English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
delusory وهمی یا خیالی
Search result with all words
bizarre خیالی وهمی
vagarious خیالی وهمی
Other Matches
romanticising بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizing بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark سر زمین خیالی داستان خیالی
unrealistically وهمی
Gothic وهمی
unrealistic وهمی
illusory وهمی
delusional وهمی
ideational وهمی
ideative وهمی
illusive وهمی
apparitions صورت وهمی
unreal واهی وهمی
apparition صورت وهمی
imaginary وهمی خیال
gremlins موجود وهمی
gremlin موجود وهمی
simulacrum شباهت وهمی
uncanny وهمی جدی
nonentity جیز وهمی وخیالی
nonentities جیز وهمی وخیالی
banshees موجود وهمی بشکل روح
illusionism نگارش یا توصیف منافر وهمی
banshee موجود وهمی بشکل روح
vagariously وهمی از روی هوی و هوس واهی
hallucinosis حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
imaginary خیالی
visional خیالی
visionary خیالی
illusional خیالی
brainchild خیالی
poetic خیالی
phantasmic خیالی
fantastical خیالی
phantasy خیالی
dreamy خیالی
dreamiest خیالی
dreamier خیالی
phantasmal خیالی
fantasmal خیالی
fantastic خیالی
viewy خیالی
metaphsical خیالی
laputan خیالی
chimerical خیالی
abandoning بی خیالی
fanciful خیالی
visionaries خیالی
romantically خیالی
fictitious خیالی
abandon بی خیالی
romantic خیالی
vagariously خیالی
romantics خیالی
abandons بی خیالی
insubstantial خیالی
fantasia اهنگ خیالی
fantasie اهنگ خیالی
fancy picture عکس خیالی
fancifully بطور خیالی
shangri بهشت خیالی
false stereo تصویر خیالی
images تصور خیالی
image تصور خیالی
fine spun دقیق خیالی
kinephantom حرکت خیالی
imaginativeness خیالی بودن
imagnarily بطور خیالی
ideative خیالی اندیشهای
fantastically بطور خیالی
ideational خیالی اندیشهای
humoresque تصنیف خیالی
abstract مطلق خیالی
abstracting مطلق خیالی
abstracts مطلق خیالی
notional income درامد خیالی
fantast ادم خیالی
f.claims دعاوی خیالی
eidolon تصویر خیالی
sobriquets لقب خیالی
sobriquet لقب خیالی
Utopias خیالی و تصوری
Utopia خیالی و تصوری
unrealistically خیالی تصوری
unrealistic خیالی تصوری
undreamed of خیالی رویایی
suppositious فرضی خیالی
soubriquets لقب خیالی
phantoms خیالی روح
spectral خیالی طیفی
soubriquet لقب خیالی
phantom limb اندام خیالی
accidencental color رنگ خیالی
babel طرح خیالی
phantom خیالی روح
dreamful غیرواقعی خیالی
simulacrum صورت خیالی خیال
to chuck up the sponge از خیالی دست کشیدن
fictitious force نیروی خیالی [فیزیک]
A castle in the air. Wishful thinking. آرزوی واهی ( خیالی)
pruriently از روی هرزه خیالی
visionist ادم خیالی یاغیرعملی
imaginary friends دوستان خیالی [روانشناسی]
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
idealism سبک هنری خیالی
wonderlands کشور زیبای خیالی
wonderland کشور زیبای خیالی
fantasies هوس نقشه خیالی
fantasy هوس نقشه خیالی
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
utopian خیالی و غیر عملی
unreal غیر واقعی خیالی
mirage نقش بر اب امر خیالی
pipe dream نقشه خیالی و موهوم
pipe dreams نقشه خیالی و موهوم
false stereo تصویربرجسته بین خیالی
mirages نقش بر اب امر خیالی
shadowed بحریف خیالی مشت زدن
shadows بحریف خیالی مشت زدن
shadow بحریف خیالی مشت زدن
surrealism سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
fantastico ادم خیالی و خنده اور
fantasticality طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
liliputian وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
shadowing بحریف خیالی مشت زدن
phantasmagorias منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
whim wham شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
She has a twisted mind . آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
phantasmagoria منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
To live in a fools paradise . گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
idealizes بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
to be on a guilt trip <idiom> احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند [اصطلاح روزمره]
paranoia or noea دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
adventure game بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
fools paradise خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
virtual حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com