Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
payable at sight
پرداخت دیداری
Search result with all words
sight bill
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
Other Matches
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
sights
دیداری
visuals
دیداری
payable at sight
دیداری
visually
دیداری
on sight
دیداری
at sight
دیداری
sight
دیداری
visual
دیداری
visual type
سنخ دیداری
visual adaptation
انطباق دیداری
sight bill
برات دیداری
visile
سنخ دیداری
audiovisual
دیداری- شنیداری
photoma
توهم دیداری
visuo motor
دیداری- حرکتی
visually handicapped
معلول دیداری
bill pay able at sight
برات دیداری
visual span
فراخنای دیداری
visual cliff
پرتگاه دیداری
visual check
مقابله دیداری
visual hallucination
توهم دیداری
visual projection
فرافکنی دیداری
visual perception
ادراک دیداری
videotapes
نوار دیداری
videotaping
نوار دیداری
visual fixation
تثبیت دیداری
apparition
توهم دیداری
sight vocabulary
واژگان دیداری
sight method
روش دیداری
visual focusing
تمرکز دیداری
sight draft
برات دیداری
demand deposit
سپرده دیداری
videotape
نوار دیداری
teletractor
مبدل دیداری
visual organization
سازمان دیداری
apparitions
توهم دیداری
videotaped
نوار دیداری
visual induction
القاء دیداری
draft at sight
برات دیداری
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
sight draft
برات یا حواله دیداری
optical illusions
خطای ادراکی دیداری
optical illusion
خطای ادراکی دیداری
episcotister
محرک نمای دیداری
visual illusion
خطای ادراکی دیداری
audi
بازتاب دیداری- شنیداری
days sight draft
برات دیداری 06 روزه
visual aids
ابزارهای کمکی دیداری
visual righting response
پاسخ تعادل دیداری
visual agnosia
ادراک پریشی دیداری
visual aphasia
زبان پریشی دیداری
on sight bill of exchange
برات برویت یا دیداری
visual display unit
واحد نمایش دیداری
audiovisual aids
ابزارهای کمکی دیداری-شنیداری
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
bender visual motor gestalt test
ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
visual bender motor gestalt test
ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
dividend warrant
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
finish
پرداخت
refunded
پس پرداخت
paying
پرداخت
settlements
پرداخت
settlement
پرداخت
remitment
پرداخت
discharging
پرداخت
pays
پرداخت
expenditure
پرداخت
disbursement
پرداخت
refunds
پس پرداخت
glazes
پرداخت
payment
پرداخت
refund
پس پرداخت
payments
پرداخت
finishes
پرداخت
pt
پرداخت
glaze
پرداخت
pay
پرداخت
refunding
پس پرداخت
bleaching
پرداخت
burnisher
پرداخت گر
finishing
پرداخت
defrayal
پرداخت
glosser
پرداخت گر
trim
پرداخت
rendering
پرداخت
renderings
پرداخت
refinishing
پرداخت
making good
پرداخت
polish
پرداخت
polishes
پرداخت
lustreer
پرداخت
furbisher
پرداخت گر
finishing touches
پرداخت
discharges
پرداخت
outlay
پرداخت
discharge
پرداخت
smoothing plane
رنده پرداخت
date of maturity
موعد پرداخت
d. note
درخواست پرداخت
finishes
پرداخت کار
on account payment
پیش پرداخت
lustre
صیقل پرداخت
scours
پرداخت کردن
unpolished
پرداخت نشده
finish
پرداخت کار
spot cash
پرداخت نقدی
earnest money
پیش پرداخت
money back
تضمین پرداخت
payment by installments
پرداخت قسطی
monthly payment
پرداخت ماهانه
non payment
عدم پرداخت
date of payment
موعد پرداخت
lump sum payment
پرداخت یکجا
remittances
پرداخت تادیه
remittance
پرداخت تادیه
burnishing
پرداخت کاری
installment payment
پرداخت قسطی
demand for payment
تقاضای پرداخت
indemnification
پرداخت غرامت
final payment
پرداخت نهایی
imprest
پیش پرداخت
rendition
پرداخت تحویل
lump sum payment
پرداخت نقدی
deferred payment
پرداخت معوق
diamond polishing
پرداخت الماسی
interim financing
پرداخت موقت
outstanding
پرداخت نشده
deferred payment
پرداخت اتی
renditions
پرداخت تحویل
outstandingly
پرداخت نشده
finisher
پرداخت کننده
overpayment
پرداخت اضافی
payor
پرداخت کننده
payee
پرداخت شونده
paid
پرداخت شده
pre paid
پیش پرداخت
pre payment
پیش پرداخت
prepayment
پیش پرداخت
unpaid
پرداخت نشده
prest
پیش پرداخت
payment in full
پرداخت کامل
payees
پرداخت شونده
advice note
دستورپیش پرداخت
payment terms
شرایط پرداخت
advance payment
پیش پرداخت
period of grace
مهلت پرداخت
payment stopped
توقف پرداخت
annual payment
پرداخت سالیانه
payment in kind
پرداخت جنسی
planish
پرداخت کردن
payment in kind
پرداخت غیرنقدی
planishing tool
ابزار پرداخت
progress payments
پرداخت تدریجی
prompt payment
پرداخت فوری
bilk
گذاشتن از پرداخت
payment in advance
پیش پرداخت
payment by instalments
پرداخت به اقساط
payer
پرداخت کننده
by payment
از طریق پرداخت
payable on demand
پرداخت عندالمطالبه
casual payment
پیش پرداخت
pay off
پرداخت کردن
part payment
پرداخت اقساطی
back freigt
پرداخت کرایه
punctual payment
پرداخت در سر وعده
reimbursable
قابل پرداخت
remittable
قابل پرداخت
subscriptions
تعهد پرداخت
average payment
پرداخت متوسط
subscription
تعهد پرداخت
remittal
گذشت پرداخت
payment in full
پرداخت تمام
remitter
پرداخت کننده
payment in due cource
پرداخت به موقع
settlement terms
شرایط پرداخت
furbished
پرداخت کردن
advance
پیش پرداخت
pays
پرداخت کردن
pays
وابسته به پرداخت
advance
پیش پرداخت
paying
پرداخت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com