Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
hermitic
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
Other Matches
urbanist
وابسته بشهر نشینی
urbanistic
وابسته بشهر نشینی
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
diagonally
ازگوشهای بگوشه روبرو
withdrawal
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sedimentation
ته نشینی
soiree
شب نشینی
an eveing party
شب نشینی
evening party
شب نشینی
sedimentary
ته نشینی
soirees
شب نشینی
wakes
شب نشینی
waked
شب نشینی
wake
شب نشینی
retrocedence
پس نشینی
deposit
ته نشینی
deposits
ته نشینی
settling
ته نشینی
sedinentation
ته نشینی
nightlife
شب نشینی
subsidence
ته نشینی
illuviation
ته نشینی
recoiled
پی نشینی
recoiling
پی نشینی
recoil
پی نشینی
recoils
پی نشینی
precipitation
ته نشینی
soirTes
شب نشینی
sedimentation
ته نشینی
adsorption
رو نشینی
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
retreats
عقب نشینی
electrostatic procipitation
ته نشینی الکترواستاتیک
sanctuaries
حق بست نشینی
sanctuary
حق بست نشینی
seclusion
گوشه نشینی
eremitic life
گوشه نشینی
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
eremitism
گوشه نشینی
line of retreat
خط عقب نشینی
ruralize
ده نشینی کردن
sedimentation pond
حوضچه ته نشینی
retreating
عقب نشینی
retreated
عقب نشینی
settlement
ته نشینی مسکن
settlements
ته نشینی مسکن
retreat
عقب نشینی
to burn the midnighoil
شب نشینی کردن
cotenancy
هم اجاره نشینی
katabasis
عقب نشینی
tenantry
اجاره نشینی
sequestered life
گوشه نشینی
recess
عقب نشینی
hypostatic
ناشی از ته نشینی
recoiling
عقب نشینی
urbanism
شهر نشینی
fallback
عقب نشینی
recoils
عقب نشینی
urbanization
شهر نشینی
reclvsion
گوشه نشینی
solitariness
گوشه نشینی
hutment
کلبه نشینی
nomadism
کوچ نشینی
recoiled
عقب نشینی
silting
رسوب ته نشینی
retrocedence
عقب نشینی
break ground
عقب نشینی
suburbia
حومه نشینی
recesses
عقب نشینی
retrocession
عقب نشینی
recoil
عقب نشینی
withdraw
عقب نشینی کردن
recoil mechanism
دستگاه عقب نشینی
withdraws
عقب نشینی کردن
sinks
ته نشینی حفره یاگودال
ebb current
عقب نشینی اب دریا
setback
فشار عقب نشینی
setbacks
فشار عقب نشینی
companionship
مصاحبت پهلو نشینی
To retreat. To withdraw.
عقب نشینی کردن
give ground
<idiom>
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
عقب نشینی کردن
retreat
عقب نشینی کردن
backblast
موج عقب نشینی
scuttle
عقب نشینی روزنه
to give ground
عقب نشینی کردن
blowback
عقب نشینی خودکار
blowback
ضربه عقب نشینی
to lose ground
عقب نشینی کردن
scuttled
عقب نشینی روزنه
long recoil
عقب نشینی طولانی
scuttles
عقب نشینی روزنه
scuttling
عقب نشینی روزنه
to sound the retreat
شیپورعقب نشینی زدن
to fall back
عقب نشینی کردن
backblast
شعله عقب نشینی
recoil mechanism
مکانیسم عقب نشینی
retirement
عقب نشینی اختیاری
retreated
عقب نشینی کردن
retreating
عقب نشینی کردن
pull away
عقب نشینی کردن
retreats
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
کوس عقب نشینی
back pressure
فشار عقب نشینی
rocket propulsion
فشارعقب نشینی موشک
sink
ته نشینی حفره یاگودال
forced withrawal
عقب نشینی اجباری
short recoil
عقب نشینی کوتاه
subornation
زیر پا نشینی اغواء
colonial
معماری کوچ نشینی
sedimentation analysis
تجزیه بروش ته نشینی
crawfish
ازموضعی عقب نشینی کردن
variable slide
طول عقب نشینی متغیر
counter recoil
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
to have a knock back
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
to sound the retire
شیپور عقب نشینی زدن
retreat
عقب نشینی اجباری بازگشتن
cloisters
صومعه گوشه نشینی کردن
cloister
صومعه گوشه نشینی کردن
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
recoilless rifle
تفنگ بدون عقب نشینی
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
recoil pit
چاله عقب نشینی لوله
a white collar job
کار پشت میز نشینی
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
to sound a retreat
شیپور عقب نشینی زدن
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
obmutescence
خاموش نشینی سکوت عمدی
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
recoil operated
مجهز به دستگاه عقب نشینی
recoil
عقب نشینی کردن توپ
retreated
عقب نشینی اجباری بازگشتن
breakdowns
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
hightail
باسرعت عقب نشینی کردن
setbacks
نیروی عقب نشینی توپ
setback
نیروی عقب نشینی توپ
retreat
عقب نشینی کناره گیری
retreated
عقب نشینی کناره گیری
insula
دستگاه عمارت اجاره نشینی
retreating
عقب نشینی کناره گیری
retreats
عقب نشینی کناره گیری
recoiling
عقب نشینی کردن توپ
recoils
عقب نشینی کردن توپ
retreats
عقب نشینی اجباری بازگشتن
recoiled
عقب نشینی کردن توپ
retreating
عقب نشینی اجباری بازگشتن
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
back pressure
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
blenched
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
The army had to retreat from the battlefield.
ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
retire
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blench
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retires
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenches
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
recoil operated
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
beauty is in the eyes of the beholder
<proverb>
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
jet propulsion
نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
choke ring
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
inclusus
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
disengagement
جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
shoot the duck
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
gunner's rule
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com