Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
standing broad jump
پرش طول بدون دورخیز
Search result with all words
standing high jump
پرش ارتفاع بدون دورخیز
Other Matches
approached
دورخیز
approaches
دورخیز
approach
دورخیز
run up
دورخیز
inside
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
unstressed
بدون مد
doubtlessly
بدون شک
goalless
بدون گل
obtrusively
بدون حق
ex-
بدون
ex
بدون
undoubted
بدون شک
acheilos
بدون لب
acheilous
بدون لب
and no mistake
بدون شک
i'll warrant
بدون شک
sans
بدون
indubitable
بدون شک
to a certainty
بدون شک
not nearctic
بدون
bottomless
بدون ته
wanting
بدون
undoubtedly
بدون شک
without
بدون
but
بدون
exclusive of
بدون در نظرگرفتن
quiescently
بدون جنبش
guilelessly
بدون تزویر
prosaically
بدون لطافت
pathless
بدون جاده
glabrous
بدون کرک
recoilless
بدون لنگر
sans ceremonie
بدون تشریفات
failure free
بدون خرابی
flavorless
بدون مزه
free from backlash
بدون لقی
free from slip
بدون لغزش
free of tax
بدون مالیات
free play
بدون محدودیت
free trader
بدون گمرک
fruitlessly
بدون نتیجه
run on
بدون وقفه
hands down
بدون احتیاط
holdless
بدون گیره
on the square
بدون کجی
ingenuously
بدون تزویر
inofficial
بدون اجازه
non delay
بدون تاخیر
inoperculate
بدون دریچه
no doubt
بدون تردید
irrespective of
بدون ملاحظه
irreflexive
بدون واکنش
inviscid
بدون لزوجت
inelastic
بدون کشش
indolently
بدون درد
indistinctively
بدون فرق
immethodical
بدون اسلوب
immusical
بدون هماهنگی
inapproachable
بدون دسترسی
incognizant
بدون شناسایی
incommunicable
بدون رابطه
nonsyllabic
بدون هجایی
nonstop
بدون توقف
nonboresafe
بدون ضامن
intolerantly
بدون بردباری
cordless
بدون سیم
notwithstanding
بدون توجه
involuntarily
بدون اراده
bloodless
بدون خونریزی
immediately
بدون واسطه
toothless
بدون دندانه
continuously
بدون توقف
unresponsive
بدون احتیاط
confidently
بدون شبهه
unfurnished
بدون اثاثیه
undue
بدون مداخله
expired
بدون اعتبار
insecure
بدون ایمنی
indubitable
بدون تردید
inaction
بدون فعالیت
consistently
بدون تناقض
faultless
بدون خطا
unequivocal
بدون ابهام
unequivocally
بدون ابهام
unattended
بدون متصدی
endless
بدون پایان
humble
بدون ارتفاع
humblest
بدون ارتفاع
bachelor
بدون عیال
bachelors
بدون عیال
inoffensive
بدون زنندگی
blankly
بدون مقصودیامعنی
vainly
بدون نتیجه
avirulent
بدون شدت
awless
بدون بیم
bareheaded
بدون کلاه
bloodlessly
بدون خونریزی
by rote
بدون فکر
dealated
بدون بال
degas
بدون گازکردن
deice
بدون یخ کردن
diamensionless
بدون اندازه
diamensionless
بدون بعد
dimensionless
بدون بعد
disconnectedly
بدون ارتباط
asymptomatic
بدون علامت
anechoic
بدون انعکاس
ametabolous
بدون دگردیسی
unalloyed
بدون الیاژ
adrift
بدون هدف
unselfish
بدون خودخواهی
acarpous
بدون میوه
achlamydeous
بدون پوشش
achromatic
بدون ترخیم
achromic
بدون ترخیم
acid free
بدون اسید
acold
بدون احساسات
acranial
بدون کاسهء سر
air dry
بدون رطوبت
ametabolic
بدون دگردیسی
discontinuously
بدون اتصال
impeccable
<adj.>
بدون مشکل
sound
<adj.>
بدون مشکل
flawless
<adj.>
بدون مشکل
immaculate
<adj.>
بدون مشکل
free from error
<adj.>
بدون مشکل
off hand
بدون آمادگی
barrier-free
بدون حائل
cordless
<adj.>
بدون سیم
faultless
<adj.>
بدون مشکل
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
Nothing down.
بدون بیعانه.
wireless
<adj.>
بدون سیم
smooth
<adj.>
بدون دشواری
trouble-free
<adj.>
بدون دردسر
problem-free
<adj.>
بدون دردسر
trouble-free
<adj.>
بدون زحمت
problem-free
<adj.>
بدون زحمت
free from taxes
<adj.>
بدون مالیات
taxless
<adj.>
بدون مالیات
non-assessable
<adj.>
بدون مالیات
non-taxable
<adj.>
بدون مالیات
tax-exempt
<adj.>
بدون مالیات
tax-free
<adj.>
بدون مالیات
zero-rated
<adj.>
بدون مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
direct
<adj.>
بدون واسطه
sans recours
بدون رجوع
undeviating
بدون تردیدرای
unfeigned
بدون تصنع
unfinanced
بدون پشتوانه
unfunded
بدون سرمایه
unlined
بدون استر
unlined
بدون پوشش
unspotted
بدون الودگی
unsprung
بدون فنر
unmaned
بدون سرنشین
unmannered
بدون اداب
unmennerly
بدون اداب
unpromising
بدون امید
unsigned
بدون امضاء
untitled
بدون عنوان
undeviating
بدون انحراف
unblushing
بدون شرم
scoreless
بدون امتیاز
searchless
بدون جستجو
shadeless
بدون سایه
shockless
بدون ضربه
soilless
بدون خاک
stemless
بدون ساقه
stemless
بدون تنه
strikeless
بدون ضربت
tenantless
بدون مستاجر
termless
بدون شرط
terrorless
بدون ترس
toeless
بدون پنجه
unadvised
بدون اطلاع
unaligned
بدون صف ارایی
untitled
بدون سراغاز
unvalued
بدون ارج
backless
بدون پشتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com