Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
replication
پاسخگویی تکرار
Other Matches
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
access time
زمان لازم برای پاسخگویی کامپیوتر
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
demurrer
ایراد میکند که ادله ابرازی برای اقامه دعوی کافی نیست و بالنتیجه خود را به پاسخگویی دادخواست ملزم نمیداند
arraign
احضار متهم زندانی به دادگاه جهت پاسخگویی به مفاد کیفرخواست تعقیب یا متهم کردن به طور اعم
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
demurring
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
reduplication
تکرار
ingemination
تکرار
repeats
تکرار
iterance
تکرار
frequency
تکرار
duplication
تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
repeat
تکرار
recidivism
تکرار
frequentness
تکرار
renewals
تکرار
iteration
تکرار
reiteration
تکرار
practising
تکرار
practises
تکرار
practise
تکرار
practicing
تکرار
tautologies
تکرار
tautology
تکرار
epanalepsis
تکرار
frequence
تکرار
frequentation
تکرار
renewal
تکرار
frequencies
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
practice
تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
often
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
rehearsal
تکرار
recapitulation
تکرار
rehearsals
تکرار
replication
تکرار
recapitulations
تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
repetition
تکرار
repetitions
تکرار
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
recurs
تکرار شدن
auto repeat
خود تکرار
circular frequency
تکرار دورانی
replicating
تکرار کردن
to repeat oneself
تکرار شدن
renewing
تکرار کردن
recur
تکرار شدن
recurred
تکرار شدن
recidivism
تکرار جرم
tautologic
بیهوده تکرار کن
reptition compulstion
وسواس تکرار
iterative
تکرار کننده
repeater
تکرار کننده
iterative
تکرار شده
merism
تکرار متشابهات
palilogy
تکرار تاکیدی
pleonasm
تکرار بیمورد
pulse repetition
تکرار تپش
pulse repetition
تکرار ضربان
repeatable
قابل تکرار
repeat counter
شمارنده تکرار
repeat key
کلید تکرار
repeatability
قابلیت تکرار
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
repetitous
تکرار کننده
repetition of position
تکرار وضعیت
ibidem
تکرار میشود
ingeminate
تکرار کردن
repetition of an act
تکرار کاری
iterable
تکرار کردنی
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
iterant
تکرار کننده
iterate
تکرار کردن
typematic key
کلید تکرار
replicates
تکرار کردن
rehearsals
تکرار عملیات
repeat
تکرار کنید
repeat
تکرار کردن
reiterate
تکرار کردن
frequents
تکرار شونده
use
تکرار ممارست
uses
تکرار ممارست
repeats
تکرار کنید
frequenting
تکرار شونده
repeats
تکرار کردن
rehearsal
تکرار مجدد
rehearsals
تکرار مجدد
frequented
تکرار شونده
frequent
تکرار شونده
rehearsal
تکرار عملیات
repeats
تکرار تجدید
reiterating
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
replicate
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
repetition
باز گو تکرار
repetitions
باز گو تکرار
renews
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
repeat
تکرار تجدید
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
recapitulations
تکرار رشدو نمو
recidivist
تکرار کننده جرم
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
repeat action key
کلید تکرار عمل
to make repeat
وادار به تکرار کردن
recapitulation
تکرار رشدو نمو
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
overeun error
خطای تکرار شده
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
spaced repetition
تکرار فاصله دار
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
polysyndeton
تکرار حرف ربط
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
recidivist
عامل تکرار جرم
frequency function
تابع تکرار
[ریاضی]
recidivists
عامل تکرار جرم
recidivists
تکرار کننده جرم
duplication check
مقابله از راه تکرار
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
cumulative distribution function
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
rehash
تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed
تکرار مکررات چیز تکراری
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cyclic
عملی که مرتب تکرار میشود
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
that will be the day
<idiom>
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
anaphora
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
monotone
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
rehashes
تکرار مکررات چیز تکراری
superfix
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
looped
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
letting
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
loops
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
let
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
loop
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
iterative process
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
to haunt
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
lets
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
brush up on something
<idiom>
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
raise a fuss
<idiom>
قول برای تکرار دعوت درتاریخی دیگر
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
loops
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
pattern
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
looped
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
Could you repeat what you said, please?
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
loop
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
wait loop
پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
loops
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
cycle
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycled
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycles
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
echolalia
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
for next loop
حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
repeats
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com