Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
millenial
وابسته به دوره هزار ساله
Other Matches
millenium
دوره هزار ساله
bimillenary
دو هزار ساله
chiliad
هزار ساله
millennial
جشن هزار ساله
millenarian
معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism
اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
triennium
دوره سه ساله
sexennium
دوره شش ساله
lustrum
دوره پنج ساله
quinquenniad
دوره پنج ساله
decade
دوره ده ساله دهدهی
quinquennium
دوره پنج ساله
septennate
دوره هفت ساله
septennium
دوره هفت ساله
decades
دوره ده ساله دهدهی
indiction
دوره پانزده ساله
sexagesimal
شصتم دوره شصت ساله
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
pythiad
دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
quinquennial
پنج ساله دوره پنج ساله
octogenarian
وابسته به ادم 08 ساله
octogenarians
وابسته به ادم 08 ساله
premillennial
وابسته بظهور ثانوی عیسی قبل از هزار سال
Grand Prix
یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Grands Prix
یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
oedipal
وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
brownie
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
miocenic
وابسته به دوره سوم
preglacial
وابسته به پیش از دوره یخ
miocene
وابسته به دوره سوم
paleocene
وابسته به دوره پالیوسین
sexantenary
وابسته به عد د06 یا دوره 06ساله
probationary
وابسته به دوره کاراموزی یاازمایشی
protogenetic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
pre chellean
وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
postexilic
وابسته به دوره بعد از اسارت یهود دربابل
preexilic
وابسته به قبل از دوره اسارت یهود در بابل
mesozoic
وابسته بدوره زمین شناسی بین " پرمیان " و " دوره سوم "
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
neozoic
وابسته بعهد زمین شناسی که از پایان دوره مسوزوئیک تا امروزه است
paleozoic
وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
Loo sanpra
[منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
premedical
دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
milfoil
بومادران هزار برگ هزار برگ
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
triennal
سه ساله
decades
01 ساله
triennial
سه ساله
decennry
ده ساله
sexennial
شش ساله
annuals
یک ساله
year-long
یک ساله
ten years old
ده ساله
annual
یک ساله
decade
01 ساله
vicennial
02 ساله
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
octennial
هشت ساله
semiyearly
نیم ساله
bicentenary
دویست ساله
year-round
<idiom>
همه ساله
seventy
هفتاد ساله
quinquagenary
پنجاه ساله
nonagenarian
نود ساله
quadrangena rian
چهل ساله
centenarian
جشن صد ساله
centenarians
جشن صد ساله
annually
همه ساله
perennial
همه ساله
f.year old
پنج ساله
seventies
هفتاد ساله
yearling
گیاه یک ساله
half yearly
نیم ساله
he is 0 years old
او ده ساله است
colts
اسب 3 یا 4 ساله
colt
اسب 3 یا 4 ساله
octogenarians
هشتاد ساله
year by year
همه ساله
quinquagenarian
پنجاه ساله
octogenarian
هشتاد ساله
septennial
هفت ساله
sorrel
گوزن نر سه ساله
sepennial
هفت ساله
tercentennial
سیصد ساله
tenant from year to year
مستاجر یک ساله
septuagenarian
هفتاد ساله
perennials
همه ساله
bicentenaries
دویست ساله
annuallyy
هر ساله سالیانه
mil
هزار
multiped
هزار پا
ten thousand
ده هزار
thousandths
یک هزار
myriads
ده هزار
thousandth
یک هزار
one thousand
یک هزار
thousand
هزار
per mill
در هر هزار
per mil
در هزار
milleped
هزار پا
millions
هزار در هزار
per mill
در هزار
myriad
ده هزار
labyrinthine fret
هزار تو
milliped
هزار پا
million
هزار در هزار
thousands
هزار
tercentenary
سه قرن سیصد ساله
quinquagenarian
شخص پنجاه ساله
fillies
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
teens
نوجوان ده تا91 ساله
tercentenaries
سه قرن سیصد ساله
quadrangena rian
ادم چهل ساله
maturity
مسابقه اسبهای 4 ساله
bicentenary
جشن دویست ساله
annuallyy
همه ساله هر سال
bicentennials
جشن دویست ساله
bicentenaries
جشن دویست ساله
filly
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
mares
مادیان 4 ساله یا بیشتر
mare
مادیان 4 ساله یا بیشتر
pricket sister
گوزن ماده دو ساله
nonagenarian
ادم نود ساله
strike it rich
<idiom>
یک شبه ره صد ساله رفتن
nursey race
مسابقه اسبهای 2 ساله
quinquagenary
شخص پنجاه ساله
bicentennial
جشن دویست ساله
tonnes
هزار کیلوگرم
tonne
هزار کیلوگرم
several thousands
چندین هزار
kilos
هزار گرم
thou
یک هزار دلار
kilogram
هزار گرم
myriametre
ده هزار متر
myriameter
ده هزار متر
myrialitre
ده هزار لیتر
myriagram
ده هزار گرم
myriapoda
هزار پایان
millenniums
هزار سال
kilos
در معنای یک هزار
kilos
معادل هزار
millennium
هزار سال
kilo
در معنای یک هزار
kilo
معادل هزار
kilo
هزار گرم
millennia
هزار سال
kilograms
هزار گرم
kilogrammes
هزار گرم
kilometers
هزار متر
spline
هزار خار
diplopodous
دارای هزار پا
polypody
هزار پایی
grandest
هزار دلار
millepore
هزار سوراخ
grand
هزار دلار
kilocycle
هزار چرخه
kilometres
هزار متر
kilometre
هزار متر
thousand and one
هزار ویک
milliard
هزار میلیون
grander
هزار دلار
chiliad
هزار عدد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
mother goose stakes
مسابقه کره مادیانهای سه ساله
a man in his forties
مرد چهل و خورده ساله
junior college
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
men affifty and above
مردان پنجاه ساله به بالا
indiction
مالیات پانزده ساله املاک
She must be at least 40.
او
[زن]
کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
Kbit
معادل هزار بایت
gigacycle
هزار میلیارد چرخه
omasum
هزار لاخئذقث خق ذثق
kilos
هزار بیت داده
billionths
یک تقسیم بر هزار میلیون
billionth
یک تقسیم بر هزار میلیون
To take ones leave .
هزار تومان کم آورده ام
kilobaud
هزار بیت در ثانیه
two thousand tonner
کشتی دو هزار تنی
k
نشانه بیان یک هزار
metric ton
تن متریک یا تن هزار کیلویی
g
در معنای یک هزار میلیون
kips
هزار دستورالعمل درثانیه
gigabyte
یک هزار میلیون بابت
hectares
ده هزار متر مربع
kilomegacycle
هزار میلیون چرخه
kilohertz
هزار سیکل در یک ثانیه
kilo
هزار بیت داده
hectare
ده هزار متر مربع
yarrow
بومادران هزار برگ
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com