English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (4 milliseconds)
English Persian
The whisky burned in my throat . ویسکی گلویم راسوزاند
Other Matches
My shirt got scorched. اطو پیر اهنم راسوزاند
I have a sore throat. گلویم دردمی کند
A bone has stuck in my throat . یک استخوان توی گلویم گیر کرده
I'll have a beer with a rum chaser. لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
snakebite ویسکی
whisky ویسکی
whiskies ویسکی
bourbons ویسکی بوربن
bourbon ویسکی بوربن
red eye ویسکی ارزان
poteen ویسکی قاچاق
scotch ویسکی اسکاتلندی
scotched ویسکی اسکاتلندی
scotches ویسکی اسکاتلندی
scotching ویسکی اسکاتلندی
whiskies مثل ویسکی
whisky ویسکی خوردن
whisky مثل ویسکی
whiskies ویسکی خوردن
pot still دستگاه تقطیر ویسکی
pot(heen ویسکی قاچاقی ایرلندی
cutty sark نام تجاری نوعی ویسکی
whiskey sour کوکتیل مرکب از ویسکی و شکرو اب لیمو
mountain dew ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
irish coffee قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
dry ginger نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
highball یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com