English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
quadrant mount پایه دستگاه تراز توپ
Other Matches
site scale دستگاه تراز توپ
sited محل دستگاه تراز
site محل دستگاه تراز
sites محل دستگاه تراز
gunner's quadrant دستگاه تراز توپ
elevate railway راه اهنی که روی پایه کارگذاشته اندواز تراز جاده بلندتراست
machine foundation پایه دستگاه
roll housing پایه دستگاه نورد
machine column پایه یا ستون دستگاه
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
camper level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
spirit level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bubble level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
contours خطوط تراز یا منحنیهای تراز
levels تراز کردن تراز
levelled تراز کردن تراز
leveled تراز کردن تراز
level تراز کردن تراز
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
base width عرض پایه پهنای پایه
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
base piece پایه پایه استقرار
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
levelling straightedge خط کش تراز
leveled تراز
balance تراز
water level تراز اب
surface plate تراز
flushing تراز
yokefellow هم تراز
balancing تراز
spirit levels تراز
flush تراز
flushes تراز
spirit level تراز
balances تراز
quadrant تراز
levels هم تراز
sited تراز
degenerating هم تراز
sites تراز
level with each other در یک تراز
levelled تراز
levelled هم تراز
f. with the woll تراز
degenerates هم تراز
leveled هم تراز
graphical site table خط کش تراز
bottom level تراز کف
site تراز
degenerate هم تراز
degenerated هم تراز
level تراز
level هم تراز
levels تراز
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
rotational level تراز چرخشی
visible balance تراز مرئی
leveling تراز کردن
balance تراز همیاری
level تراز بنایی
levels تراز بنایی
visible balance تراز اشکار
power level تراز توان
ground level تراز زمین
resonance state تراز تشدیدی
equal هم تراز کردن
platen میز تراز
site scale طبله تراز
permanent water level تراز پیوسته اب
position angle زاویه تراز
water level gage تراز سنج
leveled تراز بنایی
slight تراز لاغر
slight تراز کردن
slighted تراز لاغر
slighted تراز کردن
builder level تراز بنایی
slighter تراز لاغر
slightest تراز کردن
slightest تراز لاغر
quadrantal مربوط به تراز
slighter تراز کردن
justifies هم تراز کردن
balance sheets تراز نامه
balance sheet تراز نامه
justify هم تراز کردن
even تراز مساوی
slighting تراز لاغر
equals هم تراز کردن
slights تراز کردن
water level observation بررسی تراز اب
levelled تراز بنایی
balances تراز همیاری
water level recorder تراز نگار اب
equaled هم تراز کردن
spirit levels تراز حبابدار
slights تراز لاغر
spirit level تراز حبابدار
slighting تراز کردن
equaling هم تراز کردن
equalled هم تراز کردن
equalling هم تراز کردن
white level تراز سفید
justifying هم تراز کردن
builder's level تراز بنائی
energy level تراز انرژی
energy level تراز انژی
elevation quadrant تراز ربعی
elevation quadrant تراز تیر
induction balance تراز القا
compensation level تراز موازنه
left justified هم تراز شده از چپ
left justify هم تراز کردن از چپ
level buble حباب تراز
level surface سطح تراز
levelling staff شاخص تراز
angle of site زاویه تراز
balances of payments تراز پرداختها
balance of payments تراز پرداختها
gunner's quadrant تراز ربعی
background level تراز زمینه
trial balance تراز ازمایشی
ground state تراز اصلی
blacker than black تراز فراسیاه
black level تراز سیاه
aligns هم تراز کردن
aligning هم تراز کردن
aligned هم تراز کردن
align هم تراز کردن
balance of trade تراز تجاری
balance of trade تراز بازرگانی
fermi level تراز فرمی
fermi characteristic energy level تراز فرمی
excitation state تراز تحریک
balance coil پیچک تراز
exceptional water level تراز استثنایی اب
contour line منحنی تراز
allowable level تراز مجاز
level to تراز کردن
abnormal water level تراز استثنائی آب
degenerate orbitals اوربیتالهای هم تراز
normal energy level تراز متعارفی
on a par دریک تراز
cross level buble حباب تراز
normal water level تراز بهنجار اب
cash balance تراز نقدی
cross level تراز کردن
trophic level تراز خوراکی
behinds عقب تراز
behind عقب تراز
storage level تراز خزانه
acceptor level تراز گیرنده
contourline منحنی تراز
aligner هم تراز کننده
aligning edge لبه هم تراز
contour lines منحنی تراز
maximum water level بیشینه تراز
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
flying levels افق تراز متحرک
contour bund بند در امتداد خط تراز
flying levels خط تراز نقشه برداری
current account balance تراز حساب جاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com