English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
pes پای جانور هر عضو یا چیزی شبیه پا
Other Matches
zoomorphic شبیه جانور جانورسان
bestial شبیه حیوان جانور خوی
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
swamper جانور یا چیزی که در مرداب فرو رود
waterish هر چیزی شبیه اب
creams هر چیزی شبیه سرشیر
pencil هر چیزی شبیه مداد
pencilling هر چیزی شبیه مداد
staff of life نان یا چیزی شبیه ان
pencils هر چیزی شبیه مداد
creaming هر چیزی شبیه سرشیر
cream هر چیزی شبیه سرشیر
creamed هر چیزی شبیه سرشیر
asterism هر چیزی شبیه ستاره
k هر چیزی شبیه K کیلو
stalked پایه چیزی شبیه ساقه
stalking پایه چیزی شبیه ساقه
stalks پایه چیزی شبیه ساقه
skewers هر چیزی شبیه سیخ کباب
windmills هر چیزی شبیه اسیاب بادی
windmill هر چیزی شبیه اسیاب بادی
skewering هر چیزی شبیه سیخ کباب
skewered هر چیزی شبیه سیخ کباب
lobular شبیه قطعه کوچکی از چیزی
skewer هر چیزی شبیه سیخ کباب
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
stalk پایه چیزی شبیه ساقه
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
rowel حلقه دهانه اسب هر چیزی شبیه مهمیز وسیخک
stalking horse اسب یا چیزی شبیه به ان که شکارچی در پشت ان پنهان است
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
t بیستمین حرف الفبای انگلیسی هر چیزی شبیه حرف T
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
apod جانور بی پا
animalize جانور
nightwalker جانور شب پر
it ان جانور
malacostracan جانور
ruffianly جانور خو
structure of an animal جانور
he جانور نر
beast جانور
creatures جانور
animal جانور
creature جانور
beasts جانور
it pron ان جانور
johnny جانور نر
animals جانور
to watch something مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
saxicoline جانور سنگ زی
shell fish جانور صدف
mammifer جانور پستاندار
strayed جانور ولگرد
saxicolous جانور سنگ زی
zoologist جانور شناس
zoology جانور شناسی
perissodactyl جانور فرد سم
pelagian جانور دریایی
stray جانور بی صاحب
craw معده جانور
straying جانور بی صاحب
strays جانور بی صاحب
stinkard جانور بدبو
pollard جانور بی شاخ
brutalization جانور خویی
monocule جانور یک چشم
animalculum جانور ریزه
beastliness جانور خویی
hybrid جانور دورگه
scavengers جانور لاشخور
nekton جانور شناور
animalist نقاش جانور
zoomorphic <adj.> جانور گونه
proud <adj.> جانور حشری
mammiferous جانور پستاندار
ungulate جانور سم دار
milker جانور شیرده
fauna جانور نامه
rodents جانور جونده
rodent جانور جونده
saprozoon جانور پوده زی
scavenger جانور لاشخور
game جانور شکاری
zoophagous جانور خوار
zoophilous علاقمند به جانور
zoophilic علاقمند به جانور
amebas جانور تک سلولی
brutes جانور حیوان
amoebae جانور تک سلولی
brutalities جانور خویی
amoebas جانور تک سلولی
pudge جانور چاق
tardigrade جانور کندرو
polystome جانور بسیار
amebae جانور تک سلولی
polystomatous جانور بسیار
zootomy جانور شکافی
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
scrag جانور نحیف
zootheism جانور پرستی
brute جانور حیوان
brutal جانور خوی
amoeba جانور تک سلولی
plantigrade جانور دوپا
edentate جانور بی دندان
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
poikilotherm جانور خونسرد
poikilothermism خونسردی جانور
polypod جانور بسیارپا
brutality جانور خویی
hilding جانور یا اسب بی ارزش
rat catcher موش گیر [جانور]
heat طلب شدن جانور
mollusc جانور نرم تن حلزون
footpad پای جانور پهنه پا
nervure رگه بندی جانور
scavenger جانور کثافت خور
nematocyst نیش جانور مرجانی
holozoic جانور خوراک گیر
ratter موش گیر [جانور]
heats طلب شدن جانور
bestialize جانور خوی نمودن
malacoderm جانور نرم پوست
endotherm جانور خون گرم
female زنانه جانور ماده
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
zoophyte جانور گیاه سان
pachyderms جانور پوست کلفت
pachyderm جانور پوست کلفت
mollusk جانور نرم تن حلزون
zoography جانور شناسی تطبیقی
ratcatcher موش گیر [جانور]
white face جانور پیشانی سفید
viviparous جانور زنده زا ولود
dentition وضع تعداددندانهای جانور
molluscs جانور نرم تن حلزون
paleozoology دیرین جانور شناسی
aquatic جانور یا گیاه ابزی
migrants سیار جانور مهاجر
migrant سیار جانور مهاجر
orca جانور بزرگ دریایی
orc جانور بزرگ دریایی
tentacles موی حساس جانور
tentacle موی حساس جانور
sacs عضوکیسه مانند جانور
pleophagous چند جانور خوار
lairs محل استراحت جانور
lair محل استراحت جانور
quadruped چهارپا [جانور شناسی]
phytozoon جانور گیاه نما
rutting <adj.> حشری [جانور مرد]
dolphin دولفین [جانور شناسی]
phyllopod جانور برگ پای
sac عضوکیسه مانند جانور
in rut <adj.> حشری [جانور شناسی]
slugs چارپاره جانور کندرو
shedder جانور پوست انداز
animalcule جانور ذره بینی
animalculum جانور ذره بینی
arthropod جانور مفصل دار
jumbos جانور غول اسا
jumbo جانور غول اسا
anteater جانور پستاندارمورچه خوار
anteaters جانور پستاندارمورچه خوار
slugged چارپاره جانور کندرو
beast of ravin جانور درنده یاشکاری
slug چارپاره جانور کندرو
marsupials جانور کیسه دار
amphibiotic وابسته به جانور دوزیستی
scavengers جانور کثافت خور
marsupial جانور کیسه دار
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
Caspian White Fish ماهی سفید [جانور شناسی]
Rutilus kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
unicorn جانور افسانهای دارای یک شاخ
unicorns جانور افسانهای دارای یک شاخ
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
hatchling جانور تازه متولد نوزاد
ruminant جانور پستاندار نشخوار کننده
endozoic دارای زندگی دردرون جانور
isopod جانور سخت پوست بر>=< پای
Caspian kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
isopodan جانور سخت پوست بر>=< پای
gast وحشت جانور بدون اولاد
kutum [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
Black Sea roach [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
scalawag جانور نحیف وکم ارزش
insectivore جانور یا گیاه حشره خوار
fisher جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
vivisector تشریح کننده جانور زنده
lyncean مانند جانور سیاه گوش
vermin جانور افت حشرات موذی
cyclostomate وابسته به جانور دهان گرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com