English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
unit of issue واحد توزیع
Other Matches
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
functional distribution توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
cpu واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
functional unit واحد در حال کار واحد تابعی
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
distributions پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distribution پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
t distribution توزیع تی
issue توزیع
issued توزیع
allotment توزیع
repartition توزیع
allotments توزیع
dissemination توزیع
dispensation توزیع
dispensations توزیع
issues توزیع
marketing توزیع
distribution توزیع
distributions توزیع
binomial distribution توزیع دو جملهای
demotic distribution توزیع جمعیت
bernoulli distribution توزیع برنولی
distribution factor ضریب توزیع
distribution factors ضرایب توزیع
distributed توزیع شده
boltzmann distribution توزیع بولتزمن
bose distribution توزیع بوز
decile توزیع دهگانه
dealing arrangments نحوه توزیع
dispensator توزیع کننده
distributable قابل توزیع
distributing point نقطه توزیع
distribution curve منحنی توزیع
basic of issue مبنای توزیع
cost of distribution هزینه توزیع
continuous distributions توزیع پیوسته
cumulative distribution توزیع تجمعی
chi square distribution توزیع مربع خی
canonical distribution توزیع بندادی
arrengement of the reonforcement توزیع اماتور
dealt توزیع کردن
dispensing توزیع کردن
dispenses توزیع کردن
dispensed توزیع کردن
dispense توزیع کردن
allotments تخصیص توزیع
allotment تخصیص توزیع
issues توزیع کردن
marketing بازاریابی و توزیع
issued توزیع کردن
issue توزیع کردن
deals توزیع کردن
administer توزیع کردن
administered توزیع کردن
administering توزیع کردن
angular distribution توزیع زاویهای
distributors توزیع کننده
distributor توزیع کننده
administers توزیع کردن
deal توزیع کردن
poissan distribution توزیع پواسن
reseller توزیع کننده
revolving top استوانه توزیع
rotation system توزیع تناوبی
sample distribution توزیع نمونه
spatial distribution توزیع فضائی
stress distribution توزیع تنش
reinforcement distribution توزیع ارماتورها
rectangular distribution توزیع مستطیلی
poisson distribution توزیع پواسون
population distribution توزیع جمعیت
probability distribution توزیع احتمال
qualitative distribution توزیع کیفی
random distribution توزیع بی نظم
random distribution توزیع تصادفی
stresses distribution توزیع تنشها
symmetrical distribution توزیع متقارن
table of distribution جدول توزیع
unissued <adj.> توزیع نشده
Distribution توزیع [ریاضی]
generalized function توزیع [ریاضی]
the two o'clock d. توزیع ساعت دو
trade channel مجرای توزیع
truncated distribution توزیع ناقص
uniform distribution توزیع یکنواخت
unit of issue مبنای توزیع
Excess Distribution توزیع فراوانی
distribution free نابسته به توزیع
issue commissary مسئول توزیع
distribution time زمان توزیع
distributively بشکل توزیع
distributivity توزیع پذیری
energy distribution توزیع انرژی
equalizing basin حوضچه توزیع اب
exponential distribution توزیع نمایی
fire distribution توزیع اتش
distribution system سیستم توزیع
distribution system شبکه توزیع
distribution function تابع توزیع
distribution law قانون توزیع
distribution of income توزیع درامد
income distribution توزیع درامد
distribution of wealth توزیع ثروت
wealth distribution توزیع ثروت
distribution panel تابلوی توزیع
distribution ratio نسبت توزیع
fixed system توزیع ثابت اب
frequency distribution توزیع فراوانی
frequency distribution توزیع بسامد
normal distribution توزیع نرمال
normal distribution توزیع بهنجار
normal plane توزیع نرمال
normalized distribution توزیع بهنجار
optimal distribution توزیع بهینه
optimal distribution توزیع ایده ال
pareto distribution توزیع پاراتو
marketing channel مجرای توزیع
market channels مجاری توزیع
functional distribution توزیع اساسی
gauaaian distribution توزیع گوسی
gaussian distribution توزیع نرمال
hypergeometric distribution توزیع فراهندسی
indistributable غیرقابل توزیع
land distribution توزیع اراضی
load distribution توزیع بار
planck distribution توزیع پلانک
dispatched توزیع امکانات
distributing توزیع کردن
distributes توزیع کردن
distribute توزیع کردن
dispatches توزیع امکانات
unfair distribution توزیع ناعادلانه
despatched توزیع امکانات
despatching توزیع امکانات
dispatch توزیع امکانات
dispatching توزیع امکانات
redistribution توزیع مجدد
despatches توزیع امکانات
log normal distribution لگاریتم توزیع عادی
distributing tee سه راهی توزیع کننده
data distribution system سیستم توزیع داده ها
dividend سود قابل توزیع
dividends سود قابل توزیع
mark-ups سود توزیع کننده
issue priority ترتیب تقدم توزیع
issue priority تقدم توزیع اماد
issue commissary کارپردازی یادفتر توزیع
mark-up سود توزیع کننده
marketing area منطقه توزیع کالا
bose einstein distribution توزیع بوز- اینشتین
normal distribution curve منحنی توزیع نرمال
normal distribution curve منحنی توزیع بهنجار
size distribution of income توزیع درامد مقداری
sole distributor contract قرارداد توزیع انحصاری
normal bivariate distribution توزیع دو متغیری نرمال
dispend توزیع کردن دادن
distributed lag توزیع فاصله زمانی
boltzmann distribution function تابع توزیع بولتزمن
moment distribution method روش توزیع لنگر
molecular weight distribution توزیع وزن مولکولی
indisributable غیر قابل توزیع
redistribution of wealth توزیع دوباره ثروت
unit distribution روش توزیع به یکان
distribution area منطقه توزیع اماد
distribution cost هزینه توزیع کالا
unequal distribution of income توزیع نابرابر درامد
uneven distribution of income توزیع نابرابر درامد
countercurrent distribution توزیع جریان مخالف
distributor duct کانال توزیع کننده
distribution system شبکه توزیع کالا
distribution point نقطه توزیع اماد
dispatcher توزیع کننده امکانات
undistributed earnings منافع توزیع نشده
distributed profits سود توزیع شده
turnout area ابخور یک ابگیر توزیع
constant current distribution توزیع با شدت ثابت
constant potential distribution توزیع با ولت ثابت
theory of income distribution نظریه توزیع درامد
cumulative frequency distribution توزیع فراوانی تراکمی
distributed fire اتش توزیع شده
distributed network شبکه توزیع شده
five fundamental economic questions و چگونه توزیع شود
distributed profit سود توزیع شده
fermi distribution function تابع توزیع فرمی
trade channel کانال توزیع کالا
distribution پخش [توزیع] [اقتصاد]
personal distribution توزیع درامد فردی
outlet رانش ابگیر توزیع
outlets رانش ابگیر توزیع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com