English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (5 milliseconds)
English Persian
stability of slope پایداری ترانشه
Other Matches
persistency پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
trencher ترانشه زن
trench چاله و ترانشه
trenches چاله و ترانشه
self defense پایداری داخلی پایداری ملی
hold one's own پایداری
stableness پایداری
consistent پایداری
persistence پایداری
permanencies پایداری
perenniality پایداری
hold one's ground پایداری
consistence پایداری
commorant پایداری
permanence پایداری
consistency پایداری
permanency پایداری
resists پایداری
resisting پایداری
resisted پایداری
resist پایداری
endurance پایداری 0
constancy پایداری
resistance پایداری
stickability پایداری
stability پایداری
people forces نیروی پایداری
soil consistence پایداری خاک
optical stability پایداری نوری
neutral stability پایداری خنثی
neutral stability پایداری بی تفاوت
negative stability پایداری منفی
longitudinal stability پایداری طولی
plastic consistency پایداری خمیری
retentivity پایداری مغناطیسی
stability calculation حساب پایداری
stability constant ثابت پایداری
static stability پایداری استاتیک
stability of an emulsion پایداری امولسیون
resistance adjustment میزان پایداری
thermodynamic stability پایداری ترمودینامیکی
spiral stability پایداری چرخشی
speed stability پایداری سرعت
staidness ارامش پایداری
light stable پایداری نور
elastic stability پایداری ارتجاعی
consistency of concrete پایداری بتن
creep strength پایداری خزشی
fixity قرار پایداری
directional stability پایداری جهشی
directional stability پایداری سمتی
stability پایایی پایداری
frequency stability پایداری فرکانس
staying power نیروی پایداری
inherent stability پایداری ماندگار
stabilizing پایداری کردن
kinetic stability پایداری جنبشی
lateral stability پایداری عرضی
kinetic stability پایداری سینتیکی
fuel endurance قدرت پایداری سوخت
statics دانش پایداری نیروها
ligand field stabilization energy انرژی پایداری میدان لیگاند
creep strength depending on time پایداری خزشی تابع زمان
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
half residence time نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
venting سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
l.f.s.e energy stabilization ligandfield انرژی پایداری میدان لیگاند
vent سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vented سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vents سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
warping پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
chrome dyes کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
resisted مقاومت کردن پایداری کردن
resisted پایداری کردن ایستادگی کردن
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
resist مقاومت کردن پایداری کردن
resisting پایداری کردن ایستادگی کردن
resist پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting مقاومت کردن پایداری کردن
resists مقاومت کردن پایداری کردن
resists پایداری کردن ایستادگی کردن
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com