Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
infra axillary
وابسته به ارواره زیرین
inframaxillary
وابسته به ارواره زیرین
Search result with all words
mandibular
اروارهای وابسته به ارواره زیرین
Other Matches
mandibular
ارواره زیرین
nether lip or jaw
لب یا ارواره زیرین
maxilla
ارواره زیرین
trismus
تشنج ارواره زیرین
inframaxillary nerves
پیهای ارواره زیرین
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
stag evil
تشنج ارواره زیرین اسب
premaxilla
استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
overshot jaw
ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
gnathic
فکی وابسته به ارواره
gnathal
فکی وابسته به ارواره
supramaxillary
وابسته به ارواره زبرین
maxilla
استخوان ارواره ارواره
labral
وابسته به لب زیرین بندپائیان یا لبه صدف ه لبه بیرونی صدف
mandibles
ارواره
mandible
ارواره
jaw
ارواره
chops
ارواره
chaw
ارواره
jaws
ارواره
jibbed
حرف ارواره
jib
حرف ارواره
admaxillary
نزدیک ارواره
wapper jawed
دارای ارواره کج
orthognathous
راست ارواره
jawbone
استخوان ارواره
maxillary bone
استخوان ارواره
chapt
مرد ارواره
crack jaw
ارواره شکن
jibbing
حرف ارواره
glass jaw
ارواره شیشهای
submaxilla
ارواره پایین
jibs
حرف ارواره
jawbones
استخوان ارواره
jaw breaker
ارواره شکن
protrusion of the jaw
پیشامدگی ارواره
actinomycosis
مرض قارچی ارواره
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
intermaxillary
واقع در میان ارواره ها
gnathitis
اماس ارواره بالا
projecting jaw
ارواره پیش امده
prognathism
پیش امدگی ارواره
submaxillary glands
غدههای زیر ارواره
premaxillary
واقع در جلو ارواره زبرین
prognathic
دارای ارواره پیش امده
lantern jawed
دارای ارواره دراز و لاغر
prognathous
دارای ارواره پیش امده
whalebone
استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
plectognath
ماهی ای که ارواره زبرینش بکاسه سر چسبیده است
pleurodont
دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
gar
نوعی ماهی که ارواره هایی شبیه منقاردارد
underside
زیرین
subjecent
زیرین
downstair
زیرین
following on
زیرین
underscore
زیرین خط
following
<adj.>
زیرین
under-
زیرین
under
زیرین
underscored
زیرین خط
undersides
زیرین
inferior
زیرین
following
زیرین
inferiors
زیرین
underscores
زیرین خط
underlines
خط زیرین
underscoring
زیرین خط
underlip
لب زیرین
underline
خط زیرین
underlips
لب زیرین
underlined
خط زیرین
after mentioned
زیرین
gomphosis
اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
troposphere
زیرین سپهر
bedding
لایه زیرین
named here under
نامبرده زیرین
neath or neath
پایین زیرین
bottom slide
لغزنده زیرین
ulna
زند زیرین
base stone
سنگ زیرین
underneath
زیرین پایینی
inferior planets
سیارات زیرین
subway
مجرای زیرین
nether millstone
اسیاسنگ زیرین
subways
مجرای زیرین
beneath
زیرین پایینی
tropopause
زیرین مرز
underpass
زیرین راه
underpasses
زیرین راه
inferior colliculus
برجستگی زیرین
the f. words
کلمات زیرین
the figure below
رقم زیرین
downward
پایین زیرین
the underwritten names
نامهای زیرین
dewatering outlets
خروجی زیرین
limbs
اندام زیرین
undercut
ببرش زیرین
undercuts
ببرش زیرین
underworld
زیرین جهان
bottom line
طناب زیرین
culet
پخ زیرین برلیان
undercoat
پشم زیرین
hypolimnion
اب سرد زیرین
hypodermis
پوست زیرین
cutis
پوست زیرین
labium
لب زیرین حشره
lower floor
اشکوب زیرین
limb
اندام زیرین
underpart
زیرین بخش
sub grade
لایه زیرین
true pelvis
لگن زیرین
press bed
بخش زیرین پرس
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
cutis
لایه زیرین پوست
undergrowth
پشم یارویش زیرین
underside
طرف یا سوی زیرین
undersides
طرف یا سوی زیرین
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
binder course
قشر زیرین رویه
nether millstone
سنگ زیرین اسیاب
orlop
عرشه زیرین کشتی جنگی
semibasement
نیم طبقه زیرین ساختمان
eupelagic environment
محیط زیر لایه زیرین
orlop deck
عرشه زیرین کشتی جنگی
neck necessity
قسمت زیرین تاج ستون
calipee
کاسه زیرین لاک پشت
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
jibbed
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
diffusion
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
jib
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
martingale
طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
jibbing
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibs
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
labrum
لب زیرین بند پائیان لبه بیرونی صدف لب
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
hard contact printing
چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
under weft
پود زیرین یا ضخیم
[جهت نشاندن گره ها در جای خود و محکم و یکنواخت شدن آنها]
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
overbite
پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
of kin
وابسته
sexual organs
وابسته به
comprador
وابسته
attributable
وابسته به
congenerous
وابسته
commissarial
وابسته به
federate
وابسته
appurtenant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
akin
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
adjective
وابسته
pyretic
وابسته به تب
adjectives
وابسته
attached
وابسته
germane
وابسته
riverrine
وابسته به
belonging
وابسته ها
dependent
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
affiliates
وابسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com