English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (2 milliseconds)
English Persian
pneumatic press پرس بادی
Search result with all words
yacht کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
yachts کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
windmill اسیاب بادی
windmill هر چیزی شبیه اسیاب بادی
windmills اسیاب بادی
windmills هر چیزی شبیه اسیاب بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
wind instruments الات موسیقی بادی
chute سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chutes سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
sail شراع کشتی بادی
sail مسافرت با قایق بادی
sailed شراع کشتی بادی
sailed مسافرت با قایق بادی
sailings شراع کشتی بادی
sailings مسافرت با قایق بادی
quicksand ماسه بادی
lantern چراغ بادی
lanterns چراغ بادی
sailing قایقرانی با قایق بادی
schooner نوعی قایق بادی
schooners نوعی قایق بادی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboat قایق بادی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats قایق بادی
saxophone نوعی الت موسیقی بادی
saxophones نوعی الت موسیقی بادی
pneumatic بادی
pneumatic لاستیک بادی
reed الت موسیقی بادی
hurricane lamp چراغ بادی
hurricane lamps چراغ بادی
air brake ترمز بادی
air brakes ترمز بادی
fugue نوعی الت بادی موسیقی
fugues نوعی الت بادی موسیقی
blowy بادی
aeolian harp آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
aeromotor موتور بادی
air bed تشک بادی
air bedding لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
air blast transformer مبدل بادی
air gun تفنگ بادی
air hammer چکش بادی
air operated horn شیپور بادی
air operated pendulum type screen wiper بادامک پاندولی بادی
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
air pump تلمبهء بادی
an off shore wind بادی که از سوی دریا بوزد
at first blush در بادی امر
auxiliary sailing vessel کشتی بادی موتوردار
balloon tire لاستیک بادی عاج دار
blow gun تفنگ بادی
blow pipe تفنگ بادی
blowgun تفنگ بادی
blowtube تفنگ بادی
chipping hammer چکش بادی اهنبر
chipping hammer چکش بادی اهن بر
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
dune sand ماسه بادی
english horn نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
eolation سنگ فرسایی بادی
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
fishtail wind بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
flatuous بادی
fly ash خاکستر بادی
fresh breeze بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
fresh gale بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
marine sand ماسه بادی
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
ophicleide یکجور ساز بادی برنجین
peabody picture vocabulary test ازمون واژگان مصور پی بادی
pneumatic fender دفرای بادی
pneumatic hammer چکش بادی
pneumatic riveting پرچکاری بادی
pneumatic tire لاستیک بادی
pneumatic tools اسبابهای بادی
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
pop gun تفنگ بادی
popgun تفنگ بادی بچگانه
primafacie در بادی امر قابل قبول
quartering بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
riveting hammer چکش بادی پرچ
running sand ماسه بادی
sail arm پره اسیاب بادی
self moved دارای حرکت بادی
square rigger نوعی کشتی بادی
the wind drowned the strigs سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
to go for a sail با کشتی بادی سفریاگردش کردن
vane of windmill پره اسیاب بادی
wind corrosion ساییدگی بادی
wind current جریان بادی
wind erosion فرسایش بادی
wind generator مولد بادی
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
Other Matches
body shirt بادی
airguns تفنگ بادی
airgun سلاح بادی
airgun تفنگ بادی
air rifles تفنگ بادی
air rifle تفنگ بادی
airguns سلاح بادی
woodwind موسیقی برای سازهای بادی چوبی
to sail [for] با کشتی بادی آغاز به سفر کردن [به]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com