English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
Utopia وهم و خیال
Utopias وهم و خیال
Search result with all words
dump خیال
illusion خیال باطل وهم
illusions خیال باطل وهم
intention خیال
intentions خیال
autism خیال پرستی
ghost جان خیال
ghosts جان خیال
idealism خیال اندیشی
idealism خیال پرستی مسلک اصالت تصور
thought افکار خیال
thoughts افکار خیال
fancier خیال باف
fancier خیال باز
fanciers خیال باف
fanciers خیال باز
plan خیال
plans خیال
design خیال
designs خیال
idea فکر خیال
ideas فکر خیال
vision خیال تصور
visions خیال تصور
starry eyed خیال اندیش
starry eyed خیال پرور
starry-eyed خیال اندیش
starry-eyed خیال پرور
abstracted پریشان خیال
notion خیال
notions خیال
wraith خیال
wraiths خیال
hallucination خیال
hallucinations خیال
absent minded پریشان خیال
absent-minded پریشان خیال
absent-mindedly پریشان خیال
carefree بی خیال
fiction خیال
fictions خیال
phantom خیال
phantoms خیال
uneasily پریشان خیال
uneasy پریشان خیال
specters خیال وفکر
spectre خیال وفکر
spectres خیال وفکر
ideologies خیال
ideology خیال
intend خیال داشتن فهمیدن
intending خیال داشتن فهمیدن
intends خیال داشتن فهمیدن
deem خیال کردن
deemed خیال کردن
deeming خیال کردن
deems خیال کردن
daydream خیال باطل
daydream خیال باطل کردن
daydreamed خیال باطل
daydreamed خیال باطل کردن
daydreaming خیال باطل
daydreaming خیال باطل کردن
daydreams خیال باطل
daydreams خیال باطل کردن
think خیال کردن
thinks خیال کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
envision خیال بافی کردن
envisioned خیال بافی کردن
envisioning خیال بافی کردن
envisions خیال بافی کردن
humored خیال
humoring خیال
humors خیال
humour خیال
humoured خیال
humouring خیال
humours خیال
fantasies خیال
fantasy خیال
reverie خیال واهی
reverie خیال خام
reveries خیال واهی
reveries خیال خام
imaginary وهمی خیال
apparition خیال
apparitions خیال
notional خیال
figment خیال
figments خیال
mind خیال
minding خیال
minds خیال
spectrum خیال
whim خیال
whims خیال
Other Matches
inapprehensive بی خیال
phantasma خیال
phantasy خیال
idealogy خیال
conceptualization خیال
doubleganger خیال
fantasm خیال
fata morgana خیال
fancy خیال
fancying خیال
freewheeling بی خیال
get off بی خیال شدن
fancied خیال
fanciest خیال
fancies خیال
chimeras خیال واهی
impression عقیده خیال
impressions عقیده خیال
absentminded پریشان خیال
abstractedly با پریشانی خیال
imaginative <adj.> خیال آفرین
chimera خیال واهی
abstractionism خیال بافی
maya خواب و خیال
puzzleheaded اشفته خیال
revery خیال واهی
revery خیال خام
scatter brained پریشان خیال
specter خیال وفکر
supposable خیال کردن
whim wham خیال وسواس
harebrained بیفکرو خیال
wool-gathering خواب و خیال
absent-minded <idiom> فراموش خیال
sitting duck <idiom> بی خیال نشستن
absent پریشان خیال
flights of fancy بال خیال
ideation خیال اندیشی
ideate خیال کردن
an absurd notion خیال بیهوده
chimaera خیال واهی
cloud castle خیال خام
day dreaming خیال پروری
daydreamer خیال باف
fancy free عاری از خیال
far away پریشان خیال
forced fantasy خیال فراخوانده
futurism خیال پرستی
going to خیال داشتن
he changed his mind از ان خیال منصرف شد
he thought خیال می کرد
high flying بلند خیال
high flying خیال پرور
humor خیال مزاح
i intend to stay here خیال دارم که ...
fantasises به خواب و خیال فرورفتن
cloud-cuckoo-land سرزمین خواب و خیال
fantasised به خواب و خیال فرورفتن
to space out پریشان خیال شدن
With an easy mind (conscience). با خیال (وجدان ) راحت
With peace of mind. با آرامش خیال وخاطر
fantasizes به خواب و خیال فرورفتن
fantasized به خواب و خیال فرورفتن
fantasize به خواب و خیال فرورفتن
fantasising به خواب و خیال فرورفتن
simulacrum صورت خیالی خیال
cloud land عالم خیال یافرض
i gave up the idea از ان خیال منصرف شدم
his intentions are good خیال بدی ندارد
he hasno notion of going خیال رفتن ندارد
bovarism در هم امیزی خیال و واقعیت
quixote ادم خیال پرست
dreamer ادم خیال باف
phantasm حاصل خیال ووهم
fantasizing به خواب و خیال فرورفتن
irreflexive بی خیال بدون بازتاب
incogitant بی خیال فارغ البال
dreamers ادم خیال باف
autistic وابسته به خیال پرستی توهمی
undesigning ساده صاف وساده بی خیال
It lookes like rain. هوا خیال باریدن دارد
I am thinding of going to Europe. خیال دارم به اروپ؟ بروم
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
To set someones mind at ease. خیال کسی را راحت کردن
to form a notion اندیشه کردن خیال بستن
to be under the i. ihat... براین عقیده یا خیال بودن
iam inclined to think متمایلم باینکه خیال کنم
it look like rain گویا خیال باریدن دارد
schmaltz موسیقی یااثرهنری خیال انگیز ورویایی
schmalz موسیقی یااثر هنری خیال انگیزورویایی
I feel relieved because of that issue! خیال من را از این بابت راحت کردی!
schmaltzy موسیقی یااثرهنری خیال انگیز ورویایی
to d. a way one's time وقت خودرا به خواب و خیال گذراندن
I intend to buy a car . خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
featherbrain ادم حواس پرت پریشان خیال
i gave up the idea ازان خیال صرف نظر کردم
i intend my son for the bar خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
curlicue چین وشکن یا پیچ وتاب خیال انگیز
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you ! خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
my fancy plays round that idea خیال من همواره در پیرامون این موضوع سیر میکند
schizothymia جنون همراه با خیال پرستی ومالیخولیا شبیه جنون جوانی
an absurd notion خیال باطل عقیده باطل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com