here. یک قدری اینجا جا باز کن
i do not belong here من اهل اینجا نیستم
At this point of the conversation. صحبت که به اینجا رسید
make oneself scarce <idiom> دور شو ،از اینجا برو
Is there a car wash? آیا اینجا ماشینشویی هست؟
some one must stay here یک کسی باید اینجا بماند
Is there a car wash? آیا اینجا کارواش هست؟
I am here on holiday. من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
I am here on business. برای تجارت اینجا آمدم.
take away your things اسباب خود را از اینجا ببرید
It has been a very enjoyable stay. در اینجا به من خیلی خوش گذشت.
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose. ماندن او در اینجا بی فایده است
I dropped in to say hello. آمدم اینجا یک سلامی بکنم
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
I am here on business. برای کار اینجا آمدم.
Left out of one place and driven away from another. <proverb> از آنجا مانده از اینجا رانده .
It is pointless for her to come here . موضوع ندارد اینجا بیاید
I feel like a fifth wheel. من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
I've been here for five days. پنج روزه که من اینجا هستم.
It is extremely hot in here . اینجا بی اندازه گرم است
He promised me to be here at noon . به من قول داد ظهر اینجا با شد
i intend to stay here قصد دارم اینجا بمانم
i have come on business کاری دارم اینجا امدم
The bus to ... stops here. اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
what is your business here کار شما اینجا چیست
He usually drops by to see me . غالبا" می آید اینجا بدیدن من
He came over here in a mad rush. او [مرد] با کله اینجا آمد.
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
I am working here non-stop. یک بند دارم اینجا کار می کنم
It seems I am not welcome (wanted) here. مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
She comes here at least once a week . دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
How dare he come here . غلط می کند قدم اینجا بگذارد
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
I am leaving early in the morning. من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
This is an ideal spot for picnics . اینجا برای پیک نیک ماه است
Do you think it advisable to wait here آیا مصلحت هست که اینجا منتظر بمانیم
hic jacet در اینجا خفته است ه کتیبه روی قبر
This is a good residential are ( neighbourhood ) . اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
His coming here was quite accidental. آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
No one sent me, I am here on my own account. هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
The bus stop is no distance at all . ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
They dont recognize your high-school diploma here. دیپلم دبیرستان شما را اینجا برسمیت نمی شناسند
She comes here once in a blue moon . سالی ماهی یکبار می آید اینجا ( بسیار بندرت )
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
commit no nuisance ادرار کردن و اشغال ریختن اینجا ممنوع است
Well, now everyone's here, we can begin. خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
What is going on here? اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering. حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
I am here for a language course من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
he takes no notice of it نیست
he is not of our number از ما نیست
It's not new. نو نیست.
it is well enough بد نیست
storage می نیست
temporary storage می نیست
secondary نیست
aint نیست
auxiliary نیست
auxiliaries نیست
Plug and Play یچ نیست
isn't نیست
inextinct نیست نشده
that is not it این نیست
It cant be helped. چاره ای نیست
no wonder <idiom> تعجبی نیست
no sweat <idiom> مشکلی نیست
thereis no end to it انراپایانی نیست
if you please اگرزحمت نیست
i do not have it in me از من ساخته نیست
no hurry عجلهای نیست
that is wrong درست نیست
static که پویا نیست
the ice is treach erous یخ محکم نیست
niet le fait کار او نیست
there is no hurry عجلهای نیست
there is no hurry شتابی نیست
needn't لازم نیست
sacred cow <idiom> چارهای نیست
my health is tolerable حالم بد نیست
it's only me کسی نیست
it is not half bad هیچ بد نیست
it is not in good workingorder دایر نیست
He goes on and on . He is most persistent . ول کن معامله نیست
it needs not لازم نیست
it lies beyond his competence در صلاحیت او نیست
it is nothing out of the way غریب نیست
it is unsuitable مناسب نیست
it is unnecessary لازم نیست
you are written حق با شما نیست
to make no mention of ذکری از ان نیست
There is nothing wrong with you . You are all right . هیچیت نیست
it has escaped my remembrance یاد نیست
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
it is immaterial چیزی نیست
Nevermind! مهم نیست !
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it . مردش نیست
no trouble زحمتی نیست
he is rather i. than sick ناخوش نیست
ought not شایسته نیست
he is out of huomor سر دماغ نیست
It's not new. جدید نیست.
he is out of huomor سر خلق نیست
he is out of his senses بهوش نیست
It is all right . It is o. k. طوری نیست
close the door please اگرزحمت نیست
There is no hot water آب گرم نیست.
he is not willing to go نیست برود
he has nothing in him کسی نیست
he is not in it داخل نیست
he is a bad husband صرفه جو نیست
he is none of my friends او از دوستان من نیست
nihilism نیست انگاری
no object چیزی نیست
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
It is not advisable . It is inexpedient. صلاح نیست
cold is merely privative گرما نیست
dont mention it چیزی نیست
no matter چیزی نیست
that depends معلوم نیست
he knows a thing or two بی تجربه نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter. شوخی بردار نیست
you need not fear لازم نیست بترسید
to put out of the way سربه نیست کردن
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
There is no room for doubt. جای تردید نیست
It is nothing to speak of . چیز قابلی نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com