English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English Persian
populate پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populates پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populating پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
Other Matches
port سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود
unpopulated تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
socket سوکت
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
fuse socket سوکت فیوز
switching مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
spade socket [سوکت بیلی شکل]
hardwired connection می بجای ورودی و سوکت
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
pinned یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
adapter اجازه نصب در سوکت میدهد
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
cord سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
plugs امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
cords سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
plugging امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plug امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
panel بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
panels بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
pinned فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plugging ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
communication سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
pin فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plug ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugs ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
pinning فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
users سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
user سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
plugs اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugging اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plug اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
powder train مدار خرج مدار باروت
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
din سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
polarized ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
jam پخش پارازیت کردن در مدار
jammed پخش پارازیت کردن در مدار
jams پخش پارازیت کردن در مدار
mount تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
mounts تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
port سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
clocks مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clock مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
squelch circuit یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
orbit مدار
or circuit مدار OR
pivot مدار
circuits مدار
orbits مدار
circuit مدار
themes مدار
electric circuit مدار
absis مدار
pivots مدار
track circuit مدار خط
zones مدار
zone مدار
pivoted مدار
theme مدار
and gate مدار AND
orbited مدار
relaxation circuit مدار رلاکسیون
breadboard تخته مدار
tank circuit مدار مخزنی
switching circuit مدار گزینشی
discrete circuit مدار گسسته
local circuit مدار محلی
sweep circuit مدار رلاکساسیون
star circuit مدار ستارهای
storage circuit مدار ذخیره
basic circuit مدار ساده
tap circuit مدار وسط
strobe ا ز یک مدار الکترونیکی
sequential circuit مدار ترتیبی
keplerian orbit مدار کپلری
branch circuit مدار انشعابی
linear circuit مدار خطی
bistable circuit مدار دوپایا
closed circuits مدار بسته
inductive circuit مدار اندوکتیو
inductive circuit مدار القائی
control circuit مدار فرمان
blind circuit مدار یک طرفه
inductor circuit مدار اندوکتور
t equivalent circuit مدار معادل " T "
control circuit مدار کنترل
synchronous circuit مدار همگام
larmor orbit مدار لارمور
speaking circuit مدار تلفن
logic circuit مدار منطقی
converter circuit مدار مبدل
closed circuit مدار بسته
hinges مدار محور
combined circuit مدار مرکب
circuity مدار حرکت
circuit voltage ولتاژ مدار
three phase circuit مدار سه فاز
single phase circuit مدار تک فاز
grids مدار شبکه
circuit switching انتخاب مدار
circuit resistance مقاومت مدار
six phase circuit مدار شش فاز
integrated circuit مدار مجتمع
superposed circuit مدار متداخل
intelligence cycle مدار اطلاعاتی
interchange circuit مدار تعویض
communication circuit مدار ارتباطی
input circuit مدار ورودی
grid مدار شبکه
combinational circuit مدار ترکیبی
side circuit مدار جانبی
simplex مدار یک طرفه
integrate circuit مدار مجتمع
simplex مدار یک خطه
politician سیاست مدار
politicians سیاست مدار
short circuit اتصالی مدار
input circuit مدار اولیه
simplex circuit مدار سادک
integrated circuit مدار مجتمع IC
clamping circuit مدار محدودکننده
delay circuit مدار تاخیر
detector circuit مدار اشکارساز
one wire circuit مدار تک سیم
circuit card کارت مدار
filter circuit مدار صافی
line circuit مدار سیگنال
single wire circuit مدار تک سیم
telephone circuit مدار تلفن
compound circuit مدار مرکب
digital circuit مدار رقمی
line circuit مدار خطی
zonate دارای مدار
capacitive circuit مدار فرفیتی
return circuit مدار برگشتی
resonance circuit مدار همنوایی
ground return circuit مدار تک سیم
composited circuit مدار تک سیم
detonating cord مدار چاشنی
circuit capacity فرفیت مدار
intermediate frequency tank circuit مدار تانک
circuit board برد مدار
terminals قطب مدار
terminal قطب مدار
internal circuit مدار داخلی
series circuit مدار سری
complex circuit مدار مختلط
sequence curcuit مدار ترتیبی
bridge circuit مدار پلوار
explosive scale مدار منفجره
hydraulic cycle مدار هیدرولوژی
horse latitude مدار اسب
cycle سیکل مدار
cycled سیکل مدار
cycles سیکل مدار
electric circuit مدار الکتریکی
trunk circuit شاه مدار
electrical circuit مدار برقی
circuits مدار جریان
trigger مدار رهاساز
triggered مدار رهاساز
i.c. مدار مجتمع
not circuit مدار نفی
not circuit مدار نقض
power circuit مدار توان
neural circuit مدار عصبی
fltp flcp circuit مدار الاکلنگی
non inductive circuit مدار ناخودالقا
expansion orbit مدار نشان
two wire circuit مدار دوسیمه
two wire circuit مدار دو سیمه
trunks مدار ترانک
two phase circuit مدار دو فازه
trunk مدار ترانک
two state circuit مدار دو حالتی
triggers مدار رهاساز
open circuit مدار باز
four wire circuit مدار چهارسیمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com