English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (14 milliseconds)
English Persian
testudinal وابسته به جنس لاک پشت مانند
Search result with all words
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
priestly در خور کشیش یا کاهن مانند کشیش یا کاهن وابسته به کشیش یا کاهن
constellatory وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
petaline وابسته به برگ گل مانند گلبرگ
Other Matches
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
filiform نخ مانند
lambdoid مانند
icily یخ مانند
penniform پر مانند
plumelike پر مانند
analogous مانند
etc و مانند آن
after the example of مانند
liplike لب مانند
incomparable بی مانند
blotchy لک مانند
fluty نی مانند
unprecedentedly بی مانند
unprecedented بی مانند
mammilliform مانند
inimitable بی مانند
anthoid گل مانند
mammilary مانند
floriform گل مانند
analog مانند
and so on و مانند ان
foggiest مانند مه
foggy مانند مه
fulidal اب مانند
neared مانند
gypsiferous گچ مانند
plumose پر مانند
nearest مانند
nearing مانند
nears مانند
tougher پی مانند
tough پی مانند
goatish بز مانند
pipelike نی مانند
myrtle formed اس مانند
near- مانند
inapproachable بی مانند
feathery پر مانند
frothy کف مانند
unapproachable بی مانند
toughest پی مانند
as مانند
near مانند
castellated دژ مانند
string نخ مانند
reedier نی مانند
tendinous بی مانند
unparalleled بی مانند
unequalled بی مانند
impish جن مانند
encephaloid مخ مانند
womanlike زن مانند
arundinaceous نی مانند
capitate مانند سر
capillaceous مانند نخ
similar مانند
analogue مانند
vide مانند
analogues مانند
nearer مانند
unequaled بی مانند
foggier مانند مه
reedy نی مانند
reediest نی مانند
threadlike نخ مانند
etcetera و مانند ان
simulant مانند
aquiform اب مانند
argillaceous گل مانند
uniquely بی مانند
unique بی مانند
similiar مانند
argillaceous رس مانند
thready نخ مانند
without an e. بی مانند
nephroid گرده مانند
sunlike مانند افتاب
piny کاج مانند
resembled مانند بودن
negroid زنگی مانند
swordlike شمشیر مانند
resembles مانند بودن
toadish مانند غوک
piggish خوک مانند
resembling مانند بودن
pipelike پیپ مانند
pipelike لوله مانند
nebulose ابر مانند
like بودن مانند
styliform نیزه مانند
suety پیه مانند
likes بودن مانند
spherical گوی مانند
platelike بشقاب مانند
glassy شیشه مانند
pituitous مخاط مانند
liked بودن مانند
pisciform ماهی مانند
sulphureous گوگرد مانند
sulphury مانند گوگرد
resemble مانند بودن
niveous برف مانند
phyline برگ مانند
ornithoid مرغ مانند
testiculate بیضه مانند
lam dacism مانند لام
nymphish حور مانند
oldish پیر مانند
theomorphic مانند خدا
thickety بیشه مانند
ogr غول مانند
odontoid مانند دندان
oculate چشم مانند
ochry مانند گل پرش
nymphlike حور مانند
painting and the like نقاشی و مانند ان
nunlike راهبه مانند
talcky طلق مانند
fungoid قارچ مانند
leaden مانند سرب
talcose طلق مانند
perispheric گوی مانند
talcous طلق مانند
nummary سکه مانند
peer to each other مانند همدیگر
tallowy پیه مانند
palpiform شاخک مانند
nummular سکه مانند
tartarous درده مانند
ochraceous مانند گل اخری
seamilike درز مانند
simulant of مانند شبیه
sleeplike خواب مانند
sluicy ابگیر مانند
saddlebacked زین مانند
saclike کیسه مانند
saccate کیسه مانند
spectral روح مانند
seedlike بذر مانند
rodlike میله مانند
rocklike خاره مانند
earthy خاک مانند
vulval فرج مانند
rhizoid ریشه مانند
spicate خار مانند
sagittary مانند تیر
sanguineous خون مانند
scopulate کلاله مانند
exemplar مانند مثال
exemplars مانند مثال
sciuroid سنجاب مانند
shadowlike سایه مانند
sheetlike ورقه مانند
shrubby مانند گلچین
similize مانند کردن
sciurine سنجاب مانند
scalelike ترازو مانند
owlish جغد مانند
owlishly جغد مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com