Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (2 milliseconds)
English
Persian
subsequent to that event
پس ازان رویداد
Other Matches
therefter
پس ازان
therefter
ازان پس
thereof=of that
ازان
thence
پس ازان
afterwards
پس ازان
away
پس ازان
this is inferior to that
این ازان
it is all greek to me
ازان سودرنمیاورم
therein
ازان حیث
long a
مدتهاپس ازان
eftsoon
اندکی پس ازان
thereafter
بعد ازان
next
نزدیک ترین پس ازان
this is better than that
این ازان بهتراست
it is pervious to light
روشنایی ازان می گذرد
he is not of that stamp
ازان جنس نیست
i am impatient for it
ازان بابت بیطاقت هستم
dye wood
چوبی که ازان رنگ میگیرند
wellŠwhat of it?
چه نتیجهای ازان بدست می اید
dice box
پیالهای که طاس را ازان میریزند
to gut a book
مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
he is not of that type
ازان قبیل اشخاص نیست
occurrence
رویداد
incident
رویداد
occurence
رویداد
event
رویداد
incidents
رویداد
events
رویداد
trends
رویداد
happening
رویداد
occurrences
رویداد
circumstances
رویداد
happenings
رویداد
trend
رویداد
i gave up the idea
ازان خیال صرف نظر کردم
it came to my knowledge
من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
feed door
دری که ازان سوخت درکوره میریزند
it is not d.
نمیتوان ازان صرف نظر کرد
fitch
موی راسویاقلم مویی که ازان بسازند
mofette
دهانهای که ازان دمه بد بو بیرون اید
secernent
اندامی که چیزی ازان تراوش کند
occurrence
تصادف رویداد
mishap
رویداد ناگوار
mishaps
رویداد ناگوار
circumstance
تفصیل رویداد
misadventure
رویداد ناگوار
misadventures
رویداد ناگوار
occurence
رویداد واقعه
exogenous event
رویداد برونی
event horizen
افق رویداد
commentary
گزارش رویداد
commentaries
گزارش رویداد
a life full of incidents
زندگی پر رویداد
occurrences
تصادف رویداد
decade
ده موضوع یا رویداد
decades
ده موضوع یا رویداد
contretemps
رویداد ناگوار
endogenous event
رویداد درونی
fly amanita
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly bane
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly agaric
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fustic
یکجورچوب زردکه رنگ پستهای ازان میگیرند
castles
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castle
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
it savours of revenge
بوی انتقام یاکینه جویی ازان می اید
one's pet aversion
چیزی که شخص مخصوصا ازان بیزار است
to slit hide into thongs
پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
ten yard
خط شکسته در طرفین خط نیمه به فاصله 01 یارد ازان
rummy start
رویداد شگفت انگیز
As events unfolded I realized that ...
درطی رویداد ها پی بردم که ...
passage
رویداد کارکردن مزاج
uneventful
بدون رویداد مهم
mischance
رویداد بد حادثه ناگوار
balance
احتمال رویداد خطا
passages
رویداد کارکردن مزاج
mischances
رویداد بد حادثه ناگوار
air pollution episode
رویداد الودگی هوا
balances
احتمال رویداد خطا
chock
قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
redan
استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
pete cock
شیر کوچک که ازان هوا یابخار بیرون می اید
giants stride
تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
to say grace
دعای سپاسگزاری کردن پیش ازخوراک یاپس ازان
in qviries r. to the accident
پرسش هایی درباره آن رویداد
non-events
رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
non-event
رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
soever
واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
gopher wood
چوبی که کشتی نوح ازان ساخته شدوحدس میزنندسرویاکاج باشد
special vertict
رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
black swan event
رویداد نادر و پیش بینی ناپذیر
ballast
وزنه یاباری که جهت تعادل کشتی یاهواپیما ازان استفاده میشود
dead line
خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
helmcloud
ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
real time
داده وروری به یک سیستم در صورت نیاز یا رویداد
The incident set off a debate.
این رویداد بحثی را به راه انداخت
[برانگیخت]
.
natives
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
event focus
که در حال دریافت پیام از یک عمل یا رویداد است
native
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
collision detection
تشخیص و گزارش داده برخورد دو عمل یا رویداد
parachronism
اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
mulches
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
grey matter
بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
muslin
یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
rain box
صندوق یا اسباب بازی دیگری که درتماشاخانه صدای باران ازان درمی اورند
mulch
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
generated
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
maintenance
مراقب مرتب از سیستم برای جلوگیری از رویداد خرابی
generate
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
generating
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
generates
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
pliantly polonica
یکجور ناخوشی که ازان موی سر کرک شده بهم گره میخوردناخوشی لهستانی است
This new frontier incident probably means war.
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
calibrated orifice
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
floating fender
زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
cycle stealing
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
edge detection
اشکارسازی لبه ها الگوریتمی که با استفاده ازان یک کامپیوتر یا ادم مصنوعی میتواند بفهمد که چه اشیایی را می بیند
logogram
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
logograph
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
reentrant subroutine
زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود
it is not t.
برای این نیست که من این یکی را ازان بیشتردوست دارم
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
message
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
messages
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
dead
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
conditional
دستور برنامه سازی که کنترل برنامه را طبق خروجی یک رویداد غیر مستقیم میکند
alert
پیام خطا از طرف نرم افزار به کاربر یا برنامه کاربردی برای رویداد یک مشکل یا خطا
alerts
پیام خطا از طرف نرم افزار به کاربر یا برنامه کاربردی برای رویداد یک مشکل یا خطا
alerted
پیام خطا از طرف نرم افزار به کاربر یا برنامه کاربردی برای رویداد یک مشکل یا خطا
warn
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warned
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warns
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
id
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
main
مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com