English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (8 milliseconds)
English Persian
come-uppance پاداش عمل بد
Search result with all words
award پاداش دادن
award پاداش تقدیر
awarded پاداش دادن
awarded پاداش تقدیر
awarding پاداش دادن
awarding پاداش تقدیر
awards پاداش دادن
awards پاداش تقدیر
compensation پاداش
compensations پاداش
premium پاداش عمل
premium پاداش نیکو
premium پاداش
premium پاداش عوض
premiums پاداش عمل
premiums پاداش نیکو
premiums پاداش
premiums پاداش عوض
allowance پاداش
allowances پاداش
hay تختخواب پاداش
incentive پاداش
incentives پاداش
bonus پاداش
bonus پاداش قرضه
bonuses پاداش
bonuses پاداش قرضه
back پاداش
backs پاداش
remuneration پاداش
remunerations پاداش
compensate پاداش دادن عوض دادن
compensated پاداش دادن عوض دادن
compensates پاداش دادن عوض دادن
requite پاداش دادن
requited پاداش دادن
requites پاداش دادن
requiting پاداش دادن
fee پاداش
reward پاداش دادن
reward پاداش
rewarded پاداش دادن
rewarded پاداش
rewards پاداش دادن
rewards پاداش
gratuities پاداش
gratuity پاداش
recompense پاداش
recompensed پاداش
recompenses پاداش
recompensing پاداش
consideration پاداش
considerations پاداش
reinforcement پاداش
testimonial پاداش جایزه
testimonials پاداش جایزه
compensable قابل پاداش
compensative پاداش دهنده
despatch money پاداش جهت بارگیری یاتخلیه سریع
dispatch money پاداش سرعت کار
external reward پاداش برونی
extrinsic reward پاداش برونی
extra premium پاداش اضافی
feoff پول پاداش
guerdon پاداش
incentive bonus scheme طرح پاداش تشویقی
incentive pay پاداش
incentive pay پاداش کار
lostlabour کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
meed پاداش ارزش
mense پاداش
negative reward پاداش منفی
nonreward بی پاداش
point fund پاداش پایان فصل
primage پاداش ناخدای کشتی
quittance پاداش
reward is an iduce to toil چیزیکه ادم را بکار کردن تشویق میکند پاداش است
reward training اموزش با پاداش
rewardable پاداش دادن
rewardable پاداش
rewardable پاداش دادنی
rewarder جایزه یا پاداش دهنده
rewardless بی پاداش
secondary reward پاداش ثانوی
self rewarding پاداش دهنده بخود
smart money پاداش زیان
solatium پاداش
to merit reward سزاوار پاداش بودن
unvalued بی پاداش
valuable consideration پاداش پربها
warison پاداش شیپور حمله
yielder پاداش دهنده
rewarding پر پاداش
underemployed دارای شغل کم تخصص و کم پاداش
hand-out <idiom> پاداش ،معمولا از طرف دولت
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com