English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
English Persian
algebraic hierarchy parenthese پرانتزهای سلسله مراتبی جبری
Other Matches
hierarchical model مدل سلسله مراتبی
hierarchical network شبکه سلسله مراتبی
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierachical file system سیستم فایل سلسله مراتبی
hierarchical data base management system سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
hdbms DataBase Hierarchicalسیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی Systems anagement
onion skin language زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
ghaut سلسله سلسله کوه
chains سلسله سلسله مراتب
chain سلسله سلسله مراتب
deterministic جبری
algebraical جبری
algebraist جبری
algebraic جبری
necess جبری
predestinarian جبری
algebriac notation نمادگذاری جبری
determinism فلسفه جبری
algebric sum جمع جبری
algebraic value مقدار جبری
algebraic language زبان جبری
predestination فلسفه جبری
transcendental غیر جبری
inertia قوه جبری ناکاری
analytic قابل حل بطریق جبری
analytical قابل حل بطریق جبری
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
sign of aggregation علائم مخصوص جمله جبری
figurine algebraic notation ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
algebriac notation ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
command channels سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
run سلسله
chains سلسله
gradations سلسله
runs سلسله
nexus سلسله
dynasties سلسله
dynasty سلسله
strips سر سلسله
chain سلسله
kingdom سلسله
catena سلسله
gradation سلسله
ranges سلسله
genealogies سلسله
system سلسله
systems سلسله
range سلسله
trains سلسله
ranged سلسله
train سلسله
trained سلسله
genealogy سلسله
hierarchy سلسله مراتب
hierachy سلسله مراتب
ghat سلسله کوه
ghat رشته سلسله
series سلسله ردیف
coneatenation تسلسل سلسله
train رشته سلسله
chain of command سلسله مراتب
trained رشته سلسله
ommiad سلسله امیه
ommiades سلسله امیه
string ردیف سلسله
hierarchies سلسله مراتب
mountain ranges سلسله جبال
unit system سلسله احاد
the vascular system سلسله اوندهاومجراها
channeled سلسله مراتب
pulse train سلسله تپش ها
protomartyr سر سلسله شهدا
phylum اجداد سلسله
phylon اجداد سلسله
nervous system سلسله عصب
pecking order سلسله مراتب
ranks سلسله مقام
systems سلسله رشته
ranged سلسله ردیف
range سلسله ردیف
channeling سلسله مراتب
channelled سلسله مراتب
sequence سلسله مراتب
sequences سلسله مراتب
channel سلسله مراتب
system سلسله رشته
nervous systems سلسله عصب
channels سلسله مراتب
ranked سلسله مقام
chain سلسله کوه
rank سلسله مقام
trains رشته سلسله
ranges سلسله ردیف
chains سلسله کوه
the nervous system سلسله پیهای نباتی
hierarchy of needs سلسله مراتب نیازها
neural وابسته به سلسله اعصاب
memory hierarchy سلسله مراتب حافظه
chain of command سلسله مراتب فرماندهی
occupational hierarchy سلسله مراتب شغلی
thearchy سلسله مراتب خدایان
achamenidae سلسله هخامنشی هخامنشیان
request mast از طریق سلسله مراتب
data hierarchy سلسله مراتب داده ها
cryptochannel سلسله مراتب رمز
hierarchism اصول سلسله مراتب
flight یک رشته پلکان سلسله
heavenly hierarchy سلسله مراتب فرشتگان
control hierarchy سلسله مراتب کنترل
military channel سلسله مراتب نظامی
response hierarchy سلسله مراتب پاسخ
sympathetics سلسله پیهای نباتی باشد
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
campaign سلسله عملیات کوره بلند
hierarchic وابسته به سلسله مراتب وریاست
novus actus intervenieus قطع سلسله علیت در خسارات
argumentum یک سلسله دلایل قابل قبول
ohm واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
dynast عضو سلسله پادشاهان سرسلسله
dynastical وابسته بیک سلسله پادشاهان
ohms واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
echelon ستون طبقه سلسله مراتب
pecking order سلسله مراتب دانه چینی
echelons ستون طبقه سلسله مراتب
campaigning سلسله عملیات کوره بلند
campaigns سلسله عملیات کوره بلند
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
campaigned سلسله عملیات کوره بلند
fortuitous event حادثه جبری حادثه تصادفی
train سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trains سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trained سلسله وقایع توالی حیله جنگی
exempted station یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
underplot یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
aborts متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
abort متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
semiosis یک سلسله فعل وانفعالات مشخص جانور علامت
aborting متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
hierarchy گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchies گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
fiscal station قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
rank and file صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
Tahmasb شاه تهماسب [پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com