English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
Other Matches
del credere agent نمایندهای که متعهد به وصول طلبها میباشد نمایندهای که وصول مطالبات راتقبل مینماید
collecting books وصول مطالبات
collecting debts وصول مطالبات
collection charge هزینه وصول مطالبات
debt collecting agency نماینده وصول مطالبات
voucher مدرک تضمین کننده
vouchers مدرک تضمین کننده
reviving وصول مطالبات سوخت شده
remembrancer مامور وصول مطالبات سلطنتی
recipient وصول کننده
recipients وصول کننده
debt collector وصول کننده طلب
collecting bank بانک وصول کننده
statement of affairs وصول مطالبات و دیون واموال تاجر ورشکسته
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
favourer یاری کننده مساعدت کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
warranties امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
warranty امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
indemnity تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
outstanding claims مطالبات
verification of debt تشخیص مطالبات
vertification of debts تشخیص مطالبات
claiming مدعی به مطالبات ادعا کردن
claims مدعی به مطالبات ادعا کردن
claimed مدعی به مطالبات ادعا کردن
claim مدعی به مطالبات ادعا کردن
settlement by abandonment تسویه در نتیجه صرفنظر شدن از مطالبات
hopper لی لی کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
swooner غش کننده
percutient دق کننده
attenuant اب کننده
hoppers لی لی کننده
syncopator غش کننده
catterer پچ پچ کننده
tracker پی کننده
solver حل کننده
refutative رد کننده
attacking تک کننده
refuser رد کننده
noncommittal رد کننده
surfy کف کننده
doer کننده
puffer پف کننده
jaberer پچ پچ کننده
bidders کننده
ear-splitting کر کننده
fizzy کف کننده
refutatory رد کننده
skittish رم کننده
bandwidth یچ کننده
renunciant رد کننده
renunciant کننده
whisperer پچ پچ کننده
repudiationist رد کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
prater پچ پچ کننده
mauler له کننده
prattfall پچ پچ کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
bidder کننده
trackers پی کننده
abjurer or abjuror کننده
fluxing oil اب کننده
deletive حک کننده
benders خم کننده
spurner رد کننده
thinner کم کننده
sensor حس کننده
commulator یک سو کننده
fillets پر کننده
fillers پر کننده
doers کننده
rebutter رد کننده
deflective کج کننده
crusher له کننده
fillet پر کننده
mitigative کم کننده
mitigatory کم کننده
bender خم کننده
filleted پر کننده
mumbler من من کننده
filler پر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com