English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English Persian
trust funds وجوه امانی
Other Matches
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
given in trust امانی
deposited امانی
based on trusteeship امانی
give in trust امانی
claimant stock ذخایر امانی
trust fund سرمایه امانی
goods on consignment کالاهای امانی
money on deposit وجه امانی
trust fund سپرده امانی
consigned inventory کالای امانی
claimant stock انبار امانی
trust مدیریت امانی
trusted مدیریت امانی
trusts مدیریت امانی
fiduciary relationship رابطه امانی
trust money پول امانی
consignment stock کلاهای امانی
consigned inventory اماد امانی
trust fund وجه امانی
consignment کالای امانی
consignments کالای امانی
on consignment بصورت امانی
day work system انجام کار بطور امانی
funds وجوه
fund وجوه
funded وجوه
pension funds وجوه بازنشستگی
depreciation allowances وجوه استهلاکی
emergency fund وجوه اضطراری
sinkin fund وجوه استهلاکی
reserve fund وجوه اندوخته
reserve fund وجوه ذخیره
relief fund وجوه اعانه
provident fund وجوه احتیاطی
wage funds وجوه دستمزد
capital fund وجوه سرمایه
cash flow گردش وجوه
trust fund وجوه سپرده
cash flows وجوه در گردش
common purse وجوه عمومی
coffers خزانه وجوه
contingency fund وجوه احتیاطی
outs وجوه پرداختی
coffer خزانه وجوه
trust fund وجوه پس انداز شده
trust fund وجوه متراکم شده
loanable funds وجوه وام دادنی
inflow of foreign funds ورود وجوه خارجی
face centered cubic مکعب مراکز وجوه پر
fcc lattice شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
face centered cubic lattice شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
fund تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
funded تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
rhomb منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
saving خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
provident fund وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com