Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
sociological
وابسته به جامعه شناسی
Other Matches
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
sociology
جامعه شناسی
social science
جامعه شناسی
sociolinguistics
جامعه شناسی زبان
phytosociology
جامعه شناسی گیاهی
cover
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
blind
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
cover
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
blind
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
philological
وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
bacteriologic
مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
hero-worshipper
ستایش گر ساده لوح
[جامعه شناسی]
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
to become acclimatized
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
to acclimatize/acclimatise
[British E]
yourself
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
to acclimatize/acclimatise
[British E]
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
to acclimate
[American E]
to new circumstances
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
european essembly
مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
to ask somebody out
از کسی پرسیدن که آیا مایل است
[با شما]
بیرون برود
[جامعه شناسی]
neurologic
وابسته به عصب شناسی یا پی شناسی
scientific socialism
بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hydrologic
وابسته به اب شناسی
conchological
وابسته بصدف شناسی
histologic
وابسته به بافت شناسی
ornithologic
وابسته به پرنده شناسی
orological
وابسته بکوه شناسی
ornithological
وابسته به پرنده شناسی
botanical
وابسته به گیاه شناسی
orographic
وابسته به کوه شناسی
lithologic
وابسته به سنگ شناسی
oncologic
وابسته به غده شناسی
histological
وابسته به بافت شناسی
ontogenetic
وابسته به رشد شناسی
archeological
وابسته به باستان شناسی
herpetological
وابسته بخزنده شناسی
archaeological
وابسته به باستان شناسی
kinematical
وابسته به جنبش شناسی
ontological
وابسته به هستی شناسی
phenomenological
وابسته به پدیده شناسی
paleontological
وابسته به دیرین شناسی
teleologic
وابسته به پایان شناسی
craniological
وابسته به جمجمه شناسی
immunologic
وابسته به ایمنی شناسی
geologic
وابسته به زمین شناسی
linguistic
وابسته به زبان شناسی
ichthyological
وابسته به ماهی شناسی
pathologic
وابسته به اسیب شناسی
linguistically
وابسته به زبان شناسی
geological
وابسته به زمین شناسی
sociologic
وابسته به انسگان شناسی
odontological
وابسته بدندان شناسی
hypnological
وابسته به خواب شناسی
petrologic
وابسته به سنگ شناسی
therapeutic
وابسته به درمان شناسی
volcanologic
وابسته به اتشفشان شناسی
toxicologic
وابسته به زهر شناسی
toxicol gical
وابسته به زهر شناسی
numismatic
وابسته به سکه شناسی
osteologic
وابسته به استخوان شناسی
sociologic
وابسته بجامعه شناسی انسگانی
synecologic
وابسته به بوم شناسی گروهی
bionic
وابسته به زیست سازه شناسی
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
phytopathologic
وابسته به اسیب شناسی گیاهان
hymnologic
وابسته به سرود شناسی یاسرود سازی
physiognomic
وابسته به قیافه شناسی سیما شناس
physiognomonic
تشخیس دهنده وابسته به قیافه شناسی
permian
وابسته بدوره زمین شناسی پرمیان
zoographical
وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
astrologic
وابسته به نجوم بینی یا طالع شناسی
biologic
وابسته بعلم حیات یا زندگی شناسی
zoographic
وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
philogical
وابسته به علم زبان یا لغت شناسی
anthropological
وابسته بانسان شناسی مربوط بطبیعت انسانی
phonological
وابسته به صوت شناسی یادگرگونی صدا در زبان
socialism
جامعه گرایی جامعه داری اقتصادسوسیالیستی
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
mesozoic
وابسته بدوره زمین شناسی بین " پرمیان " و " دوره سوم "
neozoic
وابسته بعهد زمین شناسی که از پایان دوره مسوزوئیک تا امروزه است
paleozoic
وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
ophthalmological
وابسته به چشم شناسی یاناخوشیهای چشم
entomology
حشره شناسی
[حشره شناسی]
[جانور شناسی]
[رشته دانشگاهی]
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
psychbiology
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
philology
زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
lateral meniscus
منیسک خارجی
[کالبد شناسی]
[زیست شناسی]
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
kinematics
حرکت شناسی جنبش شناسی
typology
گونه شناسی نوع شناسی
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
community
جامعه
ecological community
جامعه
communities
جامعه
universe
جامعه
polities
جامعه
polity
جامعه
societies
جامعه
socio-
جامعه
society
جامعه
the body politic
جامعه
society
جامعه اجتماع
parameters
اماره جامعه
mass society
جامعه انبوهیده
preliterate society
جامعه نانویسا
sociologist
جامعه شناس
transitory society
جامعه انتقالی
sociogenic
جامعه زاد
eruropean community
جامعه اروپایی
sociocentrism
جامعه- محوری
affluent society
جامعه مرفه
peripheral community
جامعه پیرامونیperipeteia
sociable
جامعه پذیر
sociality
جامعه جویی
inert society
جامعه بیهوده
league of nations
جامعه ملل
closed society
جامعه بسته
nonliterate society
جامعه نانویسا
parameter
اماره جامعه
sociometry
جامعه سنجی
sociopath
جامعه ستیز
socialists
جامعه گرای
socialist
جامعه گرای
socialism
جامعه گرایی
societies
جامعه اجتماع
statistical universe
جامعه اماری
stimulus population
جامعه محرکها
dissocialization
جامعه گسلی
antisocial
جامعه ستیز
social desirability
جامعه پسندی
moslem league
جامعه مسلمانان
A classless society.
جامعه بی طبقه
atomistic society
جامعه ذرهای
psychopaths
جامعه ستیز
sociopathy
جامعه ستیزی
psychopath
جامعه ستیز
psychopathy
جامعه ستیزی
underclass
بی کلاس
[در جامعه]
primitive society
جامعه ابتدایی
biocenose
جامعه زندگان
sociological
جامعه شناختی
integral calculvs
حساب جامعه
affluent society
جامعه رفاه
finite population
جامعه محدود
affluent society
جامعه مصرفی
classless society
جامعه بی طبقه
biotic communtity
جامعه زندگان
throwaway society
جامعه مسرف
subclass
بی کلاس
[در جامعه]
social minded
در فکر جامعه
ecclesiastes
کتاب جامعه
sociability
جامعه پذیری
affluent society
جامعه ثروتمند
infinite population
جامعه نامحدود
lower class
بی کلاس
[در جامعه]
integral calculus
حساب جامعه
biocummunity
جامعه زندگان
public mischief
جرم علیه جامعه
subclass
طبقه پایین جامعه
lower class
طبقه پایین جامعه
sampling population
جامعه نمونه گیری
bourgeois
عضوطبقه متوسط جامعه
holy office
جامعه راهبان ومومنین
covenant of the league of nations
منشور جامعه ملل
Common Market
جامعه اقتصادی اروپا
underclass
طبقه پایین جامعه
egalitarian society
جامعه تساوی طلب
the society is like a vortex
جامعه مانندگردابی است
pseudopsychopathic
جامعه ستیز کاذب
psychopathic personality
شخصیت جامعه ستیز
bourgeois
<adj.>
عضوطبقه متوسط جامعه
ornithology
پرنده شناسی
[جانور شناسی]
[پرنده شناسی]
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
r.m.a. color code
علایم رنگی جامعه رادیوسازان
phalanstery
تقسیم جامعه باجزاء کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com