English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
off season وابسته به این دوران
Search result with all words
hallstatt وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
Victoriana وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
Other Matches
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cycle دوران
cycled دوران
cycles دوران
circulations دوران
circulation دوران
era دوران
gyrations دوران
gyration دوران
eras دوران
period دوران
vertigo دوران
periods دوران
rotation دوران
swimming دوران
stound دوران درد
peacetime دوران صلح
rotation چرخش دوران
distance between centers طول دوران
paleozoic دوران اول
till in old [great] age تا در دوران سالمندی
plane of rotation سطح دوران
the whirligig of fashion دوران دایمی مد
qyaternary دوران چهارم
lives دوران زندگی
life دوران زندگی
climacteric دوران یائسگی زن
revolution دوران شورش
sense of rotation جهت دوران
wartime دوران جنگ
rotation about a line دوران دور یک خط
aftertime دوران پیری
angle of rotation زاویه دوران
space age دوران کیهان
dizzy دچار دوران سر
rotate دوران کردن
fulcrum نقطه دوران
revolutions چرخش دوران
revolutions دوران شورش
wifehood دوران زوجیت
lucid interval دوران افاقه
races دوران مسیر
raced دوران مسیر
race دوران مسیر
circulations دوران خون
circulation دوران خون
rotated دوران کردن
off season در دوران کسادی
axis of rotation محور دوران
off season در دوران کم کاری
revolution چرخش دوران
rotates دوران کردن
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
season دوران چاشنی زدن
jumped-up تازه به دوران رسیده
vertiginous سرگیجهای دوران کننده
rotation دوران گردش بدور
azoic دوران ماقبل تاریخ
rotational دوران گردش بدور
rotation about a point دوران دور یک نقطه
seasoned دوران چاشنی زدن
circulatory مربوط یه دوران خون
revolutions دور دوران کامل
seasons دوران چاشنی زدن
revolution دور دوران کامل
golden ages دوران رونق و رفاه
golden age دوران رونق و رفاه
rotation around [about] a point دوران دور نقطه ای
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
obligated tour دوران مشمولیت وفیفه
geocentric دوران زمین مرکزی
iceman یخی بستر دوران یخ
geriatrist امراض دوران پیری
instantaneous center of rotation مرکز دوران لحظهای
geriatrician امراض دوران پیریgyrfalcon
gyrates چرخ زدن دوران داشتن
gyrate چرخ زدن دوران داشتن
rotation about ... دوران دور ... [محوری یا جایی]
The whirligig of time revolves. دوران دایمی زمان می چرخد.
gyrated چرخ زدن دوران داشتن
age earnings profile برنامه درامد در دوران زندگی
Difficult times lie ahead. دوران سختی درپیش است
protectorate دوران حکومت کرامول درانگلستان
yawed دوران هواپیما حول محورقائم
protectorates دوران حکومت کرامول درانگلستان
peripheral course دوران پیش دانشگاهی نظامی
yaw دوران هواپیما حول محورقائم
anthropic مربوط به دوران پیدایش انسان
gyrating چرخ زدن دوران داشتن
mesozoic era دوران دوم زمین شناسی
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
retrograde دوران در خلاف جهت معمول
long run period دوران محاسبه بلند مدت
Early Christian architecture سبک معماری دوران مسیحیت
whirligig of something دوران دایمی [اصطلاح مجازی]
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
twist دوران حول محور افقی پیچش
twisting دوران حول محور افقی پیچش
twists دوران حول محور افقی پیچش
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
Pre-Raphaelites هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
We are living in the age of mass communication. ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
Pre-Raphaelite هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
rolls دوران حول محور طولی غلطش
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
roll دوران حول محور طولی غلطش
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
periods منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
It reminds me of my schooldays . مرا بیاد دوران مدرسه می اندازد
rolled دوران حول محور طولی غلطش
lying in دوران استراحت ونقاهت بعداز زایمان
lathe center مرکز یا محور دوران ماشین تراش
Edwardian معماری دوران ادوارد اول و دوم وسوم
quadrangles حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
Edwardian ادبیات و هنر و مد لباس دوران ادوارد هفتم
banks دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
bank دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
dog days چله تابستان دوران رکود و عدم فعالیت
quadrangle حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
golden age دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
mastodon پستانداری شبیه فیل که در دوران الیگوسن وپلیستوسن میزیسته
golden ages دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
inertia welding جوشکاری توسط دوران سریع و فشار بین سطوح تماس
autumns برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
pin میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
wheel mode ماهواره یا بخشی از ان که اغلب با سرعت کم بمنظورپایدارسازی وضعیت دوران میکند
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
hunger cloth پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
lenten veil پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
autumn برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
pinning میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinned میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
disturbing moment گشتاوری که در جهت دوران هواپیما حول یک محور بر ان اثر میکند
shamanism پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
pitch speed حاصل ضرب گام هندسی متوسط و تعداد دوران درواحد زمان
sabbatical year در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
probation officers ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
probation officer ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
new deal روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
gyro برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
low cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
caducity کهولت ضعف دوران کهولت
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
tertiary قسمت سوم دوران سوم
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com