Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
heliographic
وابسته به عکس برداری ازافتاب
Other Matches
topographic
وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
chorographic
وابسته بنقشه برداری جغرافیایی از ناحیهای
heliophobia
بیزاری ازافتاب
sun burn
سوختگی ازافتاب
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
embodiment
در برداری
vector
برداری
vectors
برداری
decerebration
مخ برداری
deafferentation
اوران برداری
decerebellation
مخچه برداری
denervation
عصب برداری
topectomy
تکه برداری
topography
نقشه برداری
gyrectomy
شکنج برداری
enervation
عصب برداری
hemispherectomy
نیمکره برداری
gaud
کلاه برداری
utilization
بهره برداری
rip-offs
کلاه برداری
arrow diagram
نمودار برداری
metal cutting work
براده برداری
machining
براده برداری
biopsy
بافت برداری
sampling
نمونه برداری
weight lifting
وزنه برداری
rip-off
کلاه برداری
treads
گام برداری
treading
گام برداری
exploitation
بهره برداری
tread
گام برداری
decoding
رمز برداری
fraudulence
کلاه برداری
vectorical angle
زاویه برداری
cannibalization
قطعه برداری
vectored interrupt
وقفه برداری
surveying
نقشه برداری
vector pair
زوج برداری
resultant
جمع برداری
vector field
میدان برداری
vector display
نمایش برداری
vector diagram
نمودار برداری
vector analysis
تحلیل برداری
footstep
گام برداری
footsteps
گام برداری
vector quantity
کمیت برداری
vector quantities
اندازههای برداری
vector product
حاصلضرب برداری
vector processor
پردازنده برداری
vector power
توان برداری
copy
کپی برداری
copy
نسخه برداری
copies
کپی برداری
copies
نسخه برداری
copied
کپی برداری
copying
نسخه برداری
copying
کپی برداری
surveys
نقشه برداری
metal cutting
براده برداری
surveyed
نقشه برداری
survey
نقشه برداری
copied
نسخه برداری
utilisation
[British]
بهره برداری
marching
قدم برداری
marches
قدم برداری
marched
قدم برداری
march
قدم برداری
samplery
نمونه برداری
removal of chips
براده برداری
photogeny
عکس برداری
utilisations
بهره برداری ها
gain
بهره برداری
gained
بهره برداری
gains
بهره برداری
usages
بهره برداری ها
utilizations
بهره برداری ها
frauds
کلاه برداری
fraud
کلاه برداری
ovariectomy
تخمدان برداری
stripping
قالب برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
swindles
کلاه برداری
duplicating
نسخه برداری
duplicates
نسخه برداری
lobectomy
قطعه برداری
operation
بهره برداری
duplication
نسخه برداری
land surveying
نقشه برداری
duplicated
نسخه برداری
duplicate
نسخه برداری
subordination
فرمان برداری
ingathering
خرمن برداری
swindled
کلاه برداری
swindle
کلاه برداری
mapping
نقشه برداری
listing
سیاهه برداری
listings
سیاهه برداری
extirpation
اندام برداری
using
بهره برداری
surveyor's level
ترازنقشه برداری
usage
بهره برداری
i know him by his step
از گام برداری
insurability
بیمه برداری
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
gang
مشی گام برداری
vector analysis
[vector calculus]
حساب برداری
[ریاضی]
snatch
وزنه برداری یکضرب
snatched
وزنه برداری یکضرب
royalty
حق بهره برداری از چیزی
snatches
وزنه برداری یکضرب
tapping
بهره برداری کردن از
tapped
بهره برداری کردن از
tap
بهره برداری کردن از
gangs
مشی گام برداری
snatching
وزنه برداری یکضرب
defraud
کلاه برداری کردن
obediently
از روی فرمان برداری
defrauded
کلاه برداری کردن
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
royalties
حق بهره برداری از چیزی
defrauds
کلاه برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
vector calculus
حساب برداری
[ریاضی]
utilised
بهره برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
polling list
سیاهه نمونه برداری
machining requirments
شرایط براده برداری
machining method
روش براده برداری
machinable
قابل براده برداری
machinability
قابلیت براده برداری
source listing
لیست برداری منبع
split spoon
قاشق نمونه برداری
stencil plate
الگوی نقشه برداری
leveling staff
ژالون نقشه برداری
stock talking
سیاهه برداری از موجودی
survey control
کنترل نقشه برداری
incline bench
تخته وزنه برداری
survey land
نقشه برداری زمین
surveyers notebook
دفتر نقشه برداری
surveying error
خطای نقشه برداری
surveying insatrument
اسباب نقشه برداری
machining time
زمان براده برداری
mapping
نقشه برداری کردن
selective listing
سیاهه برداری گزیده
quick march
گام برداری تند
ready for use
اماده بهره برداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com