English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
Other Matches
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
off road racing مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
off roader شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
seaworthy قابل کشتی رانی
sailing orders دستور کشتی رانی
shippable قابل کشتی رانی
shipping company شرکت کشتی رانی
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
aerostation کشتی رانی هوایی
nautically از لحاظ کشتی رانی
cabotage کشتی رانی ساحلی
innavigable غیرقابل کشتی رانی
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
oceanshipping روشهای کشتی رانی دراقیانوس
coasting کشتی رانی در طول ساحل
portolano راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
circumnavigate دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
circumnavigation کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
circumavigator کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
dump شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
naval وابسته به کشتی
pancratic وابسته به کشتی و مشت بازی
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
crural رانی
ranee رانی
femoral رانی
rani رانی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
wheelchairs ویلچر رانی
d. of a speech سخن رانی
canoes قایق رانی
voluptuousness شهوت رانی
motoring اتومبیل رانی
voluptuously باشهوت رانی
repression واپس رانی
canoe قایق رانی
salaciousness شهوت رانی
ejection بیرون رانی
extrusion روزن رانی
oarsmanship کرجی رانی
oratorship سخن رانی
salacity شهوت رانی
yachting قایق رانی
inguinal کشاله رانی
wheelchair ویلچر رانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
auto drome پیست اتومبیل رانی
magnetic potential نیروی مغناطیس رانی
to go on the stump سخن رانی کردن
to give a lecture سخن رانی کردن
ease all درکرجی رانی ایست
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
boats قایق رانی کردن
drive way مسیر اتومبیل رانی
pultrusion process فرایند کشش رانی
extrudate محصول روزن رانی
regatta مسابقه کرجی رانی
regattas مسابقه کرجی رانی
sprinting مسابقه اتومبیل رانی
harness racing ارابه رانی تک اسبه
harness race مسابقه ارابه رانی
salaciously از روی شهوت رانی
ox goad نیزه گاو رانی
pawn push پیاده رانی شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
platforms سخن رانی کردن
platform سخن رانی کردن
lectureships سمت سخن رانی
lectureship سمت سخن رانی
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
libidinously از روی شهوت رانی
boat قایق رانی کردن
funeral oration سخن رانی برسرجنازه
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
trialling مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
drag racing مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
contact electromotive force نیروی برق رانی مجاورتی
harness horse اسب مخصوص ارابه رانی
matinee مسابقه ارابه رانی در روز
matinees مسابقه ارابه رانی در روز
matinTes مسابقه ارابه رانی در روز
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
active emf نیروی برق رانی موثر
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
red flag پرچم قرمز اتومبیل رانی
effective electromotive force نیروی برق رانی موثر
row a race مسابقه کرجی رانی دادن
moto بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
sapphic vice شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
kite track مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
to row a race در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
eloge سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
starter راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starter motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
under در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
under- در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
to pander any one's lust وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
icekhana اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
skews مایل
miles مایل
oblique مایل
sloping مایل
agreeable مایل
bevelled مایل
mile مایل
oblique مایل کج
willful مایل
slantingly کج یا مایل
studious to do a thing مایل
inclined مایل
slanting مایل
skewing مایل
skew مایل
rath مایل
rathe مایل
bevel مایل
bevel پخ مایل
interested مایل
studious of doing a thing مایل
pitching مایل
sideling مایل
propense مایل
desirous مایل
sidling مایل
declivous مایل
loxodrome خط مایل
f. of books مایل به کت اب
lickerish مایل
gauche مایل
willing مایل
inclinable مایل
italic مایل
nothing loath مایل
speedway مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
solicitous مایل نگران
purply مایل به ارغوانی
wilful مشتاق مایل
gaff میله مایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com