English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
to knock out پس ازبسته شدن دردانشکده یادانشگاه درزدن وبیرون رفتن
Other Matches
mattriculation نام نویسی دردانشکده یا دانشگاه
in and out تو وبیرون
through out ازدرون وبیرون
throughout از درون وبیرون
to scare away ترساندن وبیرون کردن
to drum at a door درزدن
knocked درزدن
knocks درزدن
knock درزدن
rackle صدای درزدن
mattriculation دخول در دانشکده یادانشگاه
academian عضو دانشکده یادانشگاه
beadle مستخدم جزء کلیسا یادانشگاه
syndic نماینده یا وکیل یک شرکت یادانشگاه
matriculate در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculated در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculating در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
demolition derby مسابقه رانندگان ماهر درزدن اتومبیلهای کهنه به یکدیگر
puncher مشتزنی که بیشتر کوشش درزدن ضربه دارد تا سرعت ومهارت
freshers نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
fresher نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
to count out یکی یکی شمردن وبیرون دادن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
niggles ور رفتن
snipped کش رفتن
to flow over سر رفتن
snip کش رفتن
departure رفتن
departures رفتن
crawl رفتن
goes رفتن
shrinks اب رفتن
hedged در رفتن
hedges در رفتن
to fall short کم رفتن
to go back ward پس رفتن
to go backward پس رفتن
to fall away پس رفتن
pullback پس رفتن
hedge در رفتن
to pair off رفتن
snipping کش رفتن
shrinking اب رفتن
retracts تو رفتن
putter ور رفتن
puttered ور رفتن
puttering ور رفتن
putters ور رفتن
retracting تو رفتن
retracted تو رفتن
retrograde پس رفتن
gang رفتن
to go to the bottom ته رفتن
filching کش رفتن
filches کش رفتن
filched کش رفتن
filch کش رفتن
gangs رفتن
to go to mess رفتن
retire پس رفتن
to boil over سر رفتن
going رفتن
shrink اب رفتن
to fall away رفتن
to go bang در رفتن
to make ones getaway در رفتن
retires پس رفتن
abstract کش رفتن
abstracting کش رفتن
abstracts کش رفتن
snook کش رفتن
to do out of کش رفتن
to do a guy در رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
admit رفتن
to hang back پس رفتن
retract تو رفتن
snitched کش رفتن
snitches کش رفتن
snitching کش رفتن
recede پس رفتن
receded پس رفتن
recedes پس رفتن
receding پس رفتن
short-changing کش رفتن
jauk ور رفتن
pilfers کش رفتن
to take to ones heels در رفتن
to foot it رفتن
regressing پس رفتن
to whisk away or off رفتن
pilfer کش رفتن
pilfered کش رفتن
make off در رفتن
pilfering کش رفتن
short-changes کش رفتن
short-changed کش رفتن
short-change کش رفتن
twiddled ور رفتن
twiddles ور رفتن
go off در رفتن
twiddling ور رفتن
to get over رفتن از
to get one's monkey up از جا در رفتن
to get away رفتن
To go رفتن
twiddle ور رفتن
meddles ور رفتن
sink ته رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
hang around ور رفتن
fribble ور رفتن
go over به ان سو رفتن
sinks ته رفتن
meddle ور رفتن
meddled ور رفتن
glom on to کش رفتن
to break loose در رفتن
niggle ور رفتن
crawled رفتن
admits رفتن
to fly off در رفتن
crawls رفتن
swipe کش رفتن
go رفتن
to run off در رفتن
swiping کش رفتن
swiped کش رفتن
niggled ور رفتن
to skirt along the coast رفتن
betake رفتن
regresses پس رفتن
bleneh پس رفتن
regress پس رفتن
admitting رفتن
snitch کش رفتن
to peter out پس رفتن
break loose در رفتن
mog رفتن
to sleep fast رفتن
nim کش رفتن
regressed پس رفتن
Mt بالا رفتن
outraging ازجا در رفتن
to go on foot پیاده رفتن
plunge شیرجه رفتن
Mts بالا رفتن
to go on پیش رفتن
to get down پایین رفتن
to give way پس رفتن فرورفتن
consumes تحلیل رفتن
aspire بالا رفتن
to go off بخواب رفتن
to go off بیرون رفتن
to go forward پیش رفتن
traipse راه رفتن
to go forth پیش رفتن
traipsed راه رفتن
to go down پایین رفتن
traipsing راه رفتن
to go a hunting شکار رفتن
to go با دسته رفتن
aspired بالا رفتن
aspires بالا رفتن
consumed تحلیل رفتن
outrages ازجا در رفتن
outraged ازجا در رفتن
consume تحلیل رفتن
outrage ازجا در رفتن
aspiring بالا رفتن
traipses راه رفتن
to roll by اسان رفتن
to sink in the scale پایین رفتن
to slip off or away نادیده رفتن
to sweep past اسان رفتن
to take french بی خداحافظی رفتن
to take french بی بدردو رفتن
to take french leave بی خداحافظی رفتن
to thrash to windward برضدبادیاجزرومدپیش رفتن
to toll up روی هم رفتن
to sinister in خورد رفتن
to show the white feather ازمیدان در رفتن
to seek adventures پی مخاطرات رفتن
to roll by صاف رفتن
churns جلو رفتن
churned جلو رفتن
churn جلو رفتن
to roll on اسان رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com