English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
clout پارچه کهنه کهنه
clouted پارچه کهنه کهنه
clouting پارچه کهنه کهنه
clouts پارچه کهنه کهنه
Other Matches
fogram کهنه
fustier کهنه
fustiest کهنه
fusty کهنه
rag کهنه
rags کهنه
obsolete کهنه
trite کهنه
behindhand کهنه
tacky کهنه
weatherbeaten کهنه
antiquated کهنه
wad کهنه
wads کهنه
age old کهنه
obsolescence کهنه گی
olden کهنه
antiques کهنه
antique کهنه
age-old کهنه
gray کهنه
old-fashioned کهنه
worm eaten کهنه
weatherworn کهنه
pokier کهنه
pokey کهنه
crusted کهنه
rungs کهنه
run-down کهنه
out of d. کهنه
run down کهنه
stale کهنه
mucid کهنه
dowdy کهنه
ragman کهنه خر
pokiest کهنه
outworn کهنه
trity کهنه
kettle holder کهنه
knacker کهنه خر
shabbly کهنه
tatters کهنه
musty کهنه
worn-out کهنه
worn out کهنه
ragged کهنه
poky کهنه
lint کهنه
by gone کهنه
obsolescent کهنه
behind the times کهنه
timeworn کهنه
wadding کهنه
dossil کهنه
archaic کهنه
veterans کهنه کار
fripper کهنه فروش
veteran کهنه کار
ages کهنه کردن
age کهنه کردن
fripperer کهنه فروش
veterans کهنه سرباز
fuddy-duddies کهنه اندیش
old-timer کهنه کار
old timer کهنه کار
dodos کهنه پسند
dodoes کهنه پسند
green meat گوشت کهنه
dodo کهنه پسند
ragman کهنه فروش
wash linen کهنه فرفشویی
the old world جهان کهنه
obscurantism کهنه پرستی
shabbiest کهنه ژنده
shabby کهنه ژنده
back numbers چیز کهنه
superannuate کهنه شدن
aging کهنه کردن
aging کهنه شدن
Neanderthal خیلی کهنه
hunkerism کهنه پرستی
back numbers شماره کهنه
back number چیز کهنه
duds رخت کهنه
dab کهنه را نم زدن
dabs کهنه را نم زدن
wall rue سداب کهنه
superannuated زیاد کهنه
unworn کهنه نشده
back number شماره کهنه
shabbier کهنه ژنده
dead منسوخ کهنه
lint کهنه فتیله
fogyish کهنه پرست
older کهنه کار
ogygian بسیار کهنه
dabbed کهنه را نم زدن
boneman کهنه فروش
old کهنه کار
junk کهنه و کم ارزش
duddie کهنه پوش
veteran کهنه سرباز
older پیرانه کهنه
oldest کهنه کار
fogyism کهنه پرستی
obsolesce کهنه شدن
mouldy کهنه وفاسد
uptight کهنه پرست
wad کهنه نمد
duddy کهنه پوش
wads کهنه نمد
oldest پیرانه کهنه
antiquate کهنه کردن
unreconstructed کهنه پرست
rags کهنه شدن
sour dough کهنه کار
rag کهنه شدن
pseudo archaic کهنه نما
rag picker کهنه برچین
old wool پشم کهنه
codex دستخط کهنه
thread bare فرش کهنه
A pair of old pants ( trousers ) . یک شلوار کهنه
old پیرانه کهنه
stale joke جوک کهنه
fuddy-duddy کهنه اندیش
ancient کهن کهنه
old-timers کهنه کار
stager ادم کهنه کار
ragpicker کهنه و ژنده جمع کن
Antiguated آنتیک ،کهنه،قدیمی
back out کهنه و فرسوده شدن
sea dog ملوان کهنه کار
one nails drives another غم جدید غم کهنه را بر از یاد
passe کهنه مسلک گذشته
outwear کهنه شدن گذراندن
paleology دانش چیزهای کهنه
bric a brac اشیاء کهنه وعتیقه
bibliopolism فروش کتابهای کهنه
trade something in <idiom> تعویض وسایل کهنه
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
wear out کهنه و فرسوده شدن
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
he has seen sevice کهنه کار است
to pick rags کهنه برچینی کردن
hach زیاداستعمال کردن کهنه
antediluvian ادم کهنه پرست
dishcloth کهنه فرف شویی
dishcloths کهنه فرف شویی
glass cloth کهنه شیشه پاک کن
knackery جنس بنجل و کهنه
well-worn زیاد کار کرده کهنه
well worn زیاد کار کرده کهنه
articlcs of virtu کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
Old clothes ( houses ) . لباس ( خانه های) کهنه
junk طناب کهنه کاغذ پاره
She's quite a back number. <idiom> او [زن] آدم کهنه فکری است.
vet بیطاری کردن کهنه سرباز
vets بیطاری کردن کهنه سرباز
old fashioned کهنه پرست محافظه کار
vetted بیطاری کردن کهنه سرباز
God bless [you] ! خدا حافظ [واژه کهنه]
fossilizes سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
dish towel کهنه فرف خشک کنی
demode ازمد افتاده کهنه شده
he is a past master in او در استاد یا کهنه کار است
bibliopoly فروش کتابهای کهنه یاعتیق
snot rag کهنه بینی پاک کنی
fossilised سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
modified stock car اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
fossilises سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilizing سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilising سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilize سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
veteran skill مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
ragbag کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
ragbags کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
ages : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
age : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
jalopies اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
jalopy اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
tampon توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
fin de siecle وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
tampons توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
mossback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
shopworn کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
mossyback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
campaigners سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
The old paper money is called in. اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
His political beliefs are old hat now . عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
Who is worse shod than the shoemakers wife?. <proverb> کهنه تر از کفش زن کفاش ,کفشى هست ؟.
obsoletism بکار بردن واژههای کهنه یامهجور
campaigner سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . این حرفها دیگه کهنه شده است
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
demolition derby مسابقه رانندگان ماهر درزدن اتومبیلهای کهنه به یکدیگر
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
This jock that you told me is as old as Adams . این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
mopping چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
mops چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com