Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
breaking
پاره گی قطع شدگی
Search result with all words
shoulders
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
Other Matches
tear down
پاره پاره ومتلاشی کردن درهم دریدن
tatter
لباس پاره پاره ژنده پوش
gelation
بسته شدگی سفت شدگی
slat
پاره پاره شدن چادر
slats
پاره پاره شدن چادر
imminution
کم شدگی باریک شدگی
to pick to piece
پاره پاره کردن
to tear to pieces
پاره پاره کردن
to part in pieces
پاره پاره کردن
to cut to pieces
پاره پاره کردن
pick to pieces
پاره پاره کردن
tearoff
پاره پاره کردن
tatter
پاره پاره کردن
scalpels
پاره پاره کردن
analyze
پاره پاره کردن
shredders
پاره پاره کننده
shredder
پاره پاره کننده
scalpel
پاره پاره کردن
analyse
پاره پاره کردن تشریح کردن
analysed
پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzing
پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzes
پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzed
پاره پاره کردن تشریح کردن
analysing
پاره پاره کردن تشریح کردن
analyses
پاره پاره کردن تشریح کردن
erection
شق شدگی
erections
شق شدگی
depression
کم شدگی
dostortion
کج شدگی
depressions
کم شدگی
necks
نخ شدگی
neck
نخ شدگی
geniculation
خم شدگی
embeddeness
حک شدگی
bottling
نخ شدگی
the mast has raked
کج شدگی
comminution
خرد شدگی
puckering
جمع شدگی
coagulation
دلمه شدگی
blot
پاک شدگی
concretion
سفت شدگی
crookedness
انحناء و کج شدگی
invagination
غلاف شدگی
detruncation
کوتاه شدگی
desuetude
موقوف شدگی
diminution
کم شدگی تحقیر
puckered
جمع شدگی
pucker
جمع شدگی
carburization
پودر شدگی
bronchocele
بزرگ شدگی
puckers
جمع شدگی
blots
پاک شدگی
blotted
پاک شدگی
petrification
سنگ شدگی
shrinkage
چروک شدگی
elongation
دراز شدگی
locking
قفل شدگی
blotting
پاک شدگی
shortening
کوتاه شدگی
hardening
سفت شدگی
smelting
ذوب شدگی
acetification
ترش شدگی
damnation
لعنت شدگی
dilution
رقیق شدگی
distotion factor
ضریب کج شدگی
scleriasis
سفت شدگی
recvrvature
دولا شدگی
purler
پرت شدگی از سر
pulverization
خرد شدگی
puchery
جمع شدگی
petrifaction
سنگ شدگی
paralysation
فلج شدگی
strobilation
باریک شدگی
tight coupling
جفت شدگی
encrustations
دلمه شدگی
encrustation
دلمه شدگی
translocation
جابجا شدگی
occlusion
جفت شدگی
occlusion
بسته شدگی
flocculence
قلنبه شدگی
flagginess
ول شدگی اویختگی
fixedness
تثبیت شدگی
expurgation
پاک شدگی
expunction
پاک شدگی
eviration
هذیان زن شدگی
erasure
پاک شدگی
pairing
جفت شدگی
gasification
تبخیر شدگی
gelidity
بسته شدگی
nigrescence
سیاه شدگی
necking
باریک شدگی
liquescence
مایع شدگی
lateral yield
له شدگی جانبی
intensification
افزون شدگی
incalescence
گرم شدگی
homogenization
هم جنس شدگی
turn over
واژگون شدگی
hybridization
هیبرید شدگی
acceptability
قبول شدگی
sprain
رگ برگ شدگی
depressions
گود شدگی
sprained
رگ برگ شدگی
spraining
رگ برگ شدگی
sprains
رگ برگ شدگی
fading
محو شدگی
depression
گود شدگی
leakages
فاش شدگی
expulsion
بیرون شدگی
expulsions
بیرون شدگی
leakage
فاش شدگی
coupling
جفت شدگی
contraction
جمع شدگی
scarlet
سرخ شدگی
contractions
جمع شدگی
sclerosis
سخت شدگی
narrowing
تنگ شدگی
conglomeration
گلوه شدگی
conglomerations
گلوه شدگی
dispersion
پخش شدگی
removal
جدا شدگی
choking
اب بند شدگی
offset
دوخم شدگی
offsetting
دوخم شدگی
polarization
قطبی شدگی
congestion
جمع شدگی
diffusion
پخش شدگی
scrappiest
پاره پاره
framentary
پاره پاره
piece
پاره
pieces
پاره
scrappier
پاره پاره
scrappy
پاره پاره
duds
پاره
fragmentary
پاره پاره
in rags
پاره
isomer
هم پاره
part
پاره
the golden
پاره
member
پاره
members
پاره
peaked line
خط پاره پاره
out at elbows
پاره
raggle
پاره
mammock
پاره
line segment
پاره خط
scappy
پاره پاره
isomerous
هم پاره
scrapping
پاره
fragment
پاره
bits
پاره
shredding
پاره
shredded
پاره
bit
پاره
tatters
پاره
fragmenting
پاره
scrapped
پاره
shreds
پاره
scraps
پاره
fragments
پاره
shred
پاره
scrap
پاره
shrinkage
وابست جمع شدگی
hyperostosis
کلفت شدگی استخوان
edge triggered
با رها شدگی لبهای
encephalomalacia
نرم شدگی مغز
hepatization
سفت شدگی بافته
shrink
انقباض چوروک شدگی
shrinks
انقباض چوروک شدگی
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
erethism
تحریک شدگی زیاد
digression
پرت شدگی ازموضوع
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
shrinkage stress
خستگی جمع شدگی
scloroderma
سفت شدگی پوست
maladies
فاسد شدگی بیماری
erasure
حک جای پاک شدگی
shrinkage coefficient
ضریب جمع شدگی
supersession
جانشینی لغو شدگی
yielding
تسلیم شدگی فلز
depression
گود شدگی فرودافت
depressions
گود شدگی فرودافت
scleroma
سفت شدگی بافتها
malposition
جابجا شدگی جنین
sclerosis
سفت شدگی بافتها
malady
فاسد شدگی بیماری
delusion of control
هذیان کنترل شدگی
condensation
جمع شدگی تکاثف
accru
اجتماع فراهم شدگی
diffraction broadening
پهن شدگی پراشی
constrictions
فشار تنگ شدگی
degree of shrinkage
ضریب جمع شدگی
shrinking
انقباض چوروک شدگی
constriction
فشار تنگ شدگی
disseisin
محروم شدگی ازتصرف
caruncle
گوشت پاره
shard
پاره سفال
middle fraction
پاره میانی
partial sum
پاره مجموعه
partial order
پاره ترتیب
mitraille
چاره پاره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com