English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
submission واگذاری تفویض
Other Matches
social contract اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
transfer واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transferring واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transfers واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
investitures تفویض
investiture تفویض
handing over تفویض
conferment تفویض
assigment تفویض
submission تفویض
vouchsafes تفویض کردن
lodged تفویض کردن
vouchsafed تفویض کردن
lodges تفویض کردن
vouchsafe تفویض کردن
hand over تفویض کردن
give over تفویض کردن
consignable قابل تفویض
conferrable قابل تفویض
lodge تفویض کردن
judicial delegation تفویض قضایی
devolution تفویض اختیارات
Delegation of Authority تفویض اختیار
turn over تفویض کردن
surrending the centre تفویض مرکز
vouchsafing تفویض کردن
resignations کناره گیری تفویض
resignation کناره گیری تفویض
abdicate تفویض کردن ترک گفتن
abdicated تفویض کردن ترک گفتن
resigns کناره گرفتن تفویض کردن
resign کناره گرفتن تفویض کردن
abdicating تفویض کردن ترک گفتن
abdicates تفویض کردن ترک گفتن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
rogatory letters نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
surrendered واگذاری
surrender واگذاری
surrenders واگذاری
assignment واگذاری
assignments واگذاری
transfer واگذاری
transter واگذاری
devolvement واگذاری
consignation واگذاری
cession واگذاری
assigment واگذاری
abandoment واگذاری
abaloenation واگذاری
abalienate واگذاری
bailment واگذاری
transfers واگذاری
transferring واگذاری
relinguishment واگذاری
condescension واگذاری
conveyances واگذاری
resign واگذاری
resigns واگذاری
leave واگذاری
resignations واگذاری
resignation واگذاری
concessions واگذاری
concession واگذاری
conveyance واگذاری
surrendering واگذاری
leaving واگذاری
devolution واگذاری
transference واگذاری
feoffment واگذاری تیول
estate in joint tenancy واگذاری مشاع
bail واگذاری انتقال
distribution of forces واگذاری نیروها
demission واگذاری استعفاء
apportionment واگذاری اعتبار
assignable credit اغتبارقابل واگذاری
assignment of contract واگذاری قرارداد
infeudation واگذاری به تیول
instrument of assignment سند واگذاری
voluntary assignment واگذاری اختیاری
transferable credit اعتبارقابل واگذاری
target allocation واگذاری هدف
sector منطقه واگذاری
sectors منطقه واگذاری
abandonment واگذاری دل کندن
quiet enjoyment واگذاری مطلق
retrocession واگذاری مجد د
surrender واگذاری صرفنظر
transfer واگذاری نقل
remittance وجه واگذاری
remittances واگذاری وجه
remittances وجه واگذاری
surrendered واگذاری صرفنظر
transferring واگذاری تحویل
transferring واگذاری نقل
abandons واگذاری رهاسازی
abandoning واگذاری رهاسازی
remittance واگذاری وجه
transfer واگذاری تحویل
transfers واگذاری تحویل
abandon واگذاری رهاسازی
transfers واگذاری نقل
surrenders واگذاری صرفنظر
assignment واگذاری اسناد
assignments واگذاری اسناد
policy of d. سیاست واگذاری اوضاع
transfer سند انتقال یا واگذاری
ration method سبک واگذاری جیره
assignations قرار ملاقات واگذاری
assignation قرار ملاقات واگذاری
troop basis مبنای واگذاری یکان
transferring سند انتقال یا واگذاری
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
weapons assignment واگذاری جنگ افزار
apportionment واگذاری سهمیه بودجه
vested in interest واگذاری حق انتفاع موجل
transfers سند انتقال یا واگذاری
deed of assignment سند واگذاری اختیارات
departmentalism اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
releases ازاد سازی رهایی واگذاری
released ازاد سازی رهایی واگذاری
vest واگذاری حقی یامالی به دیگری
release ازاد سازی رهایی واگذاری
self surrender واگذاری خود تسلیم به اراده
vested in possession واگذاری مال تحت تصرف
granted امتیاز اجازه واگذاری رسمی
grant امتیاز اجازه واگذاری رسمی
grants امتیاز اجازه واگذاری رسمی
vests واگذاری حقی یامالی به دیگری
air defense sector منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
lease واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
leases واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
leases نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
lease نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
dubs تفویض مقام کردن چرب کردن
dubbed تفویض مقام کردن چرب کردن
dub تفویض مقام کردن چرب کردن
devolved تفویض کردن محول کردن
devolves تفویض کردن محول کردن
devolving تفویض کردن محول کردن
entrust واگذار کردن تفویض کردن
devolve تفویض کردن محول کردن
entrusting واگذار کردن تفویض کردن
entrusts واگذار کردن تفویض کردن
grants واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grant واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
cession صرفنظر کردن از چیزی وواگذار کردن ان واگذاری
tail واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tasking سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
enfeoffment واگذاری ملک یاتیول ملک
assignation [of something] [to something] واگذاری [به چیزی] [از چیزی]
assignment [of something] [to something] واگذاری [به چیزی] [از چیزی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com