Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
viola da gamba
ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
Other Matches
rebeck
کمانچه سه سیمه قدیمی
rebec
کمانچه سه سیمه قدیمی
two phase three wire system
شبکه سه سیمه دو فاز سیستم سه سیمه دو فاز
bassist
کسی که ویلون سل میزند
twin conductor
دو سیمه
parallel
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
guitars
عود شش سیمه
duplex wire
کابل دو سیمه
duplex cable
کابل دو سیمه
double wire system
سیستم دو سیمه
guitar
عود شش سیمه
heptachord
سازهفت سیمه
single core cable
کابل یک سیمه
multiple wire
چند سیمه
two wire circuit
مدار دو سیمه
pentachord
ساز پنج سیمه
multiplex system
سیستم چند سیمه
mandore
عود چار سیمه
four wire circuit
مدار چهار سیمه
four core cable
کابل چهار سیمه
viola da braccio
ویولن بزرگ پنج یاشش سیمه
monochord
الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
three phase three wire system
سیم سه فازبدون سیم صفر سیستم سه فازه سه سیمه
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
seniors
قدیمی
old-timers
قدیمی
old-timer
قدیمی
veteran
قدیمی
old timer
قدیمی
veterans
قدیمی
bygone
قدیمی
age-old
قدیمی
fogram
قدیمی
senior
قدیمی
out of date
قدیمی
age old
قدیمی
timeworn
قدیمی
antiquated
قدیمی
outdated
قدیمی
archaic
قدیمی
We old – fashioned people .
ما قدیمی ها
stale cheque
چک قدیمی
date
قدیمی
olden
قدیمی
old time
قدیمی
dates
قدیمی
ancient
قدیمی
past master
استاد قدیمی
older
دیرینه قدیمی
old
دیرینه قدیمی
clapped-out
ماشینخرابو قدیمی
old hat
هر چیز قدیمی
uptight
قدیمی مسلک
fogies
ادم قدیمی
unreconstructed
قدیمی مسلک
fuddy-duddies
قدیمی مسلک
old hat
قدیمی مسلک
fogey
ادم قدیمی
past masters
استاد قدیمی
fuddy-duddy
قدیمی مسلک
fogeys
ادم قدیمی
oldest
دیرینه قدیمی
museum piece
قدیمی غیرعادی
incunabulum
کتب قدیمی
protolanguage
زبان قدیمی
fogy
ادم قدیمی
presentation copy
نسخه قدیمی
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
culverin
یکجورتوپ قدیمی
codex
نسخه قدیمی
by gone
قدیمی گذشته ها
Old – time tunes .
آهنگهای قدیمی
arquebus
تفنگ قدیمی
prolonged
قدیمی مدید
square toed
قدیمی مسلک
paleography
کتابت قدیمی
new-
اخیرا و نه قدیمی
newer
اخیرا و نه قدیمی
ex
سابق قدیمی
scholastic
متفکران قدیمی
new
اخیرا و نه قدیمی
primal
بسیار قدیمی
ex-
سابق قدیمی
ancient manuscript
نوشته قدیمی
newest
اخیرا و نه قدیمی
fud
ادم قدیمی مسلک
nine pins
نوعی بولینگ قدیمی
sequin
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
primitively
بطور قدیمی یا بدوی
raffle
نوعی بازی قدیمی
sequins
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
runlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
inkhorn
دوات شاخی قدیمی
falcons
باز توپ قدیمی
old wives' tale
عقیدهی قدیمی و مردود
dodos
آدم قدیمی مسلک
dodoes
آدم قدیمی مسلک
dodo
آدم قدیمی مسلک
old wives' tales
عقیدهی قدیمی و مردود
old-style
روش گاهشماری قدیمی
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
viol
ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
shandrydan
درشکه تک اسبه قدیمی
slow coach
ادم قدیمی مسلک
sloop
کرجی یک دگلی قدیمی
shandradan
درشکه تک اسبه قدیمی
falcon
باز توپ قدیمی
rundlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
Antiguated
آنتیک ،کهنه،قدیمی
raffles
نوعی بازی قدیمی
tod
واحد قدیمی وزن
to cling to the old ways
به رسوم قدیمی چسبیدن
cataphract
نوعی زره قدیمی
blunderbuss
نوعی تفنگ قدیمی
dating rugs
[antique]
فرش عتیقه
[قدیمی]
archaism
انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
ducat
مسکوک طلای قدیمی
alpenstock
عصای قدیمی کوهنوردی
flintlocks
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
flintlock
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
clepsydra
ساعت ابی قدیمی
stroud
پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
spicery
انباری ادویه
[واژه قدیمی]
ye
شکل قدیمی کلمه The شماها
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back issue
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
fusty
کفک زده قدیمی مسلک
neoclassic
احیا کننده سبکهای قدیمی
auditory
[نام قدیمی شبستان کلیسا]
flying wedge
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
cithara
یکنوع الت موسیقی قدیمی
fustiest
کفک زده قدیمی مسلک
fustier
کفک زده قدیمی مسلک
fogyish
مانع پیشرفت قدیمی مسلک
dog-ear
[واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
revivalist
طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
Give me those old cars any day . I miss those old cars .
قربان آن اتو مبیل های قدیمی
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
bawdry
زنا
[دین]
[حقوق]
[واژه قدیمی]
Hey, old chap!
<idiom>
چطوری رفیق قدیمی!
[اصطلاح روزمره]
driving iron
نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
graphophone
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
bad
زمان ماضی قدیمی فعل bid
carrack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
hierologist
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
skald
شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
stomacher
پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
touchhole
سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
carack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
tumbling verse
شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
vulgate
نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
bireme
یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
superseded
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
hutch
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
She's not the Laleh I used to know.
او
[زن]
دیگر لاله قدیمی
[از نظر رفتار]
نیست.
superseding
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
bibliopole
کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
supersede
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
latium
ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
upgrading
به روز رسانی
[معاوضه قسمتهای قدیمی]
[مهندسی]
hutches
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
He's back to his usual self.
او
[مرد ]
دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
You look ridiculous in that old hat .
با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
supersedes
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
veteran
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
rehashes
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
drop
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
revivalist movement
جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
veterans
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
rehashed
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
rehash
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
purges
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purge
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
travois
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
your reverence
عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
purged
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
scholastically
موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
trump card
<idiom>
استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
his reverence
جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
antique wash
دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
Z0
بیتی ساخت Zilog که در کامپیوترهای خیلی قدیمی تر به کار می رفت
maul
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauling
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauls
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
Are there any antiquities here?
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
godroon
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
cores
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
monochrome
استاندارد آداپتور ویدیو در سیستمهای PC قدیمی که متن را در خط هایی از ستون ها نمایش میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com