English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
indeed واقعا هر اینه
Other Matches
magic mirror اینه غیب نما اینه شعبده
bulkheads اینه
looking glass اینه
mirror اینه
mirrored اینه
mirrors اینه
reflector اینه
reflectors اینه
bulkhead اینه
electron mirror اینه الکترونی
driving mirror اینه اتومبیل
deflection mirror اینه انحراف
astrolabe اینه نجوم
spherical mirror اینه کروی
convex mirror اینه محدب
if peradventure هر اینه اگر
to plank down اینه کردن
pierglass اینه جرز
one way screen اینه یکسویه
showcases جعبه اینه
mirror glass شیشه اینه
mirror frame جعبه اینه
showcase جعبه اینه
to plant down ther اینه کردن
showcasing جعبه اینه
convex mirror اینه کوژ
showcased جعبه اینه
mirror instrument دستگاه اینه دار
dichroic mirror اینه دو رنگ نما
parabolic mirror اینه سهمی وار
driving mirror اینه عقب اتومبیل
sconce mirror اینه دیوار کوب
concave spherical mirror اینه کروی مقعر
dressing tables میز اینه داروکشودار
dressing table میز اینه داروکشودار
show case ویترین جعبه اینه
concave spherical mirror اینه کروی کاو
pierglass اینه قدی درمیان دوپنجره
foils ورق سیماب پشت اینه
foil ورق سیماب پشت اینه
foiled ورق سیماب پشت اینه
specular وابسته به اینه طبی یاسپکولوم
prismatic قطب نمای اینه دار
specular pig iron اهن خام اینه وار
foiling ورق سیماب پشت اینه
veritably واقعا
I Really need for u من واقعا
realy واقعا
of a verity واقعا
simply واقعا
essentially واقعا"
actually واقعا
virtually واقعا"
really واقعا
in point of fact <idiom> براستی ،واقعا
really wicked واقعا عالی
really sick واقعا جالب
verily حقیقتا واقعا
really sick واقعا عالی
really wicked واقعا جالب
bodily واقعا جسمانی
quite سراسر واقعا
chevalglass اینه تمام قدی که دردرون پایه خودمتحرک باشد
to be dead keen [on] واقعا مشتاق بودن [به]
to be hot [for] واقعا مشتاق بودن [به]
Thank you very much indeed. واقعا خیلی ممنون.
What impudence!what never !what cheek! واقعا" که خیلی رو می خواهد !
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
vanity boxŠcaseŠor bag قوطی یاکیف کوچکی که دارای اینه واسباب پودرزنی باشد
I'm really not responsible for it. <idiom> واقعا کاری از دست من برنمی آد.
That's just [really] outragous! این که واقعا مضخرف است!
This is a red rag for me. این من را واقعا عصبانی میکند.
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
I'm really not responsible for it. <idiom> من واقعا نمیتونم کمکی بکنم.
matter of fact <idiom> چیزی واقعا درست باشه
I was devastated. <idiom> من را واقعا پریشان کرد. [اصطلاح روزمره]
That's just ridiculous! این که واقعا مسخره است! [طنز]
You're driving me mad! تو من را واقعا دیوانه می کنی! [اصطلاح روزمره]
to look like a million dollars [bucks] [American E] <idiom> واقعا محشر به نظر آمدن [اصطلاح روزمره]
That is all we needed!That caps ( beats ) all ! واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
You really look like a million bucks in that dress. در این لباس واقعا محشر به نظر می آیی.
You really ought to take better care of yourself. شما واقعا باید بهترمراقب خودتان باشید.
specious بطورسطحی درست فاهرامنطقی ودرست ولی واقعا عکس ان
... however sometimes it just can't be helped. ... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
I'm still not quite sure how good you are. من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
show one's (true) colors <idiom> نشان دادن چیزی که شخص واقعا دوست دارد
ancillary equipment وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
All of which doesn't really help us very much in our day-to-day lives. تمامی این موارد به زندگی روزانه ما واقعا کمکی نمی کند.
reputed owner در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
panoramas تمام نما اینه تمام نما
panorama تمام نما اینه تمام نما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com